چگونگی شکل گرفتن کهکشانها ومنظومه شمسی با ده سیاره آن
 
 

سدنا دهمین سیاره منظومه شمسی می باشد. سیاره جدید که نام علمی آن «یو.بی313، 2003 » و قطر آن 1,180 تا 2,360 کیلومتر است، توسط ستاره شناسان در کالیفرنیا و هاوایی کشف شد. انجمن بین‌المللی اخترشناسی، اکتشاف دهمین سیاره گردنده به دور خورشید که در مرز منظومه شمسی قرار دارد را تایید کرده است. این شیء ابتدا در سال 2003 کشف شده بود اما سیاره بودن آن اخیرا تایید شد.

فاصله این شیء از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است. تاکنون تصور می شد پلوتون دورافتاده ترین سیاره منظومه شمسی است. جرم این سیاره حداقل به اندازه پلوتون است. فاصله متوسط نپتون و پلوتون از خورشید به ترتیب 1/30 و 5/39 برابر فاصله متوسط زمین از خورشید است که خود به بیش از 150 میلیون کیلومتر می‌رسد و آن را یک واحد اخترشناسی (AU) می نامند.
این بزرگترین جرم آسمانی است که از زمان اکتشاف
نپتون در سال 1846 در مدار خورشید کشف می‌شود. هنوز جزئیات کاملی در مورد این جرم آسمانی در دست نیست؛ اما مشخص شده است که در مداری نامتعارف گردش می کند و فاصله آن با خورشید هرگز کمتر از فاصله نپتون با مرکز منظومه شمسی نیست و بخش اعظم مدار آن در فاصله‌ای دورتر از سیاره پلوتون قرار دارد.

به گفته اخترشناسان کمابیش مشخص است که این سیاره از یخ و توده های سنگ تشکیل یافته است. به دلیل خاصیت این جرم در انعکاس نور، اندازه گیری آن با حاشیه خطای قابل توجهی همراه بوده و هنوز ابعاد واقعی آن مشخص نشده است.

در حال حاضر، دو گروه از اخترشناسان همزمان کشف این جرم کیهانی را اعلام داشته اند.قرار است کاشفان جرم جدید یافته های خود را در کنفرانس اخترشناسی کمبریج در ماه سپتامبر سال جاری ارائه دهند.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

فاصله متوسط از خورشید

4.49 میلیارد کیلومتر

قطر استوا

49528 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

19.20 ساعت

مدت حرکت انتقالی

164.79 روز زمینی

سرعت مداری

5.47 کیلومتر در ثانیه

دمای ابر فوقانی

220- درجه سانتیگراد

جرم (زمین=1)

17.14

چگالی متوسط (آب=1)

1.64

جاذبه (زمین=1)

1.20

تعداد قمر

8

دور ترين ساره منظومه شمسي از خورشيد به فاصله تقريبي 5920000000 كيلو متر معادل 3679000000 مايل ميباشد. اين سياره كوچك قطر حدود 3600 كيلو متر دارد بنابر اين پلوتو كوچكترين ساره منظومه شمسي است. پلوتو بالاي يك مدار خيلي طولاني درست 248 سال و 54 روز يكبار بدور خورشيد ميگردد. و برخي از دانشمندان سياره شارون را قمر پلوتو ميدانند. اين سياره كه در سال 1930 كشف گرديده معلومات اندكي در مورد آن موجود است. بعلت فاصله بسيار زيادي كه از كره ما (زمين) دارد اطلاعات دقيقي از اين سياره در دست نيست و تاكنون اقماري نيز در اطراف آن مشاهده نشده است.

دانشمندان وجود حيات را به علت سرماي شديد 204- الي 237- درجه سانتي گراد در اين سياره متحمل نميدانند. وجود اين سياره در منظومه شمسي اولين بار توسط Lowel تخمين زده شد و سپس بوسيله ويليام تومباك در سال 1930 كشف گرديد. تحقيقات بعدي به كشف سياره كوچكتري بنام شارون (سرد ترين سياره كشف شده) در نزديكي اين سياره انجاميد. 22 ژوئن 1خ978 م نهمین سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت از آسمان در شبهای مختلف نشان می‌داد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان می‌دهد. از همین رو وجود آن به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد.

یا پلوتون سیاره است؟

رسما بله. وقتی پلوتون در سال 1930 میلادی کشف شد، اتحادیه بین المللی اخترشناسی ، آن را به عنوان "سیاره" شناسایی کرد. به رغم مباحثات اخیر، این جرم آسمانی هنوز رسما در طبقه بندی جدیدی جای نگرفته است. معیارهای اساسی شناسایی یک سیاره را می‌توان به این شرح خلاصه کرد: هر جرم آسمانی که (مستقیما) گرد ستاره‌ای حرکت کند، ستاره یا شبه ستاره نباشد و آنقدر بزرگ باشد که گرانش خود آن ، موجب شود که شکل کروی داشته باشد، سیاره است. پلوتون هر سه شرط را برآورده می‌کند. اما برخی از دانشمندان معتقدند که پلوتون ممکن است یکی از بزرگترین سیارات کوتوله کمربند کوئیپر باشد. دلایل و مدارت قابل توجهی نیز در تأیید و تقویت این نظریه وجود دارد.

منشأ پلوتون چیست و از کدام بخش از کیهان آمده است؟

نخست تصور می‌شد که پلوتون یکی از اقمار نپتون بوده است. اما وجود شباهتهایی میان ترکیبات و مدارهای پلوتون و یکی از اقمار نپتون ، موسوم به ترایتون ، دلالت بر این دارد که ممکن است هر دو آنها قبلا در مدارهای مستقلی گرد خورشید حرکت می‌کرده‌اند و بعدا سیاره نپتون ، تراتیون را به دام انداخته است. اما با اینکه مدار پلوتون ، مدار سیاره همسایه‌اش را قطع می‌کند، هرگز آنقدر به آن نزدیک نمی‌شود که تحت تأثیر نیروی گرانشی نپتون قرار گیرد و به دام بیفتد.

عده‌ای از اخترشناسان با توجه به شباهتهای موجود میان پلوتون و ترتیون با دیگر اجرام کمربند کوئیپر نتیجه می‌گیرند که هم قمر تراتیون و هم سیاره پلوتون حدود 4.5 میلیارد سال پیش ، از این کمربند به بیرون پرتاب شده‌اند. عده دیگر با توجه به مدار عجیب و مرکز گریز آن می‌گویند ممکن است پلوتون ابتدائا قمر یکی از سیارات منظومه شمسی (حتی زمین) بوده است که بعدا از آن گریخته است.

مشخصات فیزکی

طول هر شبانه روز پلوتون (زمانی که سیاره ، یک بار گرد محور خود می‌چرخد) معادل 153 ساعت زمینی است. روزهای این سیاره بسیار تاریک است. قمر آن ، شارون ، در سال 1987 بطور تصادفی در رصدخانه مونت پالومار کشف شد. شارون در مدار همزمانی توسط پلوتون به دام افتاده است و همواره در نقطه‌ای ثابت گرد آن می‌گردد.

مدار پلوتون به دور خورشید، میل تندی دارد و فاصله متوسط آن از خورشید 5.915 میلیارد کیلومتر است که خورشید از آنجا فقط بصورت ستاره‌ای درخشان دیده می‌شود. پلوتون از سنگ و یخ تشکیل شده و اندازه‌اش کوچکتر از
ماه زمین است. هنگام نزدیک شدن به خورشید جوی رقیق در اطراف آن تشکیل می‌شود که با دور شدن سیاره از خورشید یخ می‌بندد. مدار پلوتون بسیار طولانی بوده و بیشتر از سیارات دیگر نسبت به دایرة البروج انحراف دارد.

این سیاره هر 248.5 سال یک بار به دور خورشید می‌چرخد که در مدت 20 سال از این زمان فاصله‌اش نسبت به خورشید کمتر از فاصله
نپتون از خورشید است. این مشخصات غیر عادی باعث شده تا بعضی ستاره شناسان ، پلوتون را نوعی سیارک بزرگ تصور کنند.

پلوتون دورترین سیاره از خورشید بوده ، کمترین دما را در بین سیارات دارد. مدار بیضوی این سیاره که 248.5 سال زمینی طول می‌کشد، طولانی‌ترین مدار در
منظومه شمسی است. پلوتون کوچکترین سیاره منظومه شمسی است و کمترین نیروی جاذبه را دارد.
به گفته یکی از اخترشناسان ، پلوتون تنهاترین و منزوی‌ترین سیاره منظومه شمسی است. اخترشناس دیگری پس از اینکه نخستین عکسهای
تلسکوپ هابل را از نهمین سیاره منظومه شمسی مشاهده و بررسی کرد، گفت: "این سیاره‌ای شگفت است. اگر می‌توانستیم با فضاپیمایی به آنجا سفر کنیم، حقایق شگفت آور بیشتری را در مورد آن کشف می‌کردیم."

سطح پلوتون تا چه اندازه سرد است؟

دمای سطحی نهمین سیاره ، در فاصله 5.91 میلیارد کیلومتری خورشید ، احتمالا حدود منهای 230 درجه سانتیگراد است. می‌دانیم روی پلوتون مناطق تیره‌ای وجود دارد، اما نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که در این مناطق نیتروژن با متان یخ زده وجود ندارد. اگرچنین باشد، ممکن است این مناطق اندکی گرمتر از سایر قسمتهای سیاره باشند. تا آن هنگام که سیاره را بهتر بشناسیم، اخترشناسان فرض می‌کنند که دمای سطح آن ثابت است. در دمای منهای 230 درجه سانتیگراد، یخ درست مانند سنگ ، سخت و محکم و بادوام است. بیشتر گازها روی سطح سیاره متراکم و تبدیل به مایع می‌شوند. روشنایی روز به آن معنایی که ما زمینیها می‌شناسیم، در آنجا وجود ندارد. خورشید آنقدر دور است که در آسمان پلوتون ، تنها ستاره‌ای بسیار درخشان به نظر می‌رسد.

سفر به پلوتون

تأمین هزینه چنین سفری بسیار دشوار است. مأموریت ویژه کوئیپر نیز که قرار است فقط به منظور پرواز از کنار پلوتون و شارون و گرفتن عکسهایی از سطح این دو انجام شود، مستلزم صرف مخارج هنگفتی است. در حقیقت ، پیاده کردن انسان روی پلوتون ، تا زمان ابداع شکل و شیوه جدیدی از سفر فضایی ، به تعویق می‌افتد.

شارون

مواد تشکیل دهنده شارون ، تنها قمر پلوتون ، احتمالاً زمانی شبیه به مواد تشکیل دهنده پلوتون بوده‌اند. اما در حال حاضر شارون عمدتا از آب منجمد تیره و پلوتون از متان منجمد که رنگی روشن دارد پوشیده شده‌اند. احتمال می‌رود که مولکولهای متان بخاطر میدان جاذبه قویتر پلوتون ، از شارون جدا شده و جذب پلوتون شده‌اند. مانند تمام اجرامی که منظومه مداری دارند، پلوتون و شارون نیز به دور یک مرکز جرم مشترک می‌چرخند. شارون که قمری بزرگ است، دارای طول قطری به اندازه نصف قطر پلوتون بوده و 12 درصد جرم منظومه مداری را به خود اختصاص داده است.

مرکز جرم این منظومه در خارج از سطح پلوتون قرار دارد. مدار پلوتون 17 درجه نسبت به دایرة البروج ، صفحه مدار زمین انحراف دارد و این در حالی است که سایر مدارهای سیاره‌ای فاصله بسیار کمی با صفحه دایرة البروج دارند. پلوتون در یک نقطه معین از مدار خود ، 1.25 میلیارد کیلومتر (780 میلیون مایل) پایین‌تر از دایرة البروج قرار می‌گیرد. این فاصله تقریبا به اندازه فاصله سیاره زحل از خورشید است.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

سومين سياره بزرگ منظومه شمسي است. همچنان اولين سياره منظومه شمسي است كه فقط كه فقط با چشم مسلح ديده ميشود. قطر آن 54000 كيلو متر معادل 335000 مايل ميباشد. و فاصله آن از خورشيد 4495000 كيلو متر معادل 2793500000 مايل. در 164 سال و 328 روز يكبار بدور خورشيد و در مدت 15 ساعت و نيم يكبار بدور خود ميچرخد.

ويژگي هاي آن تقريباً شبيه اورانوس است. دو قمر به نام هاي تريتن و تريد به دور آن ميگردند. همچنين داراي 6 قمر كوچك ديگر ميباشد. كثافت آن بيشتر از اورانوس 2/2 است از اينرو بايد در تركيب آن هايدروجن كمتر نسبت به اورانوس شامل باشد و ادعا ميشود كه 14% كثافت اين سياره از هايدروجن ساخته شده حالا آنكه اين تركيب در كثافت كلي اورانوس 23% است. نپتون هشتمین سیاره نزدیک به خورشید و چهارمین غول گازی است. از لحاظ اندازه و ساختار شبیه به سیاره همسایه‌اش ، سیاره اورانوس ، می باشد. جو آبی رنگ و درخشان این سیاره بخاطر وجود گاز متان در آن است. شکلهای ابر مانند متعدی روی این سیاره وجود دارند که مهمترین آنها لکه سیاه بزرگ نام دارد. این لکه ، مجموعه طوفانی عظیمی به بزرگی کره زمین است. شکلهای ابر مانند نپتون ، توسط سریعترین بادهای منظومه شمسی با سرعتی معادل 2200 کیلومتر در ساعت (1370 مایل در ساعت) جابجا می‌شوند. زیر این ابرها ، جبه‌ای از یخ و گاز و هسته‌ای سنگی و کوچک قرار دارد.

سیاره نپتون

قمرهای نپتون

لکه سیاه بزرگ

لکه سیاه بزرگ و لکه سیاه کوچک واچرخه‌هایی بیضی شکل در جو نپتون هستند که بوسیله سریعترین بادهای منظومه شمسی ، در جهت عکس چرخش نپتون حرکت می‌کنند. ابر کوچکی به نام اسکوتر که از نوع ابر سیروس است، در ارتفاع متفاوتی نسبت به لکه‌ها قرار دارد که باد کمتری در این نقطه می‌وزد. موقعیت این ابر نسبت به هسته نپتون ثابت مانده و در جهت چرخش نپتون ، که مخالف جهت حرکت لکه‌هاست، حرکت می‌کند.

لکه سیاه بزرگ ، انبوهی از گازهای مختلف که در وسعتی به اندازه سطح زمین ، با سرعتی حدود 1000 کیلومتر در ساعت (620 مایل در ساعت) ، معادل سرعت صوت ، روی سیاره نپتون در حرکت است. بادهای نپتون سرعتی دو برابر سرعت فوق دارند که حدوداً 10 برابر سرعت گردبادهای سطح زمین است.

حلقه‌های نپتون

در مدتی کمتر از 100 میلیون سال ، تریتون وارد محدوده روش نپتون (کوتاهترین فاصله از یک جسم اصلی که در آن یک جسم تابع می‌تواند بدون آنکه توسط نیروهای جاذبه متاشی شود، دور بزند) خواهد شد. نیروهای کششی می‌توانند قمرهایی که در این محدوده قرار دارند را بسته به نوع مواد تشکیل دهنده شان متلاشی کنند. احتمال دارد تریتون به سنگریزه‌هایی تبدیل شده و حلقه‌ای زیبا به دور نپتون تشکیل دهد.

حلقه‌های نپتون در فاصله 40000 تا 63000 کیلومتری (25000 تا 39000 مایلی) نپتون گسترده شده‌اند. این حلقه‌ها بسیار تیره هستند، یکی از آنها عریض و سه حلقه دیگر باریک می‌باشند. نام حلقه‌های آدامز و لووریه از نام دو ستاره شناس که وجود و موقعیت سیاره نپتون را پیش بینی کرده بودند، گرفته شده است. نام حلقه گاله از نام ستاره شناس آلمانی ، یوهان گاله (1910-1812) ، که نپتون را کشف نمود گرفته شده است. کاوشگر فضایی ویجر2 انبوهی از مواد حلقوی در حلقه آدامز کشف نمود که ستاره شناسان هنوز توضیحی برای وجود آنها نیافته‌اند.

قمرهای نپتون

قبل از آنکه ویجر2 در سال 1989 به مطالعه نپتون بپردازد، از هشت قمر نپتون فقط تریتون ونیراید شناخته شده بودند. تریتون سردترین جسم شناخته شده در منظومه شمسی است که دمای سطح آن 235- درجه سانتیگراد (391- درجه فارنهایت) است. جو رقیقی از نیتروژن در اطراف این قمر وجود دارد.

انفجار غبار آلود
در سطح تریتون‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ، رگه‌هایی از غبار سیاه که
منفذ فواره بخار بیرون زده‌اند وجود دارند.

قمر اصلی
تیترون با قطری معادل 2705 کیلومتر
(1680 مایل) بزرگترین قمر نپتون است.

مدار نامنظم نپتون

ما تا کنون فقط توانسته‌ایم 9 سیاره را در منظومه شمسی شناسایی کنیم، اما آیا سیاره‌های دیگری نیز در این منظومه وجود دارند؟ به نظر بعضی از ستاره شناسان بی نظمی‌هایی که در مدار نپتون مشاهده شده ، ممکن است توسط سیاره دهم که جرم زیادی داشته و خارج از مدار پلوتون قرار دارد ایجاد شده باشند. این سیاره فرضی سیاره ایکس نام گرفته است. مخالفین این فرضیه بر این عقیده‌اند که منظومه شمسی دارای ماده کافی برای تشکیل سیاره علاوه بر 9 سیاره دیگر نبوده و همچنین تشکیل این سیاره در چنین فاصله‌ای مطابق با عمر منظومه شمسی نیست. نپتون بعد از پلوتون ، دورترین سیاره از خورشید و از لحاظ بزرگی چهارمین سیاره منظومه شمسی است. کوچکترین غول گازی بوده و مانند سایر غولهای گازی ، حلقه‌هایی از غبار و ذرات دیگر در اطراف خود دارد.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

چهارمين سياره منظومه شمسي از نظر بزرگي بعد از مشتري ، زحل ، نپتون است. و هفتمين سياره از لحاظ فاصله خود با خورشيد ميباشد. قطر آن حدود 70500 كيلو متر معادل 31500 مايل و فاصله اش از خورشيد بيش از 2800000000 كيلو متر معادل 1750000000 مايل ميباشد.

در مدت 84 سال و 7 روز يكبار بدور خورشيد و در 10 ساعت و 48 دقيقه يكبار به دور خود ميچخد. در جو آن آمونياك وجود ندارد فاقد هوا دانسته شده است اما در اثر تحليل و تجزيه نتايج رصد خانه ها نجومي آشكار شده است كه در جو اورانوس كه ضخيم نيز ميباشد حاوي مقدار زياد ميتان ميباشد به احتمال زياد هليوم و هايدروجن نيز در جو آن سياره موجود است. حرارت اين سياره را كمتر از 200- درجه سانتي گراد ميدانند. همچنان كثافت اين سياره 56/1 نشان داده شده است. اورانوس با چشم غير مسلح ديده نمي شود اين سياره داراي پنج قمر بنام هاي ميراندا ، آريل ، آمبريل ، تيتانيا و ابرون ميباشد. اورانوس بوسيله هرسل دانشمند آلماني كشف گرديده است. اورانوس هفتمین سیاره نزدیک به خورشید و سومین غول از چهار غول گازی است. جبه‌ای از گاز و یخ هسته سنگی این سیاره را پوشانده است. جو اطراف جبه غالباً از متان ساخته شده ، که این گاز باعث وجود رنگهای آبی و سبز که از مشخصات بارز این سیاره هستند، می‌شود. اورانوس در کناره‌های خارجی و سرد منظومه شمسی قرار داشته ، دمای ابرهای فوقانی آن به 210 درجه سانتیگراد زیر صفر (346- درجه فارنهایت) می‌رسد. علی رغم داشتن 15 قمر و یک منظومه حلقوی ، سطح اورانوس مشخصه خاصی ندارد. تنها مشخصاتی که تا کنون مشاهده شده‌اند چند ابر متانی هستند که در سال 1986 بوسیله کاوشگر فضایی ویجر2 کشف شدند.


فاصله متوسط از خورشید

2.87میلیارد کیلومتر

قطر استوا

51118 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

17.90 ساعت

مدت حرکت انتقالی

84.01 سال زمینی

سرعت مداری

6.81 کیلومتر در ساعت

دمای ابر فوقانی

-210 درجه سانتیگراد

جرم (زمین = 1)

14.53

چگالی متوسط (آب = 1)

1.29

جاذبه (زمین = 1)

0.79

تعداد قمر

15

 

رصد اورانوس

تحت شرایط بسیار عالی ، اورانوس را می‌توان با چشم غیر مسلح دید. هنگام مشاهده با تلسکوپ ، اورانوس بصورت حلقه کوچکی به رنگهای سبز و آبی دیده می‌شود. 15 قمر اورانوس تا کنون کشف شده‌اند که به موازات استوای سیاره و در جهت چرخش سایره ، به دور آن می‌چرخند. در اثر انحراف محور چرخش اورانوس ، صفحه استوای سیاره تقریباً عمود بر صفحه دایرة البروج است.

به همین سبب ، گاهی اوقات مانند سالهای 1945 و 1987، اگر از زمین به اورانوس بنگریم فقط قطب آن دیده شده ، مدار قمرهای سیاره تقریباً بصورت صفحه‌ای کامل به نظر می‌رسد. بعضی اوقات نیز ، مانند سالهای 1966 و 2008 ، کناره مدار قمرهای اورانوس دیده شده ، چنین به نظر می‌رسد که قمرها در مسیری مستقیم عقب و جلو می‌روند.

خواص فیزیکی اورانوس

محور چرخش اورانوس حدود 98 درجه نسبت به صفحه مدار سیاره به دور خورشید انحراف دارد. بنابراین اورانوس بر خلاف سایر سیاره‌ها ، روی محوری تقریباً افقی می‌چرخد. انحراف محور اورانوس تأثیر زیادی بر قطبهای سیاره می‌گذارد و باعث می‌شود که هر قطب از دوره تناوب مداری که 84 سال زمینی طول می‌کشد، 42 سال را در روشنایی و 42 سال دیگر را در تاریکی بگذراند. به هر حال ، اورانوس به قدری از خورشید دور است که تفاوت دما در قطبها در طول تابستان و زمستان فقط 2 درجه سانتیگراد (3.6 درجه فارنهایت) است.

اورانوس سومین سیاره بزرگ منظومه شمسی بوده ، بزرگی آن 4 برابر
زمین است. دوره تناوب مداری این سیاره 84 سال زمینی است و بعد از نپتون و پلوتون ، طولانی‌ترین مدار را دارد.

حلقه‌های اورانوس

تصادم عظیم احتمال دارد که در گذشته ،
جسم آسمانی بزرگی به یک طرف اورانوس برخورد کرده
و باعث انحراف محور چرخش آن شده است.




بخاطر تیرگی زیاد مواد سازنده حلقه‌های اورانوس ، مشاهده آنها بسیار مشکل است. در سال 1977، این حلقه‌ها در مسیر نور یک ستاره قرار گرفته و بدین ترتیب کشف شدند. کاوشگر فضایی ویجر2 در سال 1986 یازده حلقه باریک این سیاره را از نزدیک مورد بررسی قرار داد. مواد تشکیل دهنده این حلقه‌ها سنگهایی به اندازه یک متر (یک یارد) هستند. پهنای حلقه "اپسیلون" از 20 تا 100 کیلومتر (12 تا 60 مایل) متغیر است.

قمرهای اورانوس

15 قمر تا کنون برای اورانوس شناخته شده‌اند که مواد تشکیل دهنده تمام آنها مخلوطی از سنگ و یخ است. در سطح چهار قمر بزرگ اورانوس (ابرن ، تیتانیا ، آمبریل ، آریل) گودالهای شهابسنگی وجود دارند. سطح میراندا ، پنجمین قمر بزرگ اورانسو ، مشخصات مختلفی دارد، از جمله دشتهایی پوشیده از گودالهای شهابسنگی قدیمی ، تپه‌های بزرگ و دره‌های عمیقی که سطح این قمر را شکافته‌اند. به نظر ستاره شناسان ، دلیل ویژگیهای متفاوت سطح میراندا این است که این قمر احتمالاً بر اثر یک تصادم عظیم متلاشی شده و سپس دوباره جمع شده است.


  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

عجيب ترين سياره منظومه شمسي است. ششمين سياره نزديك به خورشيد و پنجمين و آخرين سياره اي است كه از زمين با چشم غير مسلح ميتوان ديد. فاصله آن تا خورشيد تقريباً دو برابر فاصله مشتري تا خورشيد است. تقريباً 1426000000 كيلو متر معادل 886200000 مايل ميباشد. حجم زحل پس از مشتري از ساير سيارات منظومه شمسي بيشتر است همچنان زحل كمترين كصافت را در منظومه شمسي داشته كثافت آن به 685% بالغ ميگردد.

اين سياره از مشتري خوردتر بوده و عناصر تركيب كننده آن مانند مشتري هايدروجن و هيليوم ميباشد. قطر زحل 120000 كيلو متر معادل 74600 مايل اما درعوض وزن مخصوص اين سياره بسيار ناچيز و حتي از وزن مخصوص آب نيز كمتر است. و اگر اين سياره در آب بيفتد روي آب خواهد ايستاد.

گردش آن بدور خورشيد 29 سال و شش ماه و حركت وضعي آن 10 ساعت و سي دقيقه طول ميكشد. زحل داراي اتموسفير است جو آن كاملاً شبيه جو كره كشتري بوده ولي به علت داشتن فاصله بيشتر از خورشيد درجه حرارت آن حداقل صد درجه كمتر از مشتري است. بنابر اين گاز آمونياك موجود در جو آن منجمد ميشود بدين جهت است كه بسياري از ابرهاي زحل را همان آمونياك هاي منجمد تشكيل ميدهد.

بيشتر اتموسفير زحل از گازهاي آمونياك و ميتان تشكيل يافته است. زحل هفده قمر دارد اما برخي از دانشمندان تعداد اقمار زحل را تا 21 عدد نيز بر شمرده اند اين دانشمندان مجموع اقمار منظومه شمسي را بيش از 48 عدد ميدانند. دو قمر بزرگ ترند مثلاً تيتان به قطر 5600 كيلو متر و كوچكترين آنها 240 كيلو متر قطر دارد. جالب ترين پديده در زحل كمر بندهاي آن است در فاصله 11200 از سطح زحل در ناحيه استوائي آن كمر بند پهن و بزرگي قرار گرفته كه كاملاً كره زحل را ميان گرفته است. بغير اين كمر بند ، كمر بند هاي ديگري نيز موازي با آن شكل لايه هاي پوست پيازي كره را در بر گرفته اند. نقاط تيره اي كه اين حلقه ها از هم جدا ميسازد بنام گاسيني منجم قرن هفده و كاشف اين نقاط معروفند.

بطور عموم زحل داراي سه حلقه است حلقه خارجي از خود سياره تيره تر بوده و حلقه وسطي آن درخشان ميباشد اما حلقه سومي آن كه بنام حلقه اطلس هم شهرت دارد مانند پرده ضعيف بالاي قرص سياره قرار داشته به آساني قابل رويت نمي باشد.

دانشمندان امروزه معتقدند كه تمام اين كمربند ها در ابتدا عبارت ازيك يا دو قمر جداگانه بوده اند. كه به گرد زحل مي چرخيدند و پس از آنكه قوه جاذبه زحل آنها را بخود جذب كرد در اثر اصطحكاك با زحل متلاشي شده و بشكل ذرات ايزو متراكم بشكل هاله هائي بدور اين سياره شروع به گردش نمودند.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

بزرگترين سياره منظومه شمسي و پنجمين سياره از لحاظ بعد فاصله از خورشيد است. مشتري 1300 برابر كره زمين بوده كه به قطر تقريبي 142000 كيلو متر معادل 88300 مايل است. فاصله مشتري از خورشيد 778000000 كيلو متر معادل 483500000 مايل ميباشد. كه در مدت دوازده سال يكبار بدور خورشيد و در مدت 9 ساعت و 15 دقيقه يكبار بدور خود ميچرخد.

سرعت اين سياره بسيار سريع بوده بطوريكه با سرعتي بيش از 36000 كيلو متر در ساعت بدور خود ميچرخد. ‹بيشترين سرعت چرخشي كره زمين 1670 كيلو متر در ساعت است›. مشتري بطور كامل از لحاظ تركيب عناصر تشكيل كننده از چهار سياره قبلي متمايز است به اين علت است كه كثافت آن از كثافت زمين و سيارات ديگر همنوع آن سيارات خاكي فدق فاحشي داشته معادل به 33/1 ميباشد كه كمي بيشتر از كثافت آب است.

كم بودن كثافت مشتري نشان ميدهد كه عناصر تركيب كننده اش ازنوع سبكترين عناصر يعني هايدروجن و هيليوم ميباشد. مشتري به اساس رصد هاي كه گرفته شده است داراي 16 قمر ميباشد. كه از جمله چهار قمر بزرگ و 12 قمر كوچك دارد بزرگترين آنها بنام كاايتو ميباشد كه حدود 4800 كيلو متر قطر دارد به اندازه ساره عطارد.

طبقاتي از ابر هاي تيره در بالا ابرهاي روشن تر به دور سياره ميگردند. دانشمندان در اين سياره لكه سرخ وسيعي را كه بيش از 48000 كيلو متر طول و 11000 كيلو متر پهنا دارد مشاهده نموده اند. فشار اتمسفير مشتري خارق العاده است توده يخ عظيمي سطح سياره را پوشانيده است. درجه برودت مشتري بحدي است (130- ) درجه سانتي گراد گاز آمونياك موجود در جو آن حداقل بصورت مايع در مي آيد.

اگر بتوانيد با تلسكوپ 200 اينجي هال ، از طريق يك صافي قرمز مشتري را رسد كنيد. آنرا بصورت شكل زير خواهيد ديد. صافي قرمز ، اجزاي روي قرص مشتري را بخوبي اشكار ميكند. نوارهايي را كه در تصوير زير مي بينيد به همين طريق واضع شده اند. سايه يكي از 16 قمر مشتري ، بنام گاني مر ، در قسمت بالائي قرص مشتري ديده ميشود.

(صفحه 51 ش م س)

فاصله متوسط از خورشید

778/33 کیلومتر

قطر استوا

142984 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

9/48 ساعت

مدت حرکت انتقالی

11/86 سال زمینی

سرعت مداری

13/06 کیلومتر در ثانیه

دمای ابر فوقانی

-150 درجه سانتیگراد

جرم(زمین=1)

317/93

چگالی متوسط(آب=1)

1/33

جاذبه(زمین=1)

2/54

تعداد قمر

16


مشتری پنجمین سیاره نزدیک به خورشید و اولین غول از چهار غول گازی است. مشتری بزرگترین سیاره منظومه شمسی بوده و جرم آن از تمام سیارات دیگر بیشتر است. حجم این سیاره 1300 برابر زمین، و جرم آن دو و نیم برابر جرم تمامی سیارات منظومه شمسی است. ابرهای انواری شکل مشتری غالباً از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند. جو درونی سیاره حدود 1000 کیلومتر (600 مایل) پایین تر از ابرها شروع می شود که در این نقطه گاز هیدروژن به مایع تبدیل می گردد. در اعماق پایین تر، هیدروژن حالت فلزی دارد. در مرکز مشتری، هسته ای سنگی و بسیار داغ وجود دارد که حرارتش به 3500 درجه سانتی گراد (63000 درجه فارنهایت) می رسد.


لکه سرخ بزرگ

گردباد
لکه سرخ بزرگ ناحیه ای پر فشار است
که در آن گردبادهای بالارونده ، گازهای
مختلفی را با خود وارد جو می کنند.


لکه سرخ بزرگ، یک ناحیه واچرخه ای بزرگ (نوعی گردباد) در ابرهای فوقانی سیاره مشتری است. از زمان کشف این لکه تا کنون، بارها دیده شده که قطر آن تا سه برابر قطر زمین افزایش یافته است. جریانهای چرخان گاز که در این لکه وجود دارند، فسفر را ار جو تحتانی به بالا مکیده و باعث قرمز یا صورتی شدن لکه می شوند. این لکه از محیط اطراف خود بلندتر و سردتر است و هر 12 روز زمینی، یک دور در جهت عکس عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد.

حلقه های مشتری


منظومه حلقه های مشتری در سال 1979 توسط کاوشگر فضایی ویجر 1 کشف گردید. سه حلقه مشتری به ترتیب زیر نامگذاری شده اند:

حلقه هاله به عرض 22800 کیلومتر (14170 مایل). حلقه اصلی که حلقه ای باریک و درخشان است به عرض 6400 کیلومتر (3980 مایل). و حلقه تار عنکبوت «گسامر) که رقیق ترین و عریض ترین حلقه می باشد به عرض 8500 کیلومتر (53000 مایل).

زیر نویس عکس
حلقه تار عنکبوت که در این تصویر ساختگی به رنگ آبی کمرنگ دیده می شود ، از حلقه اصلی که مشتری را احاطه می کند بیرون زده است .

قمرهای مشتری


شانزده قمر مشتری به چهار گروه چهارتایی تقسیم می شوند . گروه اول در فاصله حدود 130000 کیلومتری (80000 مایل). گروه دوم در فاصله حدود 200000 کیلومتری (125000 مایل). گروه سوم در فاصله 9 میلیون کیلومتری (6/5 میلیون مایل). و گروه چهارم در فاصله ای نزدیک به گروه سوم قرار دارند. جهت چرخش تمام گروهها بجز گروه چهارم، همان جهت چرخش مشتری است. همه قمرهای مشتری بجز قمرهای گروه دوم، کوچک هستند. قمرهای گروه دوم که گالیله ای نام دارند هم اندازه ماه زمین هستند.

زیرنویس عکس
گانیمید ، یک قمر گالیله ای چهار قمر بزرگ مشتری که توسط گالیله (1642-1564) کشف شدند ، قمرهای گالیله ای نامیده می شو ند .

سیاره مشتری دارای بزرگترین قطر و بیشترین جرم در میان تمام سیارات منظومه شمسی است. استوای مشتری 11 برابر استوای زمین است. این سیاره سریعتر از سایر سیارات به دور خود می چرخد. دوره چرخشی مشتری نصف دوره چرخشی زمین است.

مغناطو کره برجیس دارای دنباله ای دراز است که تا 750 میلیون کیلومتری پشت سیاره در فضا کشیده شده و قسمت مقابل آن بین 50 تا 100 برابر شعاع مشتری رو به خورشید پیش آمده و سپری را به نام مغناطو خم در برابر ضربات باد خورشیدی پدید آورده است. ذرات باد خورشیدی که دارای سرعتی برابر 1.500.000 کیلومتر در ساعت هستند، پس از برخورد با سپر مغناطو کره از سرعتشان بشدت کاسته می‌شود و در مقابل دما را تا میزان ده برابر وضع طبیعی فزونی می‌بخشند. اندازه گیریهائی که بوسیله فضاناوهای ویجر بعمل آمده ، افزایش دمای منطقه مزبور را بین 300 تا 400 میلیون کلوین نشان می‌دهد که بالاترین رقم دما در منظومه خورشیدی است. (البته به غیر از خورشید)

کمربندهای تشعشعی

پیرامون کره برجیس را کمربندهایی همانند کمربندهای وان آلن پوشانیده است. کمربندهای مزبور که شعاع آنها 20 برابر شعاع مشتری است، ذرات پر انرژی بسیار زیادی را در خود به دام انداخته و محدوده خطرناکی را برای سفرهای فضایی پدید آورده‌اند. توان کمربندهای تشعشعی برجیس آنچنان است که دستگاهای حساس فضا ناوها را هدف بمباران پروتونها و الکترونهای بسیار پر انرژی قرار داده و ارتباط رادیویی و مخابراتی آنها را مختل می‌سازد.

محیط مغناطیسی برجیس

میدان مغناطیس مشتری گاه گاه ذرات به دام افتاده‌ای را که فعالترین ذرات شناخته شده در طبیعت هستند، از خود رها می‌سازد. ذرات مزبور که سرعتشان با سرعت نور برابری می‌کند، از پروتون و نوترون هسته‌های اتمی ترکیب یافته و توان آنها به حدی است که حتی فضای زمین را نیز متأثر می‌سازند. تا چندی پیش تصور چنان بود که بیشتر پرتوهای کیهانی از خارج از منظومه خورشیدی سرچشمه می‌گیرند، ولی امروزه ثابت شده که پرتوهای مزبور عمدتاً از برجیس گسیل می‌گردند و با پیمودن حدود 700 میلیون کیلومتر ، خود را حتی به مدار سیاره تیر یا عطارد نیز می‌رسانند. پرتوهای کیهانی برای مسافران فضایی زیان بخش بوده و اندامهای زیستی را نابود می‌سازند. خوشبختانه کمربندهای حفاظتی وان آلن همچون سپری از عبور پرتوهای مزبور جلوگیری کرده و حیات زمینی را در پناه خویش قرار می‌دهند.

مشتری و قمر یو

از 16 قمر شناخته شده برجیس ، هفت تای آنها در محدوده مغناطو کره سیاره مزبور قراردارند که دورترین آنها کالیستو است که در لبه خارجی محدوده به گرد مادر خویش گردش می‌کند. به همین مناسبت اقمار مزبور همواره هدف بمباران الکترونها و پروتونها و ذرات پرتوان گسیل شده از مشتری قرار گرفته و فرسایش حاصله از این بمبارانها ، سطح آنها را تقریباً هموار ساخته است. این وضعیت به ویژه در قمر یو IO که یکی از چهار قمر بزرگ مشتری به شمار می‌آید، محسوس‌ترین است.

فعل و انفعالات مزبور باعث می‌گردد تا علاوه بر پیرامون یو که از جوی مرکب از ابرهای سدیم و پتاسیم و منیزیوم پوشیده شده ، سراسر مدار قمر مزبور نیز از اثرات تشعشعی متأثر گردد. کارشناسان اعتقاد دارند که مشتری و قمر یو بوسیله یک کمان الکتریکی بسیار نیرومند به توان 5 میلیون آمپر و اختلاف سطح (اختلاف پتانسیل) 400 هزار ولت که 70 بار بیشتر از مجموع نیروهای الکتریسیته تولید شده بوسیله کلیه کشورهای جهان زمینی است، به یکدیگر پیوسته‌اند. یکی از مهمترین آثار نیروی مزبور ، ایجاد دمای موضعی در سطح قمر یو است که به فعالیتهای آذرین قمر مزبور منجر می‌گردد. موادی که از آتشفشانهای یو به خارج پرتاب می‌شوند، توده انبوهی از غبار و دی اکسید گوگرد یونیده را به فضا روان ساخته و یک
پلاسمای حلقوی روی مدار قمر مزبور و همچنین در پیرامون سیاره مشتری پدید می‌آورند.

در برخورد فضا ناو ویجر 1 بامداد مزبور ، وجود
اکسیژن و گوگرد یونیده ، کاملاً تأیید گردید و دمای پلاسمای مورد بحث معادل کلوین ثبت شد. آزمایشها نشان می‌دهند که از زمان مأموریت پایونیر تا سفر ویجر 1 که 4.5 سال به درازا کشید، تغییرات قابل ملاحظه‌ای در محیط مشتری پدید آمده و تغییرات بیشتری نیز در سفر ویجر 2 مشاهده گردیده است. طی این تغییرات ، پرتو افشانی کمان پلاسمای قمر یو به دو برابر آخرین یافته و در مقابل دما کاهش یافته است. این دگرگونی مؤید آن است که کمان مزبور کاملاً با فعالیتهای آخرین یو در ارتباط بوده و لازم است یون گوگرد و اکسیژن به کمان مزبور ترزیق گردد تا کیفیت و کمیت آن همچنان محدود بماند.

مشتری و امواج رادیویی

قبلاً اشاره شده که برجیس امواج رادیویی گسیل می دارد. در حقیقت امواج مزبور شباهتی به علائم متداول رادیویی ندارند، بلکه همانند صداهای حاصله از پارازیتهای رعد و برق و یا امواج مزاحمی هستند که گاه هنگام اجرای برنامه‌های عادی رادیویی به گوش می‌رسند. امواج رادیویی گسیل شده از برجیس که از هر صدائی غیر از صدای خورشید بزرگتر است به سه نوع دکامتری ، دسی متری و حرارتی طبقه بندی می گردند.
امواج دکامتری که طول موج آنها بین 7.5 تا 700 متر است. بلندترین امواج الکترومغناطیس گسیل شده از مشتری است و امواج ناپیوسته‌ای می‌باشد که نوسانهای آن بوسیله انفجارهای پراکنده بریده شده و قاعدتاً بین چند دقیقه تا چند ساعت به درازا می کشد. بررسی امواج دکامتری نشان می دهد که سیاره مزبور زا چرخش ویژه‌ای بنام سیستم III برخوردار است که مدت آن 9 و 55 دقیقه و 29.710 ثانیه یا 870.536 درجه در یک روز است.

سیستم III که در واقع معرف چرخش مغناطو کره مشتری است در اندازه گیریهای دقیق کاربرد مهمی دارد. امواج دسی متری امواجی هستند که طول فرکانس آنها از 7.5 متر کمتر است و بر خلاف امواج دکامتری از فرکانسهای پیوسته‌ای برخوردارند. امواج حرارتی که طول موج آنها بیش از چند سانتیمتر نیست، از دمای سیاره حکایت کرده و اطلاعات جامع و نسبتاً دقیقی در زمینه دمای سطح ظاهری مشرتی در اختیار می‌گذارند.

جو مشتری

همانطوری که ظاهراً نیز به نظر می‌رسد، سیستم جوی مشتری نه تنها با سیستم جوی زمین بلکه با سیستم جوی دیگر سیارات خاکی مانند ناهید و بهرام به کلی متفاوت است. مشتری سیاره‌ای است که از گاز و مایع و که فاقد پوسته جامد بوده و برخلاف زمین اختلافی میان دمای استوایی و قطبی آن وجود ندارد و از جابجایی سیستمهای قطبی و نیمگانی و بر عکس در آن خبری نیست. مشتری همچنین بر خلاف زمین که دمای سطحی خویش را از خورشید دریافت می‌دارد، سیاره‌ای است که از دمای درونی برخوردار است و فقط اندکی از دمای خورشیدی بهره‌مند می‌گردد. و سرانجام سرعت چرخش 10 ساعته مشتری را که نقش عمده‌ای در شکل گیری ابرها بر عهده دارد، نیز نباید فراموش کرد. پژوهشهای سالهای اخیر نشان می‌دهد که نوارها یا رگه‌های سطحی برجیس و همچنین عوارضی چون لکه‌های سرخ از عدم ثبات جو مشتری حکایت می‌کنند.

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

بعد از كره زمين واقع شده و فاصله آن تا خورشيد 227800000 كيلو متر معادل 141570000 مايل ميباشد. قطر اين سياره حدود 6800 كيلو متر معادل 4220 مايل و تقريباً نصف حجم كره زمين ميباشد. كريخ ظرف 687 روز يكبار بدور خورشيد ميگردد و حركت وضعي آن در 24 ساعت و 37 دقيقه انجام ميگيرد (كمي طولاني تر از كره زمين) مريخ در حين گردش انتقالي زماني ميرسد كه تا فاصله 550000000 كيلو متري زمين ميرسد چنين وضعي كه به تقابل مريخ موسوم است مناسب ترين موقع براي مطالعه اين سياره بوسيله تلسكوپ ميباشد.

 كره مريخ اتموسفير دارد اتموسفير رقيق تر از جو زمين و به علت دور تر بودن از خورشيد و رقيق تر بودن جو آن درجه حرارت اش نسبت به زمين كمتر است حد اكثر دما 5/26 درجه سانتي گراد و حداقل آن تا 123- درجه سانتي گراد اعلام گرديده است.

بيشترين سطح كره مريخ را صحرائي از سنگ و شن سرخ رنگ پوشانده است علت سرخي جذب اكسيجن بوسيله مواد متشكله پوسته آن است.

  ميزان اكسيجن در كره مريخ نسبت به كره زمين بسيار اندك است. بيشتر قسمت هاي كره مريخ سبز رنگ بوده و اين سبزي در فصول مختلف سال تغيير ميكند. بدين معني كه ابتدا سبز كم رنگ سپس آبي و بعداً قهوه ئي ميشود و مجدداً برنگ سبز در مي آيد. دانشمندان معتقدند كه در مريخ نباتاتي ازنوع جلبك ها و قارچ ها و خزه ها وجود دارد.

وجود آب در كره مريخ مسلم شده است ولي ميزان آن بطور دقيق معلوم نيست. علاوه بر آب برف و يخ هم در اين كره مشاهده شده است بطوريكه در فصل زمستان مريخ ، قطعات برف ويخ آن بوسيله تلسكوب ديده ميشود. فصول مريخ مانند كره زمين ميباشد كل مدت فصول مريخ طولاني تر از زمين اند زيرا سال مريخ طولاني تر از سال زمين ميباشد.

كثافت كره مريخ از كثافت زمين كمتر بوده برابر 95/3 است. مريخ اگر چه خوردتر از زمين است ولي داراي دو قمر است يكي به نام فوبوس و بقطر پانزده كيلو متر كه در 6000 مريخ واقع است. و در هر 24 ساعت سه بار بدور مريخ ميگردد. ديگري ديموس بقطر هشت كيلو متر كه در 14000 كيلو متري مريخ واقع است و در هر سي ساعت يكبار بدور مريخ ميگردد. حركت اين اقمار در جهت مخالف همديگر انجام ميگردد.

اين اقمار بوسيله ستاره شناسي بنام آسان هال در سال 1887 م كشف شده اند. كانال هاي مريخ شيارهاي موازي بوسيله تلسكوپ در روي كره مريخ مشاهده شده اند كه بنام كانال هاي مريخ معروف اند. دانشمندان به اين عقيده اند كه اين شيارها ممكن است اثرات فرسايشي آب يا شيارهاي ناشي از زلزله بوده باشند.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

ماه و زمین بطور همزمان و حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفتند. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت
حرکت وضعی هر دو جسم شده است. بعنوان مثال ، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) فقط 10 ساعت بود، اما این زمان به 24 ساعت کنونی افزایش یافته است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به 47 روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار طولانیتر از طول عمر خورشید بوده ، بنابر این منظومه شمسی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق تصادفی باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام کسوف تمام سطح خورشید گرفته شود.

چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند؟

زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از هماه زمانهای اولیه با سرعتی برابر 3659 کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است. در اثر این حرکت گردشی ، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف ، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند.

گودالها و دریاها

بیش از 3.5 میلیارد سال پیش ، سطح ماه به شدت توسط شهاب سنگها بمباران شد و گودالهای زیادی در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این گودالها به 300 کیلومتر (185 مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوههای سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگها بوجود آمده اند، محصور شده اند. بعضی از گودالها ، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آنها قله‌هایی نیز وجود دارند. گودالهایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگتر از گذاره آتشفشانی پر شده و درباهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند.

هلال و بدر چگونه تشلیل می‌شود؟
خورشید خود می درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست در بر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری ، نیم قرص و یا به صورت یک گلوله تقریبا گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند.

هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این ، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نو می‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به طور محسوسی در سمت چپ و یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه ، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند.

تقریبا یک هفته پس از ماه نو ، از دید ناظر زمینی ، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت نیم ماه افزاینده یا ربع اول نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد ، ماه از دید این ناظر ، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود ، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند.

از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریبا هفت روز پس از بدر ، دوباره نیم ماه دوم یا ربع آّخر حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد.

اهله ماه

همیشه 50 درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه ، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت ، از کاملا تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه اهله ماه ، هر 29.53 روز کامل می‌شود.

خسوف و کسوف

گرفتگی زمانی رخ می‌دهد که یک جرم آسمانی بطور موقت در مسیر نور یک جرم آسمانی دیگر قرار گیرد. در طول سال ، 2 یا 3 خسوف (ماه گرفتگی) رخ می‌دهند، آن هم وقتی که زمین بین ماه کامل و خورشید قرار گرفته و بر سطح ماه سایه افکند. یک یا دو کسوف (خورشید گرفتگی) نیز در طول سال رخ می‌دهند. کسوف بر اثر قرار گرفتن ماه بین زمین و خورشید به زمین بوجود می‌آید. هنگام کسوف ، حدود 161 کیلومتر (100 مایل) از زمین در تاریکی قرار می‌گیرد. نقش سایه خورشید گرفتگی فقط زمانی قابل رویت است که سایه ماه روی مکانی که بیننده در آن قرار دارد بیفتد. ماه گرفتگی در هر قسمتی از زمین که روبروی ماه قرار گرفته باشد قابل رویت است.

سير زمين به حول مهتاب:

حركت ظاهري آفتاب به اندازه يك درجه در روز      از غرب به شرق در مستوي Ecliplic يكي از نتايج حركت زمين به حول آفتاب است ، اما اين مسئله باعث ثبوت حركت زمين به خول آفتاب قرار گرفته نمي تواند. حركت ظاهري آفتاب را « بطلموس» چنين تعبير نموده بود كه زمين ساكن ولي آفتاب به حول زمين مي چرخد. در ابتداي قرن 16  Kopernik به اين نتيجه رسيد كه آفتاب به مركز نظام شمس است ، ستاره هاي نظام شمس به حول آفتاب در حركت مي باشند. يكي از نتايج نظريه كوپرنيك اين بود كه ستاره هاي نزديك به نظام شمس هرگاه از زمين متحرك مشاهده گردند. كه يك لغزش محل در طول يكسال خود نشان دهنده در شكل ذيل ظاهري محل يك ستاره نزديك در ظرف سه ماه نشان داده شده ، بعد از كشف تلسكوپ چنين لغزش ظاهري محل ستاره ( خصوصاً ستاره هاي نزديك) به اثبات رسيد و نتيجه آن اين بود كه علما قبول نمايند كه زمين به حول آفتاب حركت مي كند.

مهتاب: يگانه جرم سماوي كه از لحاظ فاصله به زمين نزديك است مهتاب ميباشد. مهتاب مانند زمين يك جسم كروي است ولي نظر به زمين به مراتب كوچكتر ميباشد. قطر آن 3500 km يعني تقريباً ربع قطر زمين  12900 km است. از بابت همين كوچكي است كه نمي تواند گازات را در ماحول خود حفظ كند. از اين جا نتيجه ميشود كه مهتاب فاقد اتمسفير است. و حيات در آن شرايط وجود ندارد. و در اين اواخر فضانوردان كه به سطح مهتاب پياده شده اند اين مسئله به حقيقت عيني پيوسته است. سطح مهتاب به كمك تلسكوپ هاي بزرگ مشاهده شده مي تواند. برجسته ترين چيزي كه در سطح آن به نظر مي رسد كوه ها است.

كوههاي مهتاب به كوههاي زمين مشابهت ندارد. در جبال زمين تاثيرات آب و هوا مداخله ميشود. اما كوههاي مهتاب به نسبت عدم آب و هوا نيز برهنه و سنگلاخ بنظر مي آيند و امكان وجود يك ميدان درشت و نا همواري نمودار ميشود كه منجمين قديم آنها را بنام (بحر) (سراب) اين ابحار فاقد آب ميباشند. مهتاب داراي كثافت متوسط          است. جرم مهتاب          جرم يا كتله زمين است. مهتاب به قسمي مي چرخد كه هميشه يك روي آن متوجه زمين است. بنابر اين زمان حركت وضعي آن برابر زمان دوره حركت انتقالي آن دور زمين است. مهتاب مهتاب همين كه در اطراف زمين حركت ميكند با همين سرعت زاويه اي بدور محور خود مي چرخد. يعني طول وقت حركت وضعي مساوي به طول وقت حركت انتقالي ميباشد. اما در واقع طول يك ماه پيش از نصف مهتاب را مشاهده مي كنيم. نظر به مشاهدات 65% سطح مهتاب ديده شده اما در هر وقت  50% قابل مشاهده ميباشد و 41% آن هرگز بنظر نخورده و نه فيصد 9% باقي مانده درطول ماه قابل ديدن است. بايد متذكر شد كه چون مهتاب عاري از جو است. آسمان مهتاب در شب يا روز مهتاب سبب حادثه كسوف وخسوف و همچنان سبب (مد وجذر). در سال 1948 lypsky منجم مشهور شوروي كشف كرد كه مهتاب اتمسفير دارد. بنابر تخمين ولي اتمسفير مهتاب دو هزار مرتبه دقيق تر از اتمسفير زمين است. پس يافتن گازات به اين دقيقي بوسيله آلات حساس امكان پذير است. و گازها نيز بايد به پاهين ترين قسمت مهتاب يعني سطح چقري و گودال ها فرونشيند، اتمسفير فوق العاده دقيق آن مي تواند هوا را انتقال دهد ، همه جا خاموش و مرده است. گرماي سطح مهتاب هنگام روز   100 c و يا بيشتر ميشود. قرص زمين هشتاد مرتبه از قرص مهتاب درخشنده گي دارد.  

سازمان ناسا طی رزوهای اخیر خبر از دو کشف جدید و پر اهمیت داده است که می تواند در مسیر تحقیقات فضایی اش تاثیر گذار باشد. این سازمان موفق به کشف یخ بر روی کره ماه و شواهد جدیدی از وجود یخ در حفره های برخوردی سیاره مریخ شده است.

گزارشهای کاملی که از این اکتشافات منتشر شده است نشان می دهد نشانه های واضح و قابل قبولی از آب منجمد در سطح بیابانی ماه و مریخ به دست آمده است که این گزارشها می تواند برای دانشمندانی که به دنبال نشانه های حیات در این دو جرم کیهانی هستند خبر خوشایندی به شمار رود.

ناسا اعلام کرده است نقشه بردار معدنی ماه یا M3 مولکولهای آب را به شکلی واضح بر روی سطح ماه کشف کرده است. ابزار M3 از جمله تجهیزات متعلق به ناسا بوده است که بر روی فضاپیمای چاندرایان 1 هند که ماموریت نقشه برداری از ماه را به عهده داشته، نصب شده بود.

جیم گرین دانشمند علوم سیاره ای ناسا معتقد است کشف آب بر روی ماه برای دانشمندان امری غیر قابل تصور به شمار می رفت. به گفته وی زمانی که گفته می شود "آب در سطح ماه" صحبت از دریاچه ها، اقیانوسها و یا حتی گودالهای آب نیست بلکه صحبت از مولکولهای آب و هیدروکسیل است.(هیدروکسیل ترکیبی از هیدروژن و اکسیژن است.)

به گفته دانشمندان آب موجود بر روی سطح ماه با مواد معدنی به شدت ترکیب شده است و به این شکل توانسته در شرایط بدون گرانش و بدون هوای ماه دوام بیاورد. به همین دلیل امکان پمپ کردن این آب مانند آنچه در زمین صورت می گیرد وجود ندارد بلکه باید به تدریج جمع آوری شده و ذخیره سازی شود.

در گزارش بعدی ناسا، این سازمان اعلام کرده است مدارگرد اکتشافی مریخ موفق به ردیابی یخ در پنج حفره مریخی شده است، حفره هایی که به نظر در اثر اثبات شهابسنگها به وجود آمده اند. به همین دلیل دانشمندان معتقدند از این پس می توانند به حفره های برخوردی به عنوان منابع بالقوه یخ نگاه کنند. یخ های یافته شده متعلق به دوران هوایی مرطوبی است که شاید چندین هزار سال پیش در مریخ حکمفرما بوده است.

 

در حال حاضر دیگر هیچ شکی مبنی بر وجود آب در سطح مریخ وجود ندارد و در عین حال شواهدی نیز وجود دارد که نشان می دهد می توان آب منجمد را در اعماق مریخ نیز کشف کرد.

دانشمندان از گذشته به وجود آب در کره مریخ مشکوک بوده اند و به همین دلیل بسیاری از مطالعات خود را بر روی اثبات این پدیده متمرکز کرده اند. این تلاشها از آغاز ماموریتهای آپولو شکلی جدید به خود گرفت فضانوردان در این ماموریتها به همراه خود نمونه هایی از سنگهای ماه را به زمین بازگرداندند که بررسی این نمونه ها نشانه های کوچکی از وجود آب را آشکار کرد اما دانشمندان گمان بردند این نشانه های کوچک از جو زمین به این نمونه های تراوش کرده است. با این حال ظن وجود آب در این کره برای دانشمندان به قوت خود باقی مانده بود.

اما رصدهای جدید از سطح ماه که توسط سه فضاپیمای متفاوت، چاندرایان 1، کاسینی و کاوشگر Deep Impact ناسا و تجهیزات طیف نگار این فضاپیماها انجام گرفته نشانه های قدرتمندتری را از وجود این ماده حیاتی یا هیدروکسیل در بیابانهای کره ماه ارائه کرده است.

فضاپیمای کاسینی در سال 1999 و در مسیر عبورش از ماه به سوی زحل نشانه های قدرتمندی از وجود آب یا هیدروکسیل در بخشهای قطبی ماه را به ثبت رساند. سپس ابزار M3 ناسا که بر روی فضاپیمای چاندرایان هند بسته شده بود موفق به جذب طیف نوری قدرتمندی از قسمتهای قطبی ماه شد که از سطح ماه بازتاب داده شده بود که در این نور بازتاب داده شده نشانه هایی از وجود هیدروژن و اکسیژن به دست آمد.

 

در نهایت فضاپیمای Deep Impact با رصدهای مادون قرمزش نیز با یافتن نشانه های غیر قابل انکاری به تایید وجود آب و هیدروکسیل در قمر زمین پرداخت. این فضاپیما نشانه های قدرتمند خود را در عرض جغرافیایی 10 درجه شمالی و در مناطق قطبی در حالی ردیابی کرد که این منطقه در زمانهای متفاوت از یک روز ماه مورد بررسی قرار گرفت.

بر اساس گزارش رویترز، دانشمندان علوم سیاره ای از کشف آب بر روی ماه به عنوان کشفی شگفت انگیز و امیدوار کننده یاد می کنند و معتقدند این کشف می تواند در نهایت کره ماه را به منبعی قابل اطمینان از آب و سوخت در فضا تبدیل کند. مطالعه و جستجو برای یافتن آب در کره ماه از آغاز ماموریتهای آپولو شکلی جدی به خود گرفت.

 

 

آیا ماه ثابت است؟

کروی بودن زمین بر اساس سایه کروی که زمین در خلال خسوف بر ماه می‌افکند، مشخص گردید. گالیله در خلال رصد ماه بوسیله دوربین نجومی ، وجود کوهها را بر سطح آن تشخیص داد و برای نخستین بار این تصور قدیمی را که فضای بی‌انتهایی بین زمین و آسمان وجود دارد را نقض نمود. اسحاق نیوتن بوسیله مطالعاتی که درباره گردش ماه به دور زمین انجام داده بود، دلیل قاطعی را برای قانون گرانش عمومی خود فراهم آورد و باز هم مشاهده چرخش ماه به دور زمین بود که برای نخستین بار فکر ایجاد ماهواره مصنوعی زمین را پدید آورد. فقدان ماه به کسوفها پایان می‌بخشید، ولی نقش ماه به اثر آن در گسترش علم محدود نمی‌شود.

سهم ماه در توسعه تکنولوژی

  • ماه نخستین منعکس کننده موج رادیویی در فضا می‌باشد که به گسترش روشهای استفاده از رادار کمک نموده است. آزمایشهایی که بر روی موج رادیویی منعکس شده از سطح ماه انجام گرفته ، اساس طرح دستگاههای ویژه‌ای می‌باشند که برای تعیین محل خورشید و بسیاری از سیارات منظومه شمسی بکار می‌روند.
  • وجود ماه برای توسعه سفرهای فضایی اهمیت زیادی دارد و اهمیت آن فقط بدین دلیل نیست که احتمالا ایستگاهی در ماه ساخته می‌شود، بلکه علت دیگری را نیز در بر دارد که بسیاری از عملیات اصلی مربوط به هدایت سفینه در فضا در نزدیکی ماه صورت می‌گیرد. بنابراین ماه در حکم زیوری در آسمان نمی‌باشد بلکه عامل مهمی است که احتمالا پیشرفت علمی و اکتشاف فضا بدون آن بسیار آهسته‌تر انجام می‌شود.

اثر ماه بر حرکت تقدیمی زمین

فقدان ماه اثر پدیده‌ای به نام حرکت تقدیمی را بسیار کاهش می‌دهد. همانطوری که می‌دانید زمین در قطبها مقداری پخیدگی دارد (شکل واقعی زمین). قطر آن در قطب حدود 21 کیلومتر کوتاهتر از مال استوا می‌باشد. چنین چیزی در نتیجه القای ماده روی زمین (ممان اینرسی) می‌باشد که به توسط چرخش روزانه آن ایجاد می‌گردد. مقداری از ماده زمین در اثر چرخش از قطبها به استوای آن منتقل شده و برآمدگی استوایی را بوجود آورده است.

گرانش ماه همانند گرانش خورشید و سیارات سبب می‌شود که محور چرخشی زمین را در مخروطی در ظرف 26 هزار سال با زاویه رأسی در حدود 47 درجه رسم نماید. این اثر به حرکت تقدیمی زمین معروف شده است که اصلی‌ترین عاملش حضور ماه در مدار زمین می‌باشد.

اثر ماه بر حرکت رقصی زمین

با آنکه جرم ماه در مقایسه با جرم خورشید و سیارات زیاد نیست، نباید فراموش کنیم که نزدیکترین جسم به ما می‌باشد. نیروی گرانشی با مجذور فاصله متناسب است. به بیان دیگر این نیرو با افزایش فاصله کم می‌شود. اگر ماه نبود حرکت تقدیمی همچنان وجود داشت، فقط زاویه رأس مخروط بسیار کوچکتر می‌شد. در حالی که ماه باعث اثر تقدیمی می‌شود، مسئول رقص محوری نیز هست. یعنی انحراف در حرکت تقدیمی در ظرف 19 سال که در نتیجه برخی از ویژگیهای حرکت ماه می‌باشد. رقص محوری نیز در صورت نبودن ماه از بین می‌رود. ا را از بین ببرند.

اطلاعات مربوط به پوسته زمین عمدتا از مشاهدات مربوط به سرعت امواج S و P ناشی از زلزله ها و انفجارات دینامیت و... به دست می آید. در اوایل تاریخ مطالعات پوسته زمین، لرزه شناسی یوگسلاوی به نام موهوروویچیک مطالعاتی بر روی امواج ثبت شده از زمین لرزه ها انجام داد. وی در امواج ثبت شده دو موج P و دو موج S را مشاهده کرد و نتیجه گرفت که اولین امواج S,P درمسیر خود با چیزی برخورد کرده اند که باعث شده مقداری از انرژی آنها به سطح منعکس شود. وی همچنین نتیجه گرفت که سرعت امواج S و P در زیر عمق تقریبا 50 کیلومتری به طور ناگهانی افزایش یافته است. این تغییر ناگهانی در سرعت امواج نشاندهنده تغییر در مواد تشکیل دهنده محیط عبور امواج بوده و به ناپیوستگی موهوروویچ موسوم گشت. این ناپیوستگی امروزه به اختصار موهو یا ناپیوستگی M نامیده می‌شود. موهو نشاندهنده قسمت تحتانی پوسته زمین بوده و آن را از گوشته جدا می‌سازد. پوسته در حالت کلی شامل پوسته قاره ای و پوسته اقیانوسیمی‌باشد قبل از طرح پدیده اشتقاق قاره‌ای ، که بر پایه شواهد متعدد هندسی ، تکتونیکی ، تطابق لیتولوژیکی ، تطابق چینه شناسی و ... به جهانیان عرضه شد ، لازم است نحوه تکوین پوسته قاره‌ای نخستین و متعاقب آن علت اساسی اشتقاق قاره‌ای بیان شود.

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

بر اساس مدل تجمعی همگن که برای تکوین سیارات لایه لایه‌ای شبه زمینی در نظر گرفته شده است، حرکت مایع فلزی خارج نشده Fe-Ni از سطح سیاره به مرکز آن توام با ایجاد انرژی فوق‌العاده زیادی بوده است. این انرژی گرمایی به احتمال زیاد در پیشانی حرکت این قطره عظیم تجمع یافته و علاوه بر ذوب ترکیب کندریتی گوشته نخستین که منجر به تکوین مذابهای مخلوط نشدنی سیلیکاته و آلیاژ Fe-Ni شده است، باعث ایجاد سلولهای کنوکسیونی در گوشته نخستین شده است.

دیاپیرهای سیلیکاته تولید شده نسبت به محیط در بر گیرنده چگالی کمتری داشته‌اند. به احتمال زیاد محل چکیدن قطره فلزی از بخش شمالی سیاره و تشکیل ابرقاره نخستین در قطب جنوب آن میسر شده است. وجود آثار متعدد یخچالی و رسوبات مربوطه به دوره پرکامبرین در اغلب سپرهای قدیمی حکایت از استقرار آنها در موقعیت قطبی می‌باشد. بر اساس تئوری تکتونیک غشایی ویلسون ، صفحات صلب که بر روی کره‌ای مانند زمین قرار می گیرند، با توجه به محل استقرار خود ، استرسهای متفاوتی را تجربه می کنند. زمین کره‌ای است با قطبین تخت و استوای برآمده و محدب و بر اساس این تئوری قطعات صلب لیتوسفری زمانی که در قطب زمین مستقر باشند.

در مرکز آنها استرسهای فشارشی و در حواشی آنها استرسهای کششی و در حواشی آنها استرسهای فشارشی متمرکز خواهد شد، با توجه به پدیده تقارن شعاعی در سلولهای کنوکسیونی ، حرکت ابرقاره پانژه آ از محل قطب جنوب به موقعیت استوایی شاید ناشی از عدم استقرار این ابرقاره بصورت متقارن نسبت به مرکز سلولهای کنوکسیونی بوده است. این امر باعث حرکت جهت دار ابرقاره به سمت استوای زمین شده است و با تغییر محل استقرار آن و توسعه رژیم کششی در مرکز آن ، مقدمات اشتقاق قاره‌ای فراهم شده است.

شواهد اشتقاق قاره‌ای

با در نظر گرفتن قطب چرخشی صفحات و زاویه چرخش می‌توان از نظر هندسی حواشی مشابه قاره‌ها را به هم متصل کرد ، این کار امروزه با مدلهای ریاضی و کامپیوتری به خوبی انجام شده است. نخستین بازسازی توسط اسمیت و هالام (1970) انجام شد. در حالت کلی شواهد زیر از اشتقاق قاره‌ای حمایت می کنند:

  • کمربندهای چین خورده:
    ادامه کمربندهای چین خورده پالئوزوئیک در ابرقاره‌های گندوانا و لورازیا یکی از شواهد اشتقاق قاره‌ای است. بهترین مثال کمربندهای چین خورده کالدونین اروپای شمالی و آپالاشین در شرق آمریکای شمالی است. تشابه رسوبات از نظر جنس ، ابعاد و دانه بندی و محتوای فسیلی از شواهد مهم به شمار می آیند.
  • تشابهات ساختاری:
    روندهای اصلی ساختاری در حواشی قاره‌ای مشابه از دیگر علائم اثبات اشتقاق قاره‌ای محسوب می شوند. مثلا روند محورهای
    چین خوردگی ، گسلهای اصلی و ساز و کار مشابه آنها در حواشی متشابه.
  • انطباق سنی:
    انطباق سنی واحدهای سنگی در طرفین قاره‌هایی که زمانی به هم متصل بوده اند از دیگر علائم اثبات اشتقاق قاره‌ای محسوب می شوند.
  • مناطق آذرین مشابه:
    توده‌های نفوذی و یا سنگهای آتشفشانی مشابه در حواشی متشابه از دلایل اشتقاق قاره‌ای محسوب می شوند.
  • مقاطع چینه‌ای:
    سکانسهای رسوبی همسن و مشابه از نظر ترکیب ، دانه بندی و دیگر اختصاصات رسوبی می تواند یکی دیگر از دلایل اشتقاق قاره‌ها در حواشی قاره‌ها محسوب شوند.
  • مناطق فلز زایی:
    تشابه مناطق کانی سازی شده در حواشی قاره‌هایی که اکنون از هم فاصله زیادی دارند، می‌تواند در بازسازی وضعیت قاره‌ها در گذشته و اشتقاق آنها کمک کند.
  • شواهد آب و هوایی:
    شرایط آب و هوایی نوع رسوبات تشکیل شده و تنوع زیستی را کنترل می کند و به همین دلیل انواع نهشته‌های ریفی ، کربناته ، تبخیریها ، طبقات قرمز قاره‌ای ، طبقات نفت و ذغال‌دار ، فسفریت‌ها ، لاتریت‌ها و بوکسیت‌ها و نهشته‌های یخچالی در محیط های مختلف از نظر آب و هوایی تشکیل می شوند که خود تابعی از عرض جغرافیایی است. لذا با تکیه بر این شواهد می‌توان حواشی مشابه قاره‌ای را از نقطه نظر شواهد آب و هوایی ، عرض جغرافیایی و نوع رسوب تشکیل شده کنترل نمود.
  • شواهد فسیل شناسی:
    اشتقاق قاره‌ای علاوه بر این که باعث جدایش قطعات قاره‌ای و یافت شدن فسیلهای مشابه در دو قطعه‌ای که اکنون فاصله زیادی از هم دارند می شود، از طرف دیگر می تواند با مهاجرت قاره‌ها به عرضهای جغرافیایی متفاوت باعث ایجاد روندهای تحولی و تکاملی متفاوتی بر روی جانوران مشابهی گردد که بعد از اشتقاق پروسه‌های تحولی متفاوتی را پشت سر گذاشته‌اند. از جمله این شواهد می‌توان به یافته شدن بقایای گیاهان و جانوران (گانگاموپتریس و گلوموپتریس و لیستروزوروس و مزوزوروس) در قاره‌های آفریقا ، امریکای جنوبی و
    قطب جنوب اشاره کرد.
  • شواهد پالئو مغناطیسی :
    مغناطیس باقیمانده در سنگهای مشخص ابزار مناسبی است که اطلاعات جالبی از مهاجرت قاره‌ها در طول زمان در اختیار ما قرار دهد. تغییرات جهت آن در طول زمان و اندازه گیری دقیق آن می‌تواند الگوی حرکتی قاره‌ها را مشخص نماید. موقعیت قطب ظاهری در زمانهای مختلف یک منحنی را معرفی می کند که به نام منحنی سرگردانی قطبی (APW) معروف است. اگر منحنی سرگردانی برای قطعات قاره‌ای یکسان باشد ، به معنی آن است که اشتقاق صورت نگرفته است ولی تفاوت در منحنی سرگردانی قاره ها نشان می دهد که قطعات قاره ای نسبت به هم حرکات متفاوتی داشته اند.

    البته در بررسی حرکت قاره‌ها ، حرکت شمالی – جنوبی بخوبی از روی منحنی سرگردانی قطبی قابل درک و دریافت است. ولی حرکت در جهت شرقی – غربی را نمی‌توان استنباط نمود. مطالعات پالئومغناطیسی برای سرزمینهای قبل از مزوزوئیک بهترین وسیله است، چرا که الگوی حرکتی بسیاری از قطعات لیتوسفری را با توجه به نوارهای مغناطیسی بستر
    اقیانوس که سنی قدیمی تر از 200 میلیون سال ندارند را می‌توان تعیین کرد. ولی برای بررسی الگوی حرکتی قاره‌ها در قبل از مزوزوئیک نمی‌توان از نوارهای مغناطیسی بستر اقیانوس مدد گرفت. مطالعات دقیق نشان داده است که منحنی سرگردانی قطبی آمریکای شمالی اوراسیا مشابه‌اند و برای این دو قاره قطب چرخش نیز تعیین شده است.  

تعیین حرکت نسبی صفحات با لیزر

در نقشه برداری با لیزر ، با استفاده از نقاط ثابت واقع در پشت منظومه شمسی (استفاده از یک کویزار) یا ماهواره‌ای که در مدار زمین در حال چرخش است یا با استفاده از یک بازتابنده لیزری واقع بر سطح ماه ، از چند ایستگاه رصدهایی انجام می شود و با انجام مشاهدات دوره‌ای در دو سر خط مبنایی که در دو صفحه مجاور قبلا مشخص شده اند، می‌توان سرعت و جهت حرکت صفحه‌ها را بدست آورد. مهمترین روشهای فرازمینی VLBI و SLR است.

روش دقیقتر موقعیت یابی رادیویی ماهواره‌ای SRP است که وقتی در حد یک در میلیون دارد و تلاش می شود این دقت به یک در ده میلیون برسد. در حالت کلی عوامل مختلفی بر روی سرعت صفحات اثر می گذارند که شامل فاصله نقاط از قطب چرخش ، وجود مناطق فرورانش در اطراف یک صفحه که با افزایش این مرزها ، سرعت حرکت صفحه افزایش می‌یابد ، وجود بلوکهای قاره‌ای متصل به قطعات لیتوسفری که بزرگی و وسعت آنها تعیین کننده سرعت حرکت صفحات قاره‌ای است و با افزایش حجم قطعات قاره‌ای سرعت کاهش می یابد.

پوسه قاره ای

پوسته قاره ای بالایی

در نظریه های گذشته در مورد پوسته اظهار می شد که پوسته قاره ای بالایی ‌از سنگهایی با ترکیب گرانیتی تشکیل شده است. رخداد گسترده بی هنجاریهای منفی گرانی بر روی توده های گرانیتی نشان می دهد که چنینی نبوده و چگالی آنها (حدود 2.67 گرم بر سانتی متر مکعب) حدود 0.15-0.10 گرم بر سانتی متر مکعب، کمتر از مقادیر میانگین برای پوسته بالایی است. ترکیب میانگین پوسته بالایی را هر هر چند با مقداری عدم قطعیت می توان با تعیین ترکیب میانگین تعداد زیادی نمونه جمع آوری شده از سراسر جهان، و تجزیه شیمیایی سنگهای رسوبی که به طور طبیعی در طی فرآیند فرسایش از پوسته زمین نمونه برداری می کنند، برآورد کرد این ترکیب، متناظر با سنگی بین گرانیت و دیوریت است.

پوسته قاره ای زیرین


گستره سرعت امواج لرزه ای در پوسته زیرین، بین 6.5 تا 7.6 کیلومتر بر ثانیه است و نمی توان آن را افزایش ساده سرعت لرزه ای با ژرفا، توجیه کرد. در نتیجه، یا ترکیب شیمیایی باید قلیایی تر باشد، یا اینکه فازهای چگالتر پر فشار حضور دارند. مدلهای اولیه پوسته، نشان دهنده ترکیبی بازالتی برای پوسته زیرین است، چنانکه تصور می شد ماگماهای بازالتی از این سطح منشا می گیرند. اگرچه این مسئله با سرعتهای تجربی بدست آمده برای موج P در سنگهایی با ترکیب بازالتی همخوان است، اما بررسی مجموعه های کانیهایی موجود در شرایط فیزیکی پوسته زیرین، نشان می دهد بازالتها به اینشکل نمی توانند حضور داشته باشند.
گریسن و رینگوود، نشان دادند که با افزایش فشار به 2100 مگا پاسکال در دمای 1100 درجه سانتیگراد و در شرایط خشک، مقدار
گارنت افزایش و مقدار پلاژیوکلاز کاهش می یابد و بنابراین بازالت از راه یک مرحله حد واسط گارنت گرانولیت به اکلوژیت تبدیل می شود. سرعت موجهای P در الکوژیت، 8 کیلومتر بر ثانیه و تا حد زیادی بیش از مقدار مشاهده شده در پوسته زیرین است.
اگر پوسته زیرین، دارای آب باشد، سنگهای بازالتی به شکل
آمفیبولیت وجود خواهند داشت. اگر با مواد سیلیسی تری مخلوط شوند، سرعت امواج لرزه ای آنها در گستره مورد قبول قرار می گیرد.

پوسته اقیانوسی


دانش ما درباره ساختار پوسته زیر اقیانوسها بر اساس مشاهدات مربوط به رخنمون سنگهای جزایر آتشفشانی و مطالعات مربوط به سرعت امواج ناشی از زلزله ها و همچنین اطلاعات به دست آمده از ناهنجاریهای مغناطیسی استوار است. اما بیشترین اطلاعاتی که می توانیم از آنها درباره پوسته اقیانوسی بگیریم، افیولیتها می باشند. افیولیتها در واقع بقایای پوسته اقیانوسی می باشند که در اثر همگرایی صفحات تکتونیکی، این پوسته ها در روی پوسته قاره ای رانده می‌شوند. افیولیت ها به ترتیب از بالا به پایین از رسوبات مناطق عمق دریا مانند رسوبات دیاتومه دار و آهک های پلاژیک، بازالت با دبی بالشی، بازالت متراکم، گابروهای لایه ای و در نهایت سنگهای الترامافیک که ممکن است از نوع هارزبوژریت یا لرزولیت باشد، تشکیل شده است. ترکیب پوسته اقیانوسی در حالت کلی بازالتی است و ضخامت آن در جاهای مختلف متفاوت است و از 5 کیلومتر تا 20 کیلومتر متغیر است.

لایه1 اقیانوسی


لایه 1به شکل گسترده از راه مغزه گیری (حفاری) انجام شده است، مواد سطحی بستر دریا، رسوبات منفصل را تشکیل می دهند که شامل رسوبهای خشکی زاد حمل شده توسط جریانهای گل آلود به اقیانوسهای و نهشته های پلاژیک مانند رسهای ژئولیت قهوه ای، لجنهای آهکی و سیلیسی و گرهکهای منگنز می شوند. ضخامت لایه 1 به طور متوسط 400 متر است. این لایه به تدریج از پشته های اقیانوسی به اطراف ضخیم می‌شود و در پشته ها یا وجود ندارد و یا خیلی نازک است.

لایه 2 اقیانوسی


ضخامت لایه 2 از 1 تا 2.5 کیلومتر، متغیر است. سرعت امواج لرزه ای آن نیز به همین ترتیب از 3.4 تا 6.2 کیلومتر بر ثانیه تغییر می کند. این گستره را می توان به رسوبهای متراکم شده یا مواد آذرین بیرونی نسبت داد نمونه برداریهای مستقیم و لایروبی پوسته های بدون رسوب پشته های اقیانوسی و نیاز به یک نوع سنگ بسیار مغناطیسی در این سطح، به صراحت منشا آذرین را اثبات می کند.

لایه 3 اقیانوسی


لایه 3، سازنده اصلی پوسته اقیانوسی و پی آذرین درونی آن را نشان می دهد که برخی از دانشمندان عقیده دارند که لایه 3 از مواد گوشته بالایی تشکیل شده است که اولیوین آنها به میزان متفاوت با آب واکنش داده و پیریدوتیت سرپانتینی شده را به وجود آورده است. ضخامت لایه 3 از 2.5 تا 6 کیلومتر متغیر است.

میزان تشعشعاتی که زمین از خورشید دریافت می‌دارد یا فصلهای مختلف سال ، عرض جغرافیائی و وضع هندسی مدار گردش زمین به دور خورشید در ارتباط است و هر گونه تغییری که در شدت و ضعف این تشعشعات روی دهد، به دگرگونیهایی در دما و فشار جو زمین منتهی می‌گردد و بالنتیجه روی آب و هوای میهن خاکی ما اثر می‌گذارد. باد که بر اثر اختلاف فشار تولید می‌گردد و هوای سرد و گرم و همچنین بخار آب را از جائی به جای دیگر پراکنده می‌سازد، از وضع توپوگرافی زمین به شدت متأثر است و پراکندگی قاره‌ها در شرایط اقلیمی نقش آفریننده و کوهها موجبات تکائف و باروری بخار آب را فراهم می‌سازند و اقیانوسها ، شرایط اقلیمی را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند و همانند خازنی دمای سطح زمین را در خویش ذخیره می‌کنند و به آرامی آن را به هوای پیرامون خود منتقل می‌سازند.

تغییرات اقلیمی

از دگرگونیهای بزرگ اقلیمی زمین در گذشته زمین و در گذشته‌های دور آگاهی داریم و می‌دانیم که آخرین عمر یخبندان حدود ده هزار سال پیش به پایان رسیده است. مدارک و نشانه‌های موجود گویای آن است که در بین 7000 تا 5000 سال پیش یخبندان دیگری بر زمین حاکم بوده و علاوه بر آن میهن خاکی ما روزهای سردی را که به عمر آهن یعنی 2900 تا 2300 سال پیش مربوطه است پشت سر گذارده و در اوایل قرون وسطی یعنی حدود 1000 تا 800 سال پیش دوره گرمی جانشین آن گردیده است.

عمر یخبندان کوچک نیز که بین 500 ، 125 سال پیش وجود داشته و اواخر قرن هفدهم را در سرمای شدید فرو برده است، بجای خویش قابل ذکر است و روزهای گرم اوایل قرن حاضر هم پایان ادوار اقلیمی زمین تا زمان نسل کنونی را اعلام می‌دارد. از جمله عواملی را که در شرایط اقلیمی زمین نقش آفریننده می‌باشند، مختصراً می‌توان به ترتیب زیر بر شمرد:

مدار زمین

مدار گردش زمین طی مدتی حدود 90 هزار تا 100 هزار سال ، به آرامی از یک دایره تقریبی به یک بیضی گرایش می‌یابد و دوباره به وضع نخست باز می‌گردد. طول نجومی نقطه پری هلیون که نزدیکترین موقعیت زمین به خورشید است، در مدتی بالغ بر 21 هزار سال تغییر می‌یابد و علاوه بر آن زمین از سوی قطب جنوب به خورشید نزدیکتر می‌شود و از طرف قطب شمال از آن دور می‌گردد و این وضعیت پس از مدتی برابر ده هزار سال برعکس می‌شود. همچنین تمایل محور زمین نسبت به سطح مدار گردش آن طی مدت 20 هزار سال به مرور تغییر می‌یابد و فصلهای تابستان و زمستان زمین را تا حدی دگرگون می‌سازد.

ترکیبات جو زمین

افزون بر عوامل بالا ، هر گونه تغییری در ترکیبات جو زمین نیز در شرایط اقلیمی مؤثر است. متأسفانه میزان دی اکسید کربن جو زمین به دلیل استفاده از سوختهای هیدروکربن و قطع درختان و پاکسازی مناطق جنگلی روز به روز به فزونی می‌رود. می‌دانیم که دی اکسید کربن بوسیله گیاهان جذب می‌گردد. در مقابل ، فعالیتهای بدنی جانوران و بویژه انسانها بر آن می‌افزاید، همچنین فورانهای آتشفشانی نیز میزان دی اکسید کربن جو زمین را فزونی می‌بخشد.

برابر محاسباتی که بوسیله دانشمندان به عمل آمده ، میزان دی اکسید کربن در سال 2000 میلادی به مرز دو برابر طبیعی آن خواهد رسید، طبیعی است چنین وضعی به بالا رفتن دما به میزان دو
کلوین منجر می‌گردد که خود برای پیدایش اثر گرمخانه مقدمه مناسبی است. نتایج مرگبار و دوزخ زای اثر گرمخانه‌ای را در سیاره ناهید دیدیم و با شرایط اقلیمی آن آشنا شدیم. سرنوشت این سیاره درس عبرتی برای ما زمینیان است.

تخریب لایه اوزون

علاوه بر فعالیتهای انسانی که ممکن است در مقدار اوزون جو زمین اثر گذارد. پاره ای سوانح طبیعی نیز ممکن است به نابودی و یا خنثی شدن لایه اوزون زمین منتهی گردد. مثلاً با فرا رسیدن زمان واژگونی قطبهای مغناطیس ، مغناطو کره زمین موقتاً نابود می‌گردد و پرتوهای کیهانی بدون برخورد به هیچ سیر و مانعی به جو زمین وارد شده و لایه اوزون را تباه می‌سازند. چنین وضعیتی در زمان شدت یافتن فعالیتهای خورشیدی و پیدا شدن مشعلهای بزرگ نیز محتمل است.

بسیاری از انواع موجودات زنده در دوران کرناسه که همزمان با واژگونی قطبهای مغناطیس زمین است نابود گردیده‌اند، هر چند که پاره‌ای از دانشمندان نابودی دایناسورها را ناشی از یکی حادثه طبیعی می‌دانند و معتقدند که شرایط جوی در پی برخورد
سیارک بزرگی با زمین به شدت دگرگون شده و با نابودی سیر محافظ زمین دایناسورها به هلاکت رسیده‌اند.

اثر تغییرات ثابت خورشیدی

تغییرات ثابت خورشیدی نیز اثر ژرفی در اقلیم زمین به جای می‌گذراد. برابر محاسبات انجام شده فقط یک درصد تغییر بازده خورشید ، یک کلوین تغییر دمای زمینی را موجب می‌گردد. بین فوریه 1980 و اوت 1981 نشانه‌هائی از 0.1 درصد کاهش در بازده خورشید دیده شد که آثار آن را احتمالاً بایستی تا کنون در اقلیم زمین مشاهده کرده باشیم. برابر شواهد موجود ، عمر یخبندان کوچک با پیدایش کلفهای چندی در چهره خورشید همزمان بوده ، شاید وجود همین کلفها روزهای سردی را بر زمین تحمیل کرده باشد.

از سوی دیگر فورانهای آتشفشانی مقدار زیادی غبار و خاکستر به جو زمین روان می‌سازد، این خردیزه‌ها همانند پرده‌ای جلوی نور خورشید را می‌گیرند و کاهش دمای زمین را موجب می‌گردند. از سوی دیگر گسترش و پهناوری کویرها و دشتها ، تغییراتی را در نسبت بازتاب زمین موجب می‌شود که آن نیز به نوبه خود در اقلیم زمین موثر است و از میزان ریزش می‌کاهد. صرفنظر از رویدادهای طبیعی که کنترل آن از توان آدمی خارج است. انسان خود حادثه آفرین است و فعالیتهای آلاینده وی در شرایط محیط اثر می‌گذارد و اقلیم ناخوشایندی را به مرور بر زمین حاکم می‌سازد و پی آمدهای مرگبار آن را برای نسلهای آینده باقی می‌گذارد.

بر اساس این نظریه ، زمین در ابتدای تشکیل ، دمای زیادی داشته و پس از آن مرتبا سرد شده و ضمن آن ، لایه بندی داخلی زمین بوجود آمده است. بدین ترتیب از آنجا که زمین دائما در حال انقباض است، لذا قسمتهای درونی آن تحت کشش و قسمتهای بیرونی ، یعنی پوسته تحت فشار قرار دارد و این فشار باعث تشکیل چین‌ها ، کوهها و گسل‌ها در پوسته زمین شده ‌است.

تاریخچه تئوری انقباض زمین

این نظریه در سال 1847 توسط جیمز دانا James Dana در آمریکا در سال 1852 توسط بیومونت Beaumont در اروپا بطور مستقل از هم بیان شد. لتیلتون در سده بیستم احیای کننده این نظریه بود و بر مبنای برآوردهای وی شعاع زمین از زمان تشکیل تاکنون 300 تا 400 کیلومتر کاهش یافته است.

اساس تئوری انقباض زمین

اساس این تئوری بر مبنای سرد شدن تدریجی زمین و انقباض آن است و آهنگ سرد شدن ، ساز و کاری برای کوهزایی محسوب می‌شود. از آنجایی که مشخصات پوسته در قاره‌ها و دریاها متفاوت است لذا در فصل مشترک این دو ، بیشترین احتمال چین خوردگی وجود دارد. بعد از اینکه اولین مرحله چین خوردگی به اتمام رسید، دوره آرامش شروع شده و در مرحله بعد باز هم ، فشار وارده بر پوسته به ایجاد چین خوردگیهای جدید شده است.

بر اساس برآورد لتیلتون تغییرات فازی در مرز
هسته و گوشته در هر نوبت 70 کیلومتر از شعاع زمین کاسته است و این انقباض باعث کاهش مساحت سطح زمین و در نتیجه تشکیل رشته کوهها می‌شود. پریدهای انقباضی از هر 100 میلیون سال یکبار رخ می‌دهند و این فاصله زمانی با رخدادهای کوهزایی زمین تا حدودی سازگاری دارد.

ایرادهای تئوری انقباض زمین

بر اساس این تئوری می‌توان تشکیل رشته کوهها را در وسط سپرهای پایدار توجیه نمود، ولی این تئوری توضیحی برای مناطق زاینده و کششی و نیز جابجایی زیاد قاره‌ها ندارد. آهنگ سرد شدن زمین به حدی نیست تا جوابگوی کوتاه شدگیهای در مقیاس دهها کیلومتر را توجیه نماید و ضمنا توضیحی برای زونهای ریفتی ، پشته‌های میان اقیانوسی و گسلهای نرمال ندارد. به علاوه دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد زمین از مدتها پیش سردتر نشده است.

انسان از زمانهای قدیم مشتاق شناسایی ساختمان داخلی کره زمین بوده است و از آنجا که دسترسی مستقیم به قسمتهای درونی امکان پذیر نبوده و حتی با تکنولوژی عصر حاضر نیز این کار مقدور نیست، روشهای غیر مستقیم همواره الهام بخش آدمی در کسب اطلاعات از قسمتهای داخلی زمین بوده است. از این میان می‌توان خروج مواد مذاب درونی توسط آتشفشانها ، چشمه‌های آب گرم و پدیده‌های مشابه را نام برد.

البته در سالهای اخیر توسعه علم
ژئوفیزیک اطلاعات غیر مستقیم گران قیمتی از ترکیب و ساختمان درونی زمین در اختیار ما قرار داده است. از میان انواع مختلف روشهای ژئوفیزیکی نحوه حرکت امواج لرزه‌ای (امواج زمین لرزه) بیشترین کمک را در مورد شناساندن ترکیب و ساختمان درون زمین به بشر نموده است. هرگاه ساختمان زمین در عمق مورد مطالعه قرار گیرد، سه قسمت مشخص را در آن می‌توان تشخیص داد.

پوسته زمین

ضخامت پوسته

ضخامت متوسط پوسته زمین 33 کیلومتر است، ولی این ضخامت در تمام نقاط یکنواخت نیست، بلکه طبق نظریه ایزوستازی ، پوسته در زیر اقیانوسها به مراتب نازکتر از قاره‌ها است. ضخامت پوسته از حداقل 10 کیلومتر در زیردریاها تا حداکثر 60 کیلومتر در زیر کوهها تغییر می‌کند.

ترکیب شیمیایی پوسته

از نظر ترکیب شیمیایی می‌توان پوسته زمین را به دو قسمت بالایی و پائینی تقسیم کرد. قشر بالایی پوسته از سنگهای گرانیت و گرانودیوریت تشکیل شده است که به علت دارا بودن مقدار زیادی سیلیسیم و آلومینیوم به نام سیال (Si , Al) نیز خوانده می‌شود. قشر زیرین پوسته بیشتر از سنگهایی با ترکیب بازالت تشکیل شده و به علت دارا بودن مقدار زیادی سیلیسیم و منیزیم به نام سیما (Si , Mg) معروف است. ضخامت قشر گرانیتی در نقاط مختلف زمین 10 تا 24 کیلومتر محاسبه شده است.

بیش از 99 درصد جرم پوسته زمین را 10 عنصر و فقط در حدود 0،65 درصد بقیه آن را سایر عناصر تشکیل می‌دهند. بایستی توجه داشت که توزیع ترکیبات شیمیایی در تمام قسمتهای پوسته یکنواخت نیست و جنس مواد تشکیل دهنده پوسته در زیر اقیانوسها و قاره‌ها متفاوت است.

جرم مخصوص پوسته

جرم مخصوص پوسته زمین در قسمتهای مختلف یکسان نیست و امروزه فرض بر این است که جرم مخصوص پوسته در زیر اقیانوسها کمی بیش از جرم مخصوص آن در زیر قاره‌هاست (نظریه ایزوستازی)، ولی می‌توان مقدار متوسط آن را 2،7 تا 2،8 گرم بر سانتیمتر مکعب در نظر گرفت.

مواد تشکیل دهنده پوسته

بطور کلی می‌توان گفت که پوسته زمین از سنگها و سنگها از کانی‌ها تشکیل شده‌اند.

گوشته زمین

قسمتی از زمین را که بین دو انفصال موهورویچ و گوتنبرگ قرار دارد، گوشته می‌خوانند و بدین ترتیب این قسمت از زمین از عمق متوسط 33 تا 2900 کیلومتر گسترش دارد. هرچند منحنی تغییرات سرعت در زیر پوسته ، انفصال کاملا مشخصی را نشان می‌دهد، ولی علت این انفصال هنوز به درستی روشن نیست. عده‌ای این انفصال را به علت وجود اختلاف اساسی در ترکیب شیمیایی بین این دو قسمت می‌دانند، ولی به نظر عده‌ای دیگر ، این انفصال به علت تغییر خواص فیزیکی مواد موجود در این ناحیه است.

به عبارت دیگر ، به نظر دانشمندان دسته دوم ، مواد تشکیل دهنده گوشته نیز نظیر پوسته زمین است، ولی به علت فشار و درجه حرارت زیاد ، شبکه اتمی مواد موجود در این قسمت ، متراکم شده و در نتیجه جرم مخصوص آن افزایش یافته و عامل اخیر باعث افزایش سرعت سیر امواج در این قسمت شده است. بر اساس مطالعات ژئوفیزیکی دو انفصال در خواص گوشته زمین در اعماق 413 و 984 کیلومتری وجود دارد که آن را به گوشته بالائی ، ناحیه عبور و گوشته پائینی تقسیم می‌کند.

گوشته بالائی

منشا بسیاری از پدیده‌های زمین شناسی مثل فعالیتهای ماگمایی ، زلزله‌های عمیق و تغییر مکان قاره‌ها ، در گوشته بالائی و ناحیه عبور است. فقط سه نوع سنگ دونیت (غنی از الیوین) پریدوتیت (غنی از الیوین و پیروکسن) و اکلوژیت (مرکب از گرونا ، پیروکسن) می‌تواند وجود داشته باشد. جرم مخصوص این قسمت از گوشته در حدود 3،9 گرم بر سانتیمتر مکعب است.

گوشته پائینی

این قسمت از گوشته که بین اعماق 984 تا 2900 کیلومتری قرار دارد، متجانس به نظر می‌رسد و از سیلیکاتهای منیزیم و آهن و اکسیدهایی مثل کرنزون ، رتیل و اسپینل تشکیل شده است.

هسته زمین

هسته زمین از عمق 290 کیلومتری تا مرکز زمین گسترش دارد و ضخامت کلی آن 3471 کیلومتر است. مطالعات نشان داده است که در عمق تقریبی 5120 کیلومتری ، یک انفصال در خواص الاستیک هسته وجود دارد که بر مبنای آن می‌توان هسته را به دو قسمت خارجی و داخلی تقسیم کرد. هسته خارجی از نظر خواص الاستیک ، حالت مایع و هسته داخلی ، حالت جامد دارد. این تقسیم‌بندی از آنجا ناشی شده است که امواج عرضی از هسته خارجی عبور نمی‌کنند. بنابراین ، این قسمت بایستی مایع باشد، ولی دلایل دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد هسته داخلی خواص جامدات را داراست (مثلا سرعت سیر موج در هسته داخلی بطور ناگهانی افزایش می‌یابد).

قدیمی‌ترین نظریه‌ای که راجع به ترکیب شیمیایی هسته زمین بیان شده آن را از جنس
آهن و نیکل می‌داند و اکنون عقیده همگانی بر این است که ترکیب هسته خارجی و داخلی زمین هر دو از آهن و نیکل است و این دو فقط از نظر خواص فیزیکی متفاوت‌اند.

رنگهایی که در آسمان می‌بینیم درسهایی است در زمینه اپتیک.

  • چرا آسمان صاف در هنگام روز اغلب آبی ، ولی در نزدیکی افق سفید است؟
  • چرا خورشید در حال غروب سرخ و آسمان درست در بالای آن همچون پرده‌ای رنگارنگ است؟
  • چرا در شامگاه سایه‌ای منحنی با حاشیه‌ای سرخ در آسمان شرق پدیدار می‌شود؟
  • چرا گاهی اندکی پس از غروب خورشید لکه‌ای ارغوانی در آسمان مغرب نمایان و سپس ناپدید می‌شود؟

    این پرسشها مارا به بررسی چه چیزی فرا می‌خوانند. بسیاری از طرحواره‌های مشهور در آسمان صاف بیشتر شامل انتشار نور خورشید از مواد موجود در هواست. از قبیل غبار ، افشانه‌ها ، بلورهای یخ و قطرکها و طرحواره‌های دیگر مبتنی بر جذب انتهای سرخ طیف مرئی بوسیله آب و
    اوزون در جو. هرگاه یک مه دود مصنوعی بوسیله یک باریکه نور سفید روشن شود و از زاویه معین مورد ملاحظه قرار گیرد، مانند رنگ آسمان بسیار صاف دیده می‌شود. آیا گاز خالص مانند هوا که عاری از همه درات باشد نمی‌تواند نور را منتشر کند و آن را به رنگهای مختلف تجزیه خواهد کرد؟

پدیده انتشار

انتشار نور و تفکیک رنگها مربوط به خود مولکولهای هواست، حتی در غیاب ذرات خارجی هم آسمانی آبی خواهیم داشت. طول موج نور از آبی به سبز ، زرد و سرخ افزایش می‌یابد و طول موج مربوط به نور قرمز حدود 1.68 برابر طول موج نور آبی است. هر یک از اجزای نور خورشید در همه جهتها از مولکول منتشر می‌شود، ولی شدت آن همسان نیست. درخشانترین انتشار در جهت روبرو (مانند اینکه نور یک راست از مولکول می‌گذرد) و رو به پشت (بسوی خورشید) است.

به نظر نیوتن رنگهای ظاهری اجسام طبیعی بستگی به این دارد که از آنها چه رنگی شدیدتر منعکس یا بسوی بیننده پراکنده می‌شود . بطور کلی ، شیوه ساده‌ای وجود ندارد که بر اساس ساختار سطح ترکیب شیمیایی و مانند آنها پیش بینی کنیم که آن ماده چه رنگهایی را منعکس یا پراکنده می‌کند. با این همه ، علت آبی بودن رنگ آسمان را با استدلال ساده‌ای می‌توان توضیح داد.

همانطور که تامس یانگ با آزمایش نشان داد، طول موجهای گوناگون نور رنگهای متفاوت دارند، طول موج نور را با واحد نانومتر یا با واحد آنگستروم می‌سنجند. دامنه طیف قابل رؤیت برای آدمی nm 400 برای نور بنفش تا حدود nm 700 برای نور قرمز است. مانعهای کوچک می‌توانند انرژی یک موج فرودی را در همه جهتها پراکنده کنند و مقدار پراکندگی بستگی به طول موج دارد. به عنوان یک قاعده کلی ، هر چه طول موج در مقایسه با اندازه مانع بزرگتر باشد، موج بوسیله مانع کمتر پراکنده می‌شود. برای ذراتی کوچکتر از یک طول موج ، مقدار پراکندگی نور با عکس توان چهارم طول موج تغیـــیــر می‌کند. مثلاً ، طول‌ موج نور قرمز در حدود دو برابر طول موج نور آبی است. بنابراین پراکندگی نور قرمز در حدود یک شانزدهم پراکندگی نور آبی است.

نوری که نسبت به مسیر اولیه خورشید در زاویه قائم منتشر شود، تنها نیمی از درخشندگی را خواهد داشت. همه رنگها به این شیوه منتشر می‌شوند. ولی شدت انتشار هر یک از این رنگها در هر جهتی متفاوت است. شدت با عکس توان چهارم طول موج متناسب است. از اینرو نور موج کوتاه (مانند آبی) خیلی شدیدتر از نور سرخ منتشر می شود که طول موج بلندتری دارد. از آنجا که نسبت طول موج آنها 1.68 است، نسبت انتشار نور آبی 8 برابر درخشانتر از نور سرخ است.

آسمان آبی

اکنون می‌توانید بفهمید که چرا رنگ آسمان آبی است. نور خورشید بوسیله مولکولها و ذرات گرد و غبار موجود در آسمان ، که معمولاً در مقایسه با طول موجهای نور مرئی بسیار کوچکند، پراکنده می‌شود. به این ترتیب ، نور طول موجهای کوتاه (نور آبی) بسیار شدیدتر از نور طول موجهای بلندتر بوسیله این ذرات پراکنده می‌شوند. وقتی که به آسمان صاف نگاه می‌کنیم ، بیشتر این نور پراکنده شده است که به چشم ما می‌رسد. دامنه طول موجهای کوتاه پراکنده شده (و حساسیت چشم آدمی به رنگ) منجر به احساس رنگ آبی می‌شود.

کوتاهترین طول موجهای طیف مرئی بیشتر مطابق بنفش است تا آبی ، پس چرا آسمان بجای آنکه بنفش باشد آبی است؟ نور خورشید اولیه در رنگ بنفش تا حدی ضعیفتر از آبی آست و بنفش کمتر از آبی به ما می‌رسد. دلیل مهمتر اینکه چشم انسان نسبت به بنفش کمتر از آبی حساس است. اینکه مردم آبی بودن آسمان را بوجود بخار آب در جو نسبت بدهند، شاید به این دلیل باشد که اغلب توده‌های آب آبی رنگ است.

از دلایل آبی بودن دریا این است که وقتی نور سفید چند متر از میان آب می‌گذرد، مولکولهای آب بخشی از انتهای سرخ طیف را جذب می‌کند و نوری که سرانجام به چشم بیننده منعکس می‌شود بیشتر آبی شده است. و در آسمان آب کافی برای چنین جذبی وجود ندارد. لایه اوزون نیز نور سرخ را تضعیف می‌کند، ولی نقش ناچیزی در آبی شدن آسمان دارد. از سوی دیگر ، فرض می‌کنیم که در یک روز مه آلود به آسمان نگاه می‌کنیم.

در این صورت ، نور آبی باریکه‌ای که به چشم ما می‌رسد بطور کامل پراکنده شده است، در حالی که طول موجهای بلندتر پراکنده نشده‌اند. بنابراین، احساس می‌کنیم که رنگ خورشید متمایل به قرمز شده است. اگر آسمان جوی نداشت، آسمان سیاه به نظر می‌رسید و
ستارگان در روز دیده می‌شدند. در واقع از ارتفاع Km 16 به بالا ، که در آنجا جو زمین بسیار رقیق می‌شود، همان طوری که فضانوردان دریافته‌اند، آسمان سیاه به نظر می‌رسد و ستارگان در روز دیده می‌شوند.

تأثیر شرایط جوی

گاهی هوا دارای ذرات گرد و غبار یا قطره‌های آبی به بزرگی طول موج نور مرئی است. اگر چنین باشد، رنگهایی جز رنگ آبی ممکن است به شدت پراکنده شوند. مثلاً ، کیفیت رنگ آسمان با بخار آب موجود در جو زمین تغییر می‌کند. روزهایی که هوا صاف و خشک است، آسمان آبی‌تر از روزهایی است که رطوبت هوا زیاد است. آسمان نیلگون ایتالیا و یونان ، که قرنها الهام ‌بخش شاعران و نقاشان بوده است، به سبب خشکی استثنایی هوای این سرزمینهاست.

مه آبی ـ خاکستری رنگی که گاهی شهرهای بزرگ را می‌پوشاند بیشتر به سبب ذراتی است که از موتورهای درون‌ سوز (اتومبیلها ، کامیونها) و کارخانه های صنعتی منتشر شده‌اند.
موتور اتومبیل ، حتی وقتی که در حالت خلاص کار می‌کند، در هر ثانیه بیشتر از 100 میلیارد ذره منتشر می‌کند. بیشتر این ذرات نامرئی هستند و اندازه آنها در حدود m 0/000001 است.

چنین ذره‌هایی کالبدی برای تجمع گازها ، مایعات و ذرات جامد دیـگــــــر می‌شوند. این ذره‌های بزرگتر سبب پراکندگی نور و تیرگی هوا می‌شوند. گرانش بر این ذره‌ها تا وقتی که بر اثر تجمع مواد بیشتر در اطراف آنها خیلی بزرگ نشده‌اند چندان تأثیری ندارد. این ذرات اگر بر اثر باران و برف مکرر شسته نشوند ممکن است ماهها در جو زمین بمانند. تأثیر چنین ابرهای غبارآلودی بر آب و هوا و بر سلامتی آدمی بسیار مهم است.

رنگ غروب

وقتی به آسمان روز نگاه می‌کنید نوری را می‌بینید که از لایه اوزون اندکی گذشته و جذب بوسیله آن ناچیز بوده است. در هنگام غروب وقتی شعاعهای نور از میان لایه اوزون مسیری مورب (و از اینرو طولانیتر) دارند تا یه ما برسند، جذب بوسیله اوزون اهمیت پیدا می‌کند، ولی در آن موقع نیز دلیل آبی بودن آسمان ساز و کارهای مربوط به پراکندگی (انتشار ریلی) می‌باشد، که قبلا بیان شده.

همین تأثیرها رنگ کوههای تیره را در یک روز آفتابی توضیح می‌دهد. اگر کوهها زیاد دور نباشند، تصویرشان آبی رنگ است. چون نور مسلط آبی بوسیله مولکولهای میان شما و کوهها منتشر می‌شود، کوههای تا حدی دور هم باز آبی است. ولی کوههایی که در فاصله دوری قرار دارند سفید هستند، درست همانگونه که افق سفید دیده می‌شود. نور خور شید در حال غروب در واقع نارنجی رنگ است (بین سرخ و زرد)، در حالی که اگر در مسیرشان بسوی ما تنها از میان مولکولهای هوان می‌گذشت، رنگش سرخ بود. دلیل اینکه رنگ آن سرخ یک دست نیست، این است که نور نه تنها از میان مولکولها ، بلکه از میان ذرات ریز و افشانکهای جو هم منتشر می‌شود.

در هر موقع از روز وقتی در جهت خورشید نگاه کنید، بخشی از نور درخشان آن را دریافت می‌کنید که از میان همان ذرات ریز و افشانکها منتشر می‌شود و از اینرو آن بخش از آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرات می‌توانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرت می‌توانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان است، اطرافش سفید روشن است. ولی وقتی پایینتر قرار دارد، هر چه غلظت ذرات بیشتر باشد، اطراف خورشید در حال غروب درخشانتر و محیط آن مشخصتر است.

در جریان غروب آفتاب در هوای صاف ، سمت الرأس (آسمان درست در بالای سر) آبی‌تر از هنگام روز می‌شود. با توجه به این که افق نزدیک خوشید ممکن است سرخ باشد، این افزایش رنگ آبی عجیب به نظر می‌رسد. برای این ‌آبی بودن چندین توضیح داده شده که محتملترین آنها مربوط به لایه اوزون است. وقتی هنگام غروب نور خورشید مسیر اریب تری را از میان لایه طی می‌کند، جذب انتهای سرخ طیف بوسبله اوزون ،‌موجب تسلط انتهای آبی بر بامه نور می‌شود. برخلاف انتشار ریلی که بامه در طی مسیر با آن روبرو می شود.

آسمان پس از غروب

درست پس از غروب خورشید ، سایه زمین از افق خاور بالا می شاید. مرز سایه ، سرخ یا ارغوانی است. رنگ آن بستگی به نوری دارد که بر اثر انتشار ریلی در مسیر طولانی اش از لایه های پایین جو سرخ شده است. در نزدیکی جایی که لبه بالایی سایه را می بینید بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار دارد و بسوی ما می آید. وقتی نور را دریافت میکنید، رنگ سرخ را در لبه بالا مشاهده می کنید. بخش بالایی سایه زیر لبه ممکن است آبی کم رنگ باشد.

به احتمالی بامه آبی ناشی ار نور خورشید است که از میان بخش بالایی و کم چگالتر جو می‌گذرد، از آنجایی که جزء آبی بامه ، به اندازه‌ای تضعیف نمی‌شود که در عبور از بخشهای پایین جو امکان آن وجود دارد، زیرا با مولکولهای هوای بیشتری درگیر بوده است. نزدیک به 10 دقیقه پس از آنکه خورشید غرو ب می‌کند، گه گاه لکه‌ای ارغوانی بر فراز آن در جایی میان 30 و 75 درجه از سمت الرأس پدید می‌آید. این لکه که اغلب نور ارغوانی نامیده می‌شود، به ظاهر ناشی از وجود لایه‌ای از ذرات در ارتفاع 16 تا 20 کیلومتری و در بخش زیرین لایه اوزون است.
این ذرات ممکن است غبار بیابان یا ذرات خاکستر یک
فوران آتشفشان یا آتش سوزی بزرگی در جنگل باشد. لکه ارغوانی حاصل نور بسیار سرخ و بسیار آبی است که از ناحیه‌های مختلف آسمان منتشر می‌شود. اجزای سرخ از نور خوشید در حاشیه زمین است و از جو زمین می‌گذرد که انتشار ریلی نور را سرخ می‌کند. بخشی از این نور از لایه ذرات عبور کرده و به همین خاطر نور خیلی سرخ دریافت می‌شود. اجزای آبی از نور خورشیدی می‌رسد که از بخشهای فوقانی جو می‌تابد و از اینرو به آن اندازه سرخ نشده است.

بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار می‌گیرد و نور آبی بسوی شما فرستاده می‌شود. وقتی به مسیر نگاه می‌کنید، هر دو اجزای نور سرخ و آبی در مسیر خط دید شما حرکت می‌کنند و ترکیبشان احساس نور ارغوانی را پدید می‌آورد. دلیل اینکه بخشهای دیگر آسمان ارغوانی نیست، این است که بجای رنگ سرخ و آبی تنها ترکیبهای متفاوتی از ته رنگها را دریافت می‌کنیم. وقتی بسوی آنها نگاه می‌کنیم، ممکن است بسته به زاویه دیدمان اقسام ته رنگها را داشته باشند.

نور ارغوانی دیگر ولی نادر که در حوالی همان بخش نور اولی در آسمان ظاهر می‌شود، اما یک و نیم تا دو ساعت پس از غروب آفتاب اتفاق می‌افتد. احتمال می‌رود این نور نیز بوسیله همان لایه ذراتی بوجود می‌آید که نور ارغوانی اولی پدید آمد. اگر لایه گسترده باشد، بخشی از نور که از لایه زیر افق منتشر می‌شود ، ممکن است دوباره از لایه مرئی منتشر شود. نور تولید شده بخوبی درخشان است و در آن صورت یک لکه ارغوانی کمرنگ دیده می‌شود.

امواج نوری که از خورشید به زمین می رسند دارای طول موجهایی بین 106 تا 1014 سانتیمتر می باشند که در آنها فقط امواج بین 380 نانومتر (بنفش) و 760 نانومتر (سرخ) قابل رویت است و طیف مرئی را تشکیل می دهد.طیف مرئی خورشید نشان داده شده است : (واحد طول بر حسب نانومتر)
بخار آب موجود در هوا، گرد و غبار و ابرها مقداری از نور خورشسید را جذب ، منعکس و پخش می کند. اُزُن موجود در جو نیز مقداری از نور فرابنفش را که برای انسان و گیاه مضر است جذب می کند. اثر نور بر روی گیاهان را از سه جنبه کمیت و کیفیت و مدت تابش مورد مطالعه قرار می دهند :
کمیت نور : کمیت یا شدت نور عبارتست از مقدار امواج نورانی که در واحد زمان به واحد سطح می رسد و واحد اندازه گیری آن فوت کندل ( Lux7/10=Foot candle) یا لوکس (Lux) می باشد. در بیشتر نقاط ایران شدت نور به اندازه کافی و گاهی چندین برابر بیشتر از نیاز گیاه است. در روزهای آفتابی ، شدت نور اغلب به 10000 فوت کندل می رسد. شدت نور بر روی پاره ای از اعمال گیاهی از جمله فتوسنتز اثر می گذارد.
کیفیت نور : نورهای مختلف کارهای مختلفی در گیاه انجام می دهند، مثلاً گیاه در نور سبز قادر به عمل فتوسنتز نیست در حالیکه نور سرخ و آبی باعث حداکثر عمل فتوسنتز می شوند، یا برای تولید رنگ قرمز در سیب و یا بنفش در بادمجان، نور آبی بنفش لازم است (به همین جهت قسمت زیر کلاهک بادمجان که نور بدان نمی رسد سفید باقی می ماند). اگر روی قسمتی از میوه نارس سیب که هنوز رنگ نگرفته را با موم بپوشانیم (یعنی مانع رسیدن نور به آن قسمت از پوست میوه بشویم) و بر روی موم مطالبی را بنویسیم بطوریکه موم سوراخ دار بشود، پس از یکی دو ماه مطلب نوشته شده، به خط قرمز روی سیب ظاهر خواهد شد. برای گل دادن، گیاهان احتیاج به نور سرخ و فرو سرخ دارند.
3- طول مدت تابش : مقدار نوری که به نقاط کره زمین تابیده می شود به طول مدت تابش و زاویه تابش بستگی دارد. به علت کرویت زمین، نور خورشید در نقاط مختلف و در ساعات مختلف روز با زوایای مختلفی می تابد. یعنی در استوا بصورت عمودی و در قطب ها کاملاً مورب به زمین تابیده می شود. بنابراین نور خورشید بر حسب زوایه تابش خود، فاصله کمتر یا بیشتری را در جو (اتمسفر) طی می کند و از همین روست که میزان انرژی دریافتی زمین در نقاط مختلف و در فصلهای مختلف فرق می کند. طول مدت تابش و به عبارت دیگر نور گاه بر روی رشد و گل دهی تعداد بسیار زیادی از گیاهان اثر مستقیم دارد که در همین بخش مورد بحث قرار خواهد گرفت.
آتشفشان یک ساختمان
زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید.
آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی
زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات
منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.
همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.

فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در
سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.
علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و
ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند. آگاهی از علم آتشفشان شناسی و شناخت آتشفشان ها در بسیاری از موارد نظری و کاربردی اهمیت شایان توجهی دارد که از آن جمله:

1-با کمک علم آتشفشان شناسی می توان تا حدودی از ساختمان و ترکیب داخلی زمین (حداقل پوسته و گوشته فوقانی) اطلاعاتی را کسب نمود.
2
- هر چند مواد آتشفشانی که به سطح
زمین می رسند، نماینده واقعی قسمت ذوب شده آن نیستند (به دلیل ذوب درصدی، تفریق، آلایش و...) ولی بخشی از انکلا وهای موجود در آنها که قطعاتی از سنگ های ذوب نشده قسمت های ژرف هستند و توسط آتشفشان ها به سطح زمین می رسند، می توانند نماینده قسمت ذوب شده باشند.بررسی این سنگهای بیگانه Olistolite و مواد آتشفشانی ما را در شناخت درون زمین یاری می دهد.

3- امروز استفاده از انرژی ژئوترمال در بسیاری از کشورها مرسوم است و جزء
انرژی های ارزان محسوب می شود.

سرزمین های نزدیک به آتشفشان های فعال، نیمه فعال و جوان که به تازگی آرامش یافته اند، دارای منابع انرژی خوبی هستند. این انرژی همچنین بعنوان یک منبع تجدیدپذیر و بدون آلودگی زیست محیطی در واقع یکی از امیدهای بشری است. در کشور ما نیز منابع زمین گرمایی غیرعادی بسیاری وجود دارد که توجه به شناخت و چگونگی استفاده از انرژی آنها راهی است که به تازگی آغاز شده است و با کمی حفاری و ایجاد تاسیسات نسبتا ارزان می توان به منابع
انرژی ارزشمندی دست یافت.

4- با عنایت به علم آتشفشان شناسی درباره فعالیت مجدد آتشفشان ها و خطرات احتمالی آنها آگاهی کافی در اختیار مجامع قرار می گیرد.

5- شناخت مسائل وابسته به آتشفشان هاو سنگ های آتشفشانی نظیر
تفریق ماگمایی در آشیانه ماگمایی و محلول های گرمابی وابسته، جایگاه سنگ های آتشفشانی و خاستگاه آنها بسیاری از مسائل ژنتیکی کانی ها را حل می کند زیرا بسیاری از کانسارهای فلزی و غیر فلزی بطور مستقیم یا غیرمستقیم حاصل آتشفشان ها هستند. به طور نمونه وابستگی کانسارهای ذیل با پدیده ها و سنگ های آتشفشانی ذکر شده است:

  • اغلب کانسارهای مس در ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سنگ های آتشفشانی مرتبط می باشند.
  • تمام کانسارهای Mn ایران با با سنگ های اتشفشانی و محلول های گرمابی وابسته به آنها ارتباط دارند. مانند کانسارهای منگنز استان قمنائین و آذربایجان.
  • تمامی کانسارهای آنتیموانآرسنیک ، جیوه و طلای اپی ترمال، وابسته به سنگ های آتشفشانی و محلول های گرمابی آنها هستند؛ مانند کانسارهای زرشورانآق درهشورابداشکستن.
  • تقریبا تمامی کانسارهای بنتونیتکائولن «ترشیاری» و زئولیت های ایران با توف های اسیدی آتشفشانی در ارتباط می باشند.
  • برخی از کانسارهای سرب و روی نیز با سنگ های آتشفشانی ارتباط دارند.
    6_ یک کوه آتشفشان دارای مراحل تولد، کودکی – جوانی (فعال)، پیری و مرگ (غیرفعال – نیمه فعال) است که می تواند با ایجاد کانسارها و منابع انرژی و با فعالیت های انفجاری، ساختار اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تحت الشعاع قرار دهد. فعالیت آتشفشانی در عصر حاضر مانند
    زلزله در گروه بالایای طبیعی و ناگهانی محسوب می شود.
    بهترین ساختمان آتشفشان شامل 3 بخش است:
  • دودکش آتشفشانی مجرایی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی از درون زمین به سطح آن راه می یابند. نک (Neck) مجرای آتشفشانی قدیمی است که اکنون از گدازه های قدیمی پرشده است و چون از سنگ های پیرامون خود مقاوم تر است، به صورت برجستگی ستون مانند باقی مانده و سنگهای اطراف آن که مقاومت کمتری دارند، فرسایش یافته اند.
  • دهانه آتشفشان: پایانه بالایی مجرای آتشفشان که اغلب از قسمتهای دیگر مجرا وسیع تر است، دهانه آتشفشان گفته می شود که شامل انواع مختلف ذیل می باشد:
  • دیاترم (Diatreme) عبارت است از دهانه های انفجاری که براثر انفجار ناشی از وجود گازهای آتشفشانی تشکیل گردیده است. این گازها خاستگاه ماگمایی و غیر ماگمایی دارند.
  • مآر (Maar) دهانه های نسبتا وسیع آتشفشانی که اغلب به وسیله بخار آب حاصل از گرمای ایجاد می شوند. مآرها اغلب در مناطق مرطوب و دریایی رخ می دهند.
  • کالدرا (Caldera) دهانه های خیلی وسیع آتشفشانی که قطر آنها به چندین کیلومتر می رسد و شامل انواع ذیل می باشد:
  • کالدرای انفجاری:این نوع کالدرا بر اثر انفجار حجم عظیم از مواد آتشفشانی و پی سنگ در اثر گازهای تحت فشار حاصل می شود و دهانه های وسیعی را تشکیل می دهد بالتدکالدرای آتشفشانی باندائی سان در ژاپن (فوران در سال 1888).
  • کالدرای ریزشی: متداولترین نوع کالدرا می باشد می باشد که عمل فرونشست و یا ریزش1، 1- Collap se
    در اثر انفجار و خارج شدن حجم زیادی از مواد ماگمایی و نیز سنگینی بخشهای بالایی آتشفشان اتفاق می افتد که با ایجاد شکستگی های همراه است. ممکن است این شکستگی ها توسط مواد مذاب به صورت دایک پرشود و یا از طریق آنها مواد فرار یابد احتمالا مواد گدازه ای جدید به سطح کالدرا برسد.
    اگر دایک ها به صورت حلقوی پیرامون مخروط آتشفشان ظاهر شوند به آنها دایک های حلقوی می گویند. در حالی که اگر دایک ها به سمت درون زمین به صورت همگرا یا متقارب باشند و یک نوع شکل مخروطی مانند ایجاد نمایند که راس آنها به طرف درون زمین باشد به آنها صفحات مخروطی گفته می شود.
    در مواردی نیز دایک ها نسبت به مخروط آتشفشان آرایش شعاعی دارند که به آنها دایک های شعاعی گفنه می شود.
  • کالدراهای فرسایشی بر اثر فرسایش دهانه آتشفشان قدیمی و گسترش آنها به وسیله عوامل جوی، یخچالی و بادی حاصل می شوند. کراترهالکا کالا در جزیره ماوی هاوایی است.
  • مخروط آتشفشانی: برجستگی های مخروطی شکل که از انباشتگی مواد آتشفشانی در پیرامون دهانه آتشفشان حاصل می شود و بر حسب این که کدام مواد آتشفشانی تشکیل شده است تحت نام های مختلفی است:
  • مخروط های تغرایی که فقط از مواد آذرآواری تشکیل شده است.
  • مخروط های گدازه ای که فقط از گدازه تشکیل شده است.
  • مخروط های چینه ای که تناوبی از گدازه و مواد آذر آواری «پیروکلاستیک) است.

راه برای مقابله با چنین پدیده های طبیعی شناخت هر چه بیفورانهای آتشفشانی معمولا براساس شکل دهانه ای که از آن فوران صورت می گیرد، محل قرار گیری دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشانی و بالاخره خصوصیات عمومی فوران (آرام یا شدید – انفجاری یا غیر انفجاری) طبقه بندی می شوند.
گدازه های اسیدی به علت درصد Sio2 بالا و درجه حرارت نسبتا پایین دارای گرانروی (ویسکوزیته) بالا و سیالیت پائین بوده و در نتیجه به صورت انفجاری همراه با مواد پرتابی می باشد. اما در گدازه های بازیک به علت درصد Sio2 پائین و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروی پائین بوده و سیالیت افزایش می یابد و در نتیجه مواد پرتابی با مقدار کم و فوران آرام انجام می شود

انواع فوران

1-نوع هاوایی:
این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد.
به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.
ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.

2- نوع استرومبولی:


در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب‏، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند.
به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد.
فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند. خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.

3- نوع وولکانو:


در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند. این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است.

یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.

4- نوع پله:
در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد.
در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.

5- نوع کومولوولکان یا کوپول:
مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشندانواع بافت سنگ های آتشفشانی :

پورفیریک:

بلورهای درشت یا فنوکریست در متن ریز بلور یا شیشه ای.

بافت اینترسرتال:

در بین کانی های سنگ فضاهای خالی دیده می شود که این فضاها با شیشه یا محصول دگرسانی آن پر می شود.

بافت تراکیتی:

نوعی بافت پورفیریک با خمیره میکرولیتی یا میکرولیتی –شیشه ای که در آن میکرولیت های فلدسپار، حالت جریانی دارند.

بافت اسفرولیتی:

بافتی که در آن شیشه ای فلدسپاری و سیلیسی به صورت شعاعی متبلور شده اند.

بافت شیشه ای:

قسمت اعظم سنگ از شیشه تشکیل شده و گاهی حالت جریانی دارد که بافت شیشه ای جریانی می گویند.

بافت دم چلچله ای:

بلورهای سنگ و شیشه به حالت دم پرستویی و حاصل سرد شدن یا تبلور سریع می باشند.

بافت اسپینیفکیس:

بافتی که در سنگ های اولترامافیک خروجی ( گدازه کوماته ایت ) دیده می شود. در این بافت الیوین ها و پیروکسن ها به صورت اسکلتی، داربستی یا زنجیره ای دیده می شوند.

انواع سنگ های آتشفشانی:

سنگ داسیتی – ریولیتی:

دارای فنوکریستهای کوارتز همراه با کانی فلدسپار و پلاژیوکلاز در یک زمینه دانه ریز فلدسپار و کوارتز. این سنگ ها معادل آتشفشانی سنگ های گرانیتی می باشند.

سنگ تراکیتی:

حجم اصلی این سنگ ها را فلدسپار به ویژه فلدسپات آلکالن تشکیل می دهد که به صورت فنوکریست و خمیره سنگ یافت می شود.

سنگ آندزیت و بازالت:

فراوانترین سنگ های آتشفشانی که دارای کانی های رنگین زیادی است. مانند تراکیتها، فنوکرسیت کوارتز وجود ندارد ولی فنوکرسیت پلاژیوکلاز و کانی های رنگین زیاد است. در خمیره نوع سنگ فلدسپار آلکالن وجود ندارد و خمیره عمدتا از پلاژیوکلاز و پیروکسن می باشد.

سنگ های فنولیتی، تفریتی و بازانیت:

تشخیص صحرایی این سنگ ها بسیار مشگل است، مگر اینکه سنگ دارای مقدار زیادی فنوکریست های فلدسپاتوئید مانند لوسیت، نفلین و آنالسیم باشد. این سنگ ها در بازالت آلکالن و مناطق ریفت قاره ای وجود دارد.

سنگ لاتیت:

معادل آتشفشانی سنگ مونزونیتی که در مقایسه بازالت و آندزیت، دارای فلدسپار غنی از پتاسیم می باشد.

سری ماگمایی:

سنگهای آتشفشانی شامل سریهای تولئیتی، کالکوآلکالن، آلکالن و شوشونیتی می باشند.

سری تولئیتی:

شامل بازالت تولئیتی، سنگ های حدواسط و اسیدی می باشد. سری تولئیتی از نظر سدیم و پتاسیم و دیگر عناصر آلکالن و همچنین عناصر خاکی نادر و سیلیس غنی می باشد که در مناطق سازنده و در داخل صفحات و گاهی در مناطق در حال فرورانش یافت می شوند.

سری کالکوآلکالن:

یا سری هیپرستن که مانند سری تولئیتی غنی از سیلیس است و درصد Al2O3 آن بیش از 17% است و در مناطق فرورانش دیده می شود.

سری آلکالن:

فقیر از سیلیس، عناصر آلکالن، عناصر خاکی نادر، مواد فرار، ارتوپیروکسن و پیژونیت و حاوی الیوین پایدار و بدون حاشیه واکنشی و دارای فلدسپاتوئید ( نفلین – آنالیسم، لوسیت ) می باشد و در داخل صفحات قاره ای و اقیانوسی دیده می شوند.

سری شوشونیتی:

دارای پتاسیم زیاد نسبت 1= Kzo/ NazO می باشد و در مناطق در حال فرورانش فراوان است ولی مانند کالکوآلکالن نمی تواند شاخص خوبی برای این مناطق باشد، زیرا سری شوشونیتی در داخل صفحات قاره ای نیز دیده می شود.  شتر آنها می باشد

کره ماه که تنها قمر طبیعی زمین است، که پوشیده از سنگ بوده و قطرش یک چهارم قطر زمین می‌باشد. ماه ، نوری از خود ندارد اما نور خورشید را منعکس کرده و قابل رویت می‌شود. کره ماه پوشیده از غبار بوده ، آب و حیات در آن یافت نمی‌شوند. بخاطر جاذبه بسیار ضعیفش نمی‌تواند ذرات گاز را نگه دارد و بنابراین فاقد جو است. در سطح ماه هزاران گودال شهاب سنگی وجود دارند که گدازه آتشفشانی در بعضی از این گودالهای بزرگ تراوش کرده و باعث تشکیل دریا (ماریا) در سطح ماه شده است.
چنین به نظر می رسد که ماه پیش از تشکیل ، پوسته‌اش حالتی مذاب داشته است. سن قدیمیترین سنگی که از ماه به زمین آورده شده نشان می‌دهد که این پوسته حدود 4.48 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. طی 500 میلیون سال بعد از تشکیل پوسته ، بمباران شدید شهاب سنگها باعث شکستگی ، تغییر شکل و ذوب مجدد پوسته شد. ضربات ناشی از دو شهاب سنگ عظیم اخیر باعث تشکیل دو حوزه (دریا) ارینتال و ایمبریوم شده اند. جو جاذبه سطحی ماه بقدری ضعیف است که نمی‌تواند مانع از فرار ذرات گاز به فضا شود. در نتیجه ، جرم کل جو کره ماه به اندازه جرم هوای درون یک استادیوم بسکتبال است.

فاصله متوسط از زمین

384500 کیلومتر

قطر استوا

3476 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

27.32 روز زمینی

مدت حرکت انتقالی

27.32 روز زمینی

سرعت مداری

1.02 کیلومتر در ثانیه

دمای سطحی

155- تا 105 درجه سانتیگراد

جرم (زمین = 1)

0.01

چگالی متوسط (آب = 1)

3.34

جاذبه (زمین = 1)

0.16

تعداد قمر

0


اندازه کره ماه در مقایسه با سایر اقمار منظومه شمسی متوسط است. بزرگترین قمر ، متعلق به مشتری است که گانیمید نام داشته و قطرش 5262 کیلومتر است ، در حالیکه قطر ماه 3476 کیلومتر می‌باشد. از اقمار متعدد کوچکتر ، می‌توان از کردلیا ، قمر اورانوس ، نام برد که فقط 30 کیلومتر قطر دارد.
  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

زمين سومین سیاره ازلحاظ فاصله از خورشید و پنجمين سياره بزرگ در منظومه شمسي پس از مشتري ،زحل،اورانوس ونپتون مي باشد. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است.زمین مانند زهره،عطارد و مریخ هسته داخلی فلزی و جامد داشته و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است که البته بین این دو ،لایه های متفاوتی وجود دارد .زمین با سرعت حدود 110000 کیلومتر در ساعت به دور خورشید می گردد و تقریباً 150 میلیون کیلومتر با خورشید فاصله دارد.

زمين به طور ميانگين فاصله 93 ميليون مايل (149600000 كيلو متر) را به دور خورشيد طي مي كند.

اين فاصله بر حسب يك واحد نجومي (AU)تعريف مي شود.

زمین ، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است.

فاصله متوسط از خورشید

 

60.149 کیلومتر

قطر استوا

 

12756 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

 

93.23 ساعت

مدت حرکت انتقالی

 

26.365 روز

سرعت حرکت انتقالی

 

79.29 کیلومتر در ثانیه

دمای سطحی

 

55 تا 70 درجه سانتیگراد

جرم (زمین = 1)

 

00.1

چگالی متوسط (آب = 1)

 

52.5

جاذبه (زمین = 1)

 

1

تعداد قمر

 

1







زمین شرایط بسیار منحصر بفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که 4.5 میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت. همچنین چگالی زمین از تمام سیارات دیگر بیشتر است.

زمین در آغاز شکل گیری

  • در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.
  • 4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند.
  • پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است.

 

زمین در آغاز شکل گیری
با سرد شدن زمین ، شرایط لازم برای
پیدایش حیات در آن فراهم شدند.

 

نحوه پیدایش و تکامل زمین

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

مشخصات زمین

  • زمین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی ، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی زمین از تمامی سیارات بیشتر است.
  • زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ، وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین).

کره مغناطیسی

  • با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند.
  • بعضی از این ذرات در دو نقطه میدان مغناطیسی به نام کمربندهای «وان آلن» به دام می‌افتد. کره مغناطیسی بیشتر بادهای خورشیدی را از زمین دور می‌کند، اما جریانهای ذرات باد خورشیدی آنقدر قوی هستند که قسمت جلویی کره مغناطیسی را مسطح نموده و باعث کشیدگی عقب آن می‌شوند.

آینده زمین

از آنجا که حیات در زمین) وابسته به خورشید است، آینده کره زمین نیز به آینده خورشید وابسته خواهد بود. حدود 5 میلیارد سال دیگر ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین کلا از بین می‌رود.

انتظار نجومی

  • شاید انسان در آینده بتواند قبل از وقوع فاجعه‌های فوق زمین را به جایی دورتر از خورشید منتقل کند.
  • شاید امکانات آینده ، انسانهای آن زمان به سیاره قابل سکونت دیگری کوچ کنند.
  • شاید بشر بتواند مانع از وقوع فاجعه‌های فوق در خورشید و زمین شود.
  • باید پنج میلیارد سال انتظار کشید.

 چگالی وجرم زمین

 كره زمين برابر 98/5 ضربدر 10 به توان 24 كيلو گرم است . كره زمين داراي چگالي متوسط 5520 كيلو گرم بر متر مكعب است (آب داراي چگالي 1027 كيلو گرم بر متر مكعب است ). پر چگال ترين سياره منظومه شمسي كره زمين مي باشد. يك جسم براي فرار از كشش گرانشي زمين بايد به سرعت 24840 مايل در ساعت (برابر 11180 متر بر ثانيه ) برسد.

 گوشته چیست و از چه جنسی میباشد ؟

زيرپوسته سطحي،گوشته اي از جنس سنگ قرار دارد كه متشكل از سيليكون، اكسيژن، منيزيم، اهن، الومينيوم و كلسيم است.

قطر و محیط کره زمین چه مقدار می باشد و چگونه محاسبه شده است ؟

قطر كره زمين حدودا 7926 مايل (12756 كيلومتر) است.اراتوستن دانشمند يونان،(276- 194قبل از ميلاد مسيح) اولين كسي بود كه محيط كره زمين را محاسبه كرد. اوسايه ظهر اواسط تابستان را،در چاههاي عميق سين كه (امروزه اسوان ناميده مي شود ودر كنار رود نيل در مصر قرار دارد) و اسكندريه را مقايسه كرد. و به درستي تصور كرد از انجا كه خورشيد بسيار دور است پرتوهاي ان تقريبا موازي هستند.و بادانستن فاصله دو محل ، محيط زمين را بالغ بر 250000 استاديا (واحد سنجش محيط زمين ) محاسبه كرد . به طور دقيق مقدار يك واحد سنجش محيط زمين ناشناخته است، بنابراين دقت او نا مطمئن و احتمالي اما بسيار نزديك به حقيقت بود او همچنين انحراف محور كره زمين و فاصله آن از ماه و خورشيد را با دقت اندازه گرفت.

جو زمین چیست و از چه گازهایی تشکیل شد است؟

جو زمين متشكل از لايه نازكي از گازها است كه كره زمين را احاطه كرده است. اين گازها شامل 78 % نيتروژن، 21 % اكسيژن، 9/0%ارگون، 03/0%دي اكسيدكربن ومقدار كمي از گازهاي ديگر است. جو زمين به واسطه گاز زدايي سياره اي به وجود امد، فرايندي كه در ان گازهايي مانند دي اكسيدكربن، بخاراب، دي اكسيدگوگرد و نيتروژن از درون زمين از طريق اتشفشانها وديگر جريانات ازاد شدند. اشكال زندگي بر روي زمين از هنگام تكامل تركيب جو را تعديل كرده اند.بيشترين مقدار جو زمين در حدود 10 مايل (16 كيلو متر ) سطح زمين است.

 دما سپهر

 دما سپهر يك طبقه بندي حرارتي براي جو است. در جو، دما نسبت به ارتفاع افزايش مي يابد. دما سپهر متشكل از فرا سپهر و بخشي از يونسپهر است.

فرا سپهر

 فراسپهر خارجي ترين لايه جو زمين است. ارتفاع فراسپهر بين 400 مايل(640 كيلومتر) تا 800 مايل(1280 كيلومتر) است. مرز پائيني فراسپهر سطح بحراني فرار نام دارد جايي كه فشار جوي ودما بسيار پائين است.

 يونسپهر

يونسپهر از ارتفاع 43تا50 مايلي(70تا80 كيلومتري) اغاز شده وتا ارتفاع 400 مايلي (640 كيلومتر) ادامه مي يابد. اين لايه شامل تعداد زيادي يون و پلاسما مي شود. يونها به واسطه برخورد افتاب با اتمها و فروپاشي الكترونها به وجود مي ايند. نتيجه اين فرايند ايجاد شفق قطبي در يونسپهر است.

مزوسفر

ويژگي مزوسفر كاهش دما با افزايش ارتفاع است. مزوسفر 31تا50 مايل (17تا80 كيلومتر) روي سطح زمين امتداد مي يابد.

استراتوسفر

 ويژگي استراتوسفر افزايش نا چيز دمانسبت به ارتفاع وفقدان ابراست. استراتوسفر بين 11تا31 مايل (17تا50 كيلومتر) روي سطح زمين امتداد مي يابد.لايه اوزون زمين در استراتوسفر قرار دارد. اوزون كه شكلي از اكسيژن است براي بقاي ما حياتي است. لايه اوزون جذب كننده مقدارزيادي از انرژي فرا بنفش خورشيد است.فقط بلندترين ابرها (سيروس، سيرستروس و سيرسكومولوس) در استراتوسفر پائين قراردارند.

تروپپوز

تروپپوز منطقه مرزي يا لايه تغيير بين تروپوسفر و استراتوسفر است.ويژگي تروپپوز عدم تغييردما با افزايش ارتفاع است.

تروپوسفر

 تروپوسفر پست ترين لايه درجو زمين يا هر سياره ديگري است. تروپوسفربر روي كره زمين از سطح دريا تا ارتفاع 11 مايلي (17 كيلومتري) امتداد مي يابد. اب وهوا وابرها در تروپوسفر پديد مي ايند. معمولا در تروپوسفر با افزايش ارتفاع دما كاهش پيدا مي كند.

زمين با چه سرعتي حركت مي كند؟

ما نمي توانيم سرعت يك جسم را به تنهايي اندازه بگيريم، بلكه سرعت ان بايد نسبت به چيز ديگري سنجيده شود (اين يكي از كشفيات انيشتن است).اگر بپرسيم كه زمين با چه سرعتي حركت مي كند بايد سرعت ان را نسبت به جسم ديگري در نظر بگيريم. حركت بدون وجود نقطه مرجع قابل اندازه گيري نيست. مي توانيم بررسي كنيم كه زمين نسبت به محورش، خورشيد، كهكشان راه شيري يا گروه محلي كهكشان ها با چه سرعتي حركت مي كند.

حركت پيچيده زمين

 سرعت چرخش زمين به دور خودش5/0 كيلو متر بر ثانيه سرعت حركت زمين به دور خورشيد 30 كيلو متر بر ثانيه سرعت حركت منظومه شمسي به دور كهكشان راه شيري 250 كيلو متر بر ثانيه سرعت حركت كهكشان راه شيري در گروه محلي كهكشان ها 300 كيلو متر بر ثانيه زمين در حالي كه به دور محورش مي چرخد در مدار به دورخورشید نيز حركت ميكند.

زمين با چه سرعتي به دور محورش مي چرخد؟

 زمين دائما به دور محور خودش مي چرخد.در خط استوا، سطح زمين با سرعت 40000 كيلو متر در شبانه روز حركت مي كند. اين سرعت برابر با 1040 مايل بر ساعت يا 1670 كيلو متر بر ساعت است. اندازه اين سرعت از تقسيم محيط زمين در خط استوا (حدود 24900 مايل يا 40070 كيلو متر) بر تعداد ساعات شبانه روز (24) به دست مي ايد. از انجايي كه محيط زمين در قطبين به صفر نزديك مي شود، هنگامي كه به سمت يكي از دو قطب حركت مي كنيد اين سرعت تقريبا به صفر كاهش مي يابد.

مدار زمين

كره زمين به طور ميانگين مسافت 93 ميليون مايل (برابر با 149600000 كيلومتر ) را در مدار خودش به دور خورشيد مي پيمايد . در حدود روز دوم ژانويه هر سال زمين نزديكترين فاصله را با خورشيد بر حسب واحد نجومی (4/91 ميليون مايل برابربا 1/147 ميليون كيلومتر ) دارد . اين هنگام نزدين يا حضيض نام دارد . در حدود دوم جولاي هر سال زمين بيشترين فاصله را با خورشيد (8/94 ميليون مايل برابر 6/152 ميليون كيلومتر ) دارد . اين هنگام اوج يا دورين گاه نام دارد.

خروج مركزي مداري

خروج از مركز مدار كره زمين برابر با 017/0 است . مدار كره زمين تقريبا دايره است.

انحراف محور كره زمين

 و فصول محور كره زمين از خط عمود بر مدار خورشيد ، به اندازه 45/23 درجه انحراف يافته است . اين انحراف باعث به وجود امدن چهار فصل سال یعنی ؛ بهار ،تابستان، پائيز و زمستان مي شود . از آنجائي كه محور زمين داراي انحراف است،بخشهاي مختلف كره زمين در زمانهاي مختلف سال در جهت خورشيد قرار مي گيرند. اين پديده مقدار آفتاب در يافتن هر منطقه را تحت تاثير قرار مي دهد.

سرعت

سطح كره زمين در خط استوا به مقدار 40000 كيلومتر در شبانه روز حركت مي كند . اين به معناي سرعتي برابر 1040 مايل بر ساعت يا 1670 كيلومتر بر ساعت است . اين سرعت از تقسيم محيط كره زمين در خط استوا (حدود 24900 مايل يا 40070 كيلومتر )بر تعداد ساعات شبانه روز (24) محاسبه مي شود. از انجايي كه محيط زمين در قطبين به صفر نزديك مي شود ،هنگامي كه به سمت يكي از دو قطب حركت مي كنيد اين سرعت تقريبا به صفر كاهش پيدا مي كند. زمين با سرعتي در حدود 30 كيلو متر بر ثانيه در مدار به دور محور خودش مي چرخد. اين سرعت توسط سرعت چرخش تقريبي زمين (5/0كيلو متر بر ثانيه) در نزديكي خط استوا سنجيده مي شود.

مقدار دما بر روي كره زمين

 مقدار دما بر روي كره زمين 136 تا 127- درجه فارنهايت (برابربا 58 تا 88 – درجه سانتي گراد) در نوسان است. پائين ترين دماي ثبت شده در جولاي 1983 در منطقه وستوك قطب جنوب است و بالا ترين دمادر سپتامبر 1922 در كشورليبي در قاره افريقا به ثبت رسيد. تاثير گلخانه اي باعث محصور شدن گرما در جو مي شود. جو اجازه ورود مقداري پرتوي مادون قرمز را به درون فضا مي دهد كه كمي از انها به زمين انعكاس مي يابند.

حرکت وضعی زمین

چرخش زمین به دور خود حرکت وضعی نامیده می‌شود که با آزمایش فوکو قابل اثبات است. زمین سیاره‌ای است شبیه چند سیاره دیگر تا آنجا که مشاهده شده است تنها جایی است که در آن حیات وجود دارد. ولی زمین به هیچ وجه پایگاه خوبی برای رصدهای نجومی نیست. اشکال اصلی، ساکن نبودن آن است و همه رصدها را باید به خاطر این حرکت تصحیح کرد. به علاوه حرکتش ساده نیست بلکه ترکیب بسیار پیچیده‌ای از حرکات ، دست کم شش حرکت اساسی است.

حرکات زمین

 زمین دور محورش روزی یکبار دوران می‌کند زمین بر گرد خورشید سالی یکبار دوران می‌کند محور زمین حرکت ترقص دارد (رقص محور) خورشید همراه زمین و سیارات دیگر در میان خوشه محلی ستاره‌گان با سرعت بیست کیلومتر در ثانیه حرکت می‌کنند. حواس آدمی این حرکات را درنمی‌یابد همانطور که در ترنی که با حرکت یکنواخت پیش می‌رود، مسافران سرعت آن را حس نمی‌کنند.

 آزمایش فوکو و دوران زمین

ژ.ب.ل فوکو فیزیکدان فرانسوی در سال 1851 آزمایشی انجام داد که هدف آن بررسی دوران زمین بود. تنها وسیله لازم برای این آزمایش یک آونگ است که از گلوله‌ای سربی و تک سیمی برای آویختن تشکیل شده است. برای اندازه‌گیری دقیق ، سیم باید بلند باشد و گلوله سربی و سنگین باشد و آونگ از نقطه‌ای ثابت و محکم آویخته شده باشد. آونگی که به آزادی نوسان می‌کند صفحه نوسانش را حفظ می‌کند. طرز عمل آونگ را به نوسان در‌آورید بر روی زمین با رسم خطی مسیر گلوله آونگ را مشخص کنید یک ساعت بعد نگاه کنید. این خط به اندازه 15درجه در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت نسبت به صفحه‌ای که آونگ در آن نوسان می‌کند چرخیده است. مشاهده می‌کنید که در یک روز نجومی ، این خط یک دور کامل را در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت خواهد پیمود.

آیا حرکت وضعی زمین حرکتی واقعی است؟

 ما از حرکت واقعی زمین مطلع نیستیم. آنچه مشاهده می‌شود حرکتی ظاهری است به صورت دوران ظاهری کره آسمان ، یعنی طلوع ستارگان و خورشید از افق شرقی و غروب آنها در افق غربی. نظیر این رابطه میان حرکت واقعی و حرکت ظاهری ، در ترن متحرک نیز وجود دارد. چون از پنجره‌های قطاری که رو به شمال می‌رود به بیرون نگاه کنیم حرکت ظاهری منظره‌های مجاور را به سمت جنوب مشاهده خواهیم کرد.

چند اثر که معلول چرخش زمین هستند: توانایی روز و شب: هر نقطه از زمین متناوبا رو به خورشید (روز) می‌کند یا پشت به آن (شب) می‌دارد. صلب بودن محور: محور زمین زاویه میل خود را با صفحه مدار حفظ می‌کند و پیوسته رو به سوی ستاره جوی است از این لحاظ زمین چرخان شباهت بسیار با یک ژیروسکوپ چرخان دارد. محور زمین نیز مانند محور ژیروسکوپ دارای حرکت تقدیمی است. یک نیروی گریز از مرکز: که در استوا بیشترین مقدار را دارد و در قطب صفر است و بر هر جسمی که بر روی زمین واقع است وارد می‌آید و در نتیجه آن وزن اجسام در قطب بیشتر است تا در استوا. پخ بودن زمین در قطبها: احتمالا معلول این چرخش در زمانی بوده است که سطح زمین هنوز حالتی مایع یا شکل پذیر داشته باشد. میدان مغناطیسی زمین چیست و علت وجود آن چه می باشد؟ مغناطيس كره، محيط مغناطيسي كره زمين است. كره زمين يك اهنرباي بزرگ دو قطبي است.احتمالا علت وجود ميدان مغناطيسي زمين هسته مذاب ان است كه از جنس اهن ونيكل مي باشد.اين ميدان مغناطيسي به دو قطب شمال وجنوب مي پيونددو در طول تاريخ زمين شناسي چند بار معكوس شده است.ميدان مغناطيسيزمين در خط استوا حدود32/0 گوس و در قطبها حدود62/0 گوس است.

 یک آزمایش ساده

در شبی که ماه در آسمان نیست دهانه دوربین را به سوی ستاره قطبی (ستاره‌ای که رو به شمال زمین قرار دارد) متوجه کنید و دیافراگم آن را به مدت چند ساعت باز نگه دارید در آن صورت مسیر حرکت ستاره‌ها را ثبت خواهد کرد. تصویر بدست آمده نشان می‌دهد که ستاره قطبی ثابت است. این زمین است که حرکت وضعی انجام می‌دهد.

 حرکت انتقالی زمین

زمین در طول سال یکبار به دور خورشید می‌گردد. که این حرکت ، حرکت انتقالی زمین نامیده می‌شود و به کمک اثر دوپلر اثبات می‌شود.

زمین به دور خورشید در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌گردد (مدار بیضی شکل که خورشید در یکی از کانونهای آن واقع است). در این خصوص ما حرکت واقعی را نمی‌بینیم بلکه حرکت ظاهری خورشید را می‌بینیم که به نظر می‌رسد در یک سال یک بار به دور زمین می‌گردد. این مدار ظاهری خورشید دایرة‌البروج نامیده می‌شود. نواری به عرض 8 درجه در هر سوی دایرة‌البروج را منطقه‌البروج می‌خوانند. 12 صورت برجسته فکلی بر این نوار قرار دارند که خورشید در حرکت ظاهریش هر سال یکبار از آنها می‌گذرد این صورتها عبارتند از: حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، میزان ، عقرب ، قوس ، جدی ، دلو و حوت.

حرکت ظاهری خورشید

‌حرکت ظاهری خورشیدبه  سوی شرق به مقدار تقریبا یک درجه در روز در امتداد سطح موازی نتیجه‌ای از حرکت زمین است ولی دلیلی بر آن نیست. حرکت ظاهری خورشید را می‌توان با نظریه زمین مرکزی که بوسیله بطلمیوس عنوان گردید تفسیر کرد. طبق این نظریه که چندین قرن مورد قبول عامه بود زمین ساکن فرض گردیده و خورشید به دور آن می‌گردد. در ابتدای قرن 16 . نیکلاکوپرنیک نظریه خود را ارائه داد. طبق این نظریه خورشید مرکز منظومه شمسی است و تمام سیاره‌ها در مدار دایره‌ای حول آن در چرخش‌اند. یکی از نتایج نظریه کوپرنیکی یا خورشید مرکزی این است که ستاره‌های نزدیکتر وقتی که از زمین در حال چرخش ، مشاهده می‌شوند یک جابجایی پارلاکس نشان می‌دهند. از حرکت ظاهری خورشید برای تعریف سال استفاده می‌شود.

 سال

مدت زمانی که طول می‌کشد تا خورشید یک دور کامل از میان ستاره‌گان بگذرد و این سال نجومی است نه سالی که معمولا در نظر داریم و سال اعتدالی نامیده می‌شود و این سال 20 دقیقه از سال نجومی کوتاهتر است. يك روز بر روي كره زمین ۹۳/۲۳ ساعت طول ميكشد . (اين به اين معني است كه مددت ۹۳/۲۳ساعت طول مي كشد تا كره زمين يك بار به دور محور خودش بچرخد – اين فرآيند یک روز نجومی نام دارد ). 

یک سال

 بر روي كره زمين به اندازه ۲۵۶/۳۶۵ روز بر روي اين كره طول مي كشد . ( اين به اين معني است كه۲۵۶/۳۶۵روز طول مي كشد تا كره زمين يك بار مدار خورشيد را دور بزند ). حركت وضعي زمين به مرور زمان تا اندازه اي كند ميشود يعني تقريبا هر ده سال يك ثانيه كندتر خواهد شد.

 زمین در خطر

 با افزایش جمعیت جهان ما از زمین های بیشتری استفاده می کنیم و صنایع و خودروهای موتوری سبب الودگی بیشتری می شوند.این مسئله به کل محیط صدمه می زند ؛ زمین ،اقیانوس ها و جو. ما به زمین نیاز داریم که برای ما اب ،غذا،الکتریسیته و مواد مورد نیاز زندگی روزمره مان را فراهم می کند .مراقبت از زمین مهم است .ما با قطع تولید مواد زاید و الودگی ،حفاظت از دنیای طبیعی و بازیافت مواد قدیمی می توانیم از کره زمین مراقبت کنیم.

 

 

شکل زمین

هر چند کرویت زمین از زمانهای قدیم (530 سال قبل از میلاد توسط فیثاغورس) و با استفاده از برخی دلایل فیزیکی مشخص شده بود. ولی امروزه پروازهای فضایی و عکس برداری از زمین مطمئن ترین روش برای مشاهده کرویت زمین است. در نگاه اول می‌توان زمین را کره‌ای به شعاع متوسط 6371 کیلومتر در نظر گرفت. ولی می‌دانیم که کرویت زمین کامل نیست، بلکه زمین در قطبین کمی فرورفتگی دارد. بطوری که شعاع استوائی آن 6378 کیلومتر و شعاع قطبی آن 6356 کیلومتر است.

ژئوئید

ژئوئید یا زمین دیس عبارتست از بهترین تعریفی که برای شکل زمین در نظر گرفته‌اند. در این تعریف زمین را به شکل زمین و نه شبیه به شکل دیگر در نظر گرفته‌اند. می‌توان آن را به عنوان سطح متوسط آب اقیانوسها تعریف کرد. با این تعریف برای تعیین سطح زمین دیس در خشکیها ، باید ادامه فرضی آب اقیانوسها را در هر نقطه از خشکی محاسبه نمود و آن را به عنوان دیس در نظر گرفت.

 

 

 

 

قطبین ، استوا ، مدارات ، نصف النهارات

اگر زمین را به شکل کره در نظر بگیریم، می‌توانم برای آن قطبین ، استوا ، مدارات و نصف النهار را تعریف کنیم.

  • قطبین زمین :
    محل تقاطع محور زمین با سطح زمین که در دو انتهای محو واقعند، قطبین زمین نام دارند.
  • استوای زمین :
    دایره عظیمه‌ای است که فاصله‌اش از دو قطب یکسان است.
  • مدارات زمین :
    دوایر کوچکتری هستند که با استوا موازیند.
  • مدار راس السرطان :
    مداری است که در عرض 23 درجه و 27 دقیقه جنوبی قرار دارد.

مختصات جغرافیایی زمین

برای تعیین موقعیت در روی کره زمین ، از دو مختصات طول و عرض جغرافیایی استفاده می‌کنند

طول جغرافیایی

طول جغرافیایی هر نقطه روی زمین زاویه بین نصف النهار آن نقطه و نصف النهاری‌ است که به عنوان مبدا انتخاب شده است و نصف النهار مبدا یا نصف النهار گرینویچ نیز گفته می‌شود.

  • تقسیم بندی طول جغرافیایی :
    طول جغرافیایی به 180 درجه شرقی و 180 درجه غربی تقسیم می‌شود.
  • عرض جغرافیایی :
    عرض جغرافیایی هر نقطه روی زمین ، زاویه بین خط قائم آن نقطه و سطح استوا است.

تقسیم بندی عرض جغرافیایی

عرض جغرافیایی به 90 درجه شمالی و 90 درجه غربی تقسیم می‌شود.

حرکت وضعی زمین

زمین در هر 24 ساعت یکبار به دور محوری که نسبت به سطح مدار آن زاویه 23 درجه و 27 دقیقه تشکیل می‌دهد، می‌چرخد.

 

 

 

سرعت خطی زمین

به علت صلب بودن زمین ، سرعت خطی نقاط مختلف آن متفاوت است. بطوری که سرعت خطی زمین در استوا 465.7 متر در ثانیه و سرعت خطی آن در قطبین صفر است.

حرکت انتقالی زمین

زمین در هر 365 روز و 6 ساعت یکبار روی مدار بیضی شکلی که طول بزرگ آن 930 میلیون کیلومتر است و خروج از مرکز آن 0.0167 است، به دور خورشید می‌چرخد. سرعت حرکت انتقالی زمین تقریبا 108000 کیلومتر در ساعت است. مایل بودن محور زمین نسبت به مدار آن ، ضمن حرکت انتقالی به پیدایش فصلها منجر می‌گردد.

خشکیها و دریاها

زمین از نظر جغرافیایی به دو قسمت خشکیها و دریاها تقسیم بندی شده است. 71 درصد سطح زمین از آب پوشیده شده است و 29 درصد بقیه سطح آن را خشکیها تشکیل داده‌اند. توزیع خشکیها و آبها در دو نیمکره شمالی و جنوبی زمین یکنواخت نیست. چرا که اغلب خشکیها در نیمکره شمالی و بیشتر آبها در نیمکره جنوبی قرار گرفته‌اند. بطوری که می‌توان نیمکره شمالی را نیمکره خشکی و نیمکره جنوبی را نیمکره دریایی نیز نامگذاری کرد. مساحت خشکیهای نیمکره شمالی 116 و مساحت خشکیهای نیمکره جنوبی فقط 29 میلیون کیلومتر مربع و شامل آمریکای جنوبی ، استرالیا ، جنوب آفریقا و زمینهای قطب جنوب است.

خشکیها

از نظر پستی و بلندی خشکیها را به 3 دسته کوهها ، فلاتها و دشتها تقسیم می‌کنند.

  • کوهها :
    مناطقی مرتفع از سطح زمین هستند که وسعت سطح بالایی آنها خیل کم است. مرتفع ترین قله زمین اورست می‌باشد که ارتفاع آن از سطح دریا 8848 متر است.
  • فلاتها :
    این نام به قسمتهای مرتفع زمین که سطح بالایی آنها وسعت زیاد دارد، اطلاق می‌شود.
  • دشتها :
    قسمتهای مسطح و کم ارتفاع زمین دشت نامیده می‌شود. بطور کلی می‌توان گفت که مناطق مرتفع در سطح زمین وسعت بسیار کمی را دارا هستند و ارتفاعات بیش از 4000 متر توسعه کمی دارند. بگونه‌ای که ارتفاع متوسط بیش از نیمی از خشکیهای زمین کمتر از 500 است.

تقسیم بندی خشکیها بر اساس وسعت

  • قاره :
    بر مبنای جدا بودن خشکیها از یکدیگر ، آنها را به 5 قاره به شرح زیر تقسیم بندی می‌کنند.

 

ردیف

قاره

وسعت به میلیون کیلومت مربع

درصد به نسبت خشکی

درصد به نسبت سطح زمین

1

آسیا

44.3

30.6

8.7

2

آمریکا

39

26.9

7.6

3

آفریقا

30.1

20.8

5.9

4

اروپا

10.1

7

2

5

اقیانوسیه

9

6.2

1.8

 

  • سرزمینهای قطبی :
    به غیر از قاره‌ها ، بقیه وسعت خشکیها را که بالغ بر 12.5 میلیون کیلومتر مربع است (8.5 درصد خشکیها و 2.4 درصد سطح زمین) سرزمینهای قطبی را تشکیل می‌دهند.

دریاها

بیش از 71 درصد زمین را آب پوشانده است. عمیق ترین نقطه اقیانوسها در محلی به نام میندانائو در اقیانوس کبیر قرار دارد که عمق آن حدودا 15793 متر می‌باشد. تقسیم بندی آبهای زمین به مراتب از تقسیم بندی خشکیها مشکل تر است. زیرا تمامی آبها به هم متصل هستند. ولی تقسیم بندی آبهای زمین بر اساس وضعیتشان نسبت به قاره‌ها به شرح جدول زیر صورت گرفته است.

 

ردیف

قاره

وسعت به میلیون کیلومتر مربع

درصد به نسبت خشکی

درصد به نسبت زمین

1

آسیا

44.3

30.6

8.7

2

آمریکا

39

26.9

7.6

3

آفریقا

30.1

20.8

5.9

4

اروپا

101

7

2

5

اقیانوسیه

9

6.2

1.8

 

تقسیم بندی زمین بر اساس آب و هوا

منطقه استوائی

این منطقه که بین عرضیهای 23 درجه و 27 دقیقه شمالی و جنوبی (بین مدارات راس السرطان و راس الجدی) واقع است.

منطقه معتدل شمالی

این منطقه بین مدار راس السرطان و مدار با عرض جغرافیایی 66.33 درجه شمالی واقع است.

منطقه معتدل جنوبی

این منطقه بین مدا راس الجدی و مدار با عرض جغرافیایی 66.333 درجه جنوبی قرار دارد.

منطقه منجمد شمالی

این منطقه بین مدار با عرض جغرافیایی 66.33 درجه شمالی و قطب شمال واقع است.

منطقه منجمد جنوبی

این منطقه بین مدارات با عرض جغرافیایی 66.33 درجه جنوبی قرار دارد.

زمین به دور خورشید در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌گردد (مدار بیضی شکل که خورشید در یکی از کانونهای آن واقع است). در این خصوص ما حرکت واقعی را نمی‌بینیم بلکه حرکت ظاهری خورشید را می‌بینیم که به نظر می‌رسد در یک سال یک بار به دور زمین می‌گردد. این مدار ظاهری خورشید دایرة‌ البروج نامیده می‌شود. نواری به عرض 8 درجه در هر سوی دایرة ‌البروج را منطقه‌البروج می‌خوانند. 12 صورت برجسته فکلی بر این نوار قرار دارند که خورشید در حرکت ظاهریش هر سال یکبار از آنها می‌گذرد این صورتها عبارتند از : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، میزان ، عقرب ، قوس ، جدی ، دلو و حوت.

دید کلی

زمین در جمع 9 سیاره‌ای که بر گرد خورشید می‌گردند از سیارات کوچک بشمار می‌رود. از حیث قطر و جرم پنجمین سیاره و از لحاظ فاصله از خورشید سیاره سوم است. سیاره‌ای است شبیه چند سیاره دیگر . تا آنجا که مشاهده شده است تنها جایی است که در آن جیات وجود دارد. ولی زمین به هیچوجه پایگاه خوبی برای رصدهای نجومی نیست. اشکال اصلی ساکن نبودن آن است و همه رصدها را باید به خاطر این حرکت تصحیح کرد. به علاوه حرکتش ساده نیست بلکه ترکیب بسیار پیچیده‌ای از حرکات ، دست کم شش حرکت اساسی است.

 حرکات زمین

  • زمین دور محورش روزی یکبار دوران می‌کند.
  • زمین بر گرد خورشید سالی یکبار دوران می‌کند.
  • محور زمین حرکت تقدیمی دارد.
  • محور زمین حرکت ترقص دارد (رقص محوری).
  • خورشید همراه زمین و سیارات دیگر در میان خوشه محلی ستاره‌گان با سرعت 20 کیلومتر در ثانیه حرکت می‌کنند. حواس آدمی این حرکات را درنمی‌یابد همانطور که در ترنی که با حرکت یکنواخت پیش می‌رود، مسافران سرعت آن را حس نمی‌کنند.

آزمایش فوکو و دوران زمین

ژ.ب.ل فوکو فیزیکدان فرانسوی در سال 1851 آزمایشی انجام داد که هدف آن بررسی دوران زمین بود. تنها وسیله لازم برای این آزمایش یک آونگ است که از گلوله‌ای سربی و تک سیمی برای آویختن تشکیل شده است. برای اندازه‌گیری دقیق ، سیم باید بلند باشد و گلوله سربی و سنگین باشد و آونگ از نقطه‌ای ثابت و محکم آویخته شده باشد. آونگی که به آزادی نوسان می‌کند صفحه نوسانش را حفظ می‌کند.

طرز عمل

  • آونگ را به نوسان در‌آورید.
  • بر روی زمین با رسم خطی مسیر گلوله آونگ را مشخص کنید.
  • یک ساعت بعد نگاه کنید. این خط به اندازه 15 درجه در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت نسبت به صفحه‌ای که آونگ در آن نوسان می‌کند چرخیده است.
  • مشاهده می‌کنید که در یک روز نجومی ، این خط یک دور کامل را در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت پیموده است.

آیا حرکت وضعی زمین حرکتی واقعی است؟

ما از حرکت واقعی زمین مطلع نیستیم. آنچه مشاهده می‌شود حرکتی ظاهری است به صورت دوران ظاهری کره آسمان ، یعنی طلوع ستارگان و خورشید از افق شرقی و غروب آنها در افق غربی. نظیر این رابطه میان حرکت واقعی و حرکت ظاهری ، در ترن متحرک نیز وجود دارد. چون از پنجره‌های قطاری که رو به شمال می‌رود به بیرون نگاه کنیم حرکت ظاهری منظره‌های مجاور را به سمت جنوب مشاهده خواهیم کرد.

چند اثر که معلول چرخش زمین هستند.

  • توانایی روز و شب: هر نقطه از زمین متناوبا رو به خورشید (روز) می‌کند یا پشت به آن (شب) می‌دارد.
  • صلب بودن محور: محور زمین زاویه میل خود را با صفحه مدار حفظ می‌کند و پیوسته رو به سوی ستاره جوی است از این لحاظ زمین چرخان شباهت بسیار با یک ژیروسکوپ چرخان دارد. محور زمین نیز مانند محور ژیروسکوپ دارای حرکت تقدیمی است.
  • یک نیروی گریز از مرکز: که در استوا بیشترین مقدار را دارد و در قطب صفر است و بر هر جسمی که بر روی زمین واقع است وارد می‌آید و در نتیجه آن وزن اجسام در قطب بیشتر است تا در استوا.
  • پخ بودن زمین در قطبها: احتمالا معلول این چرخش در زمانی بوده است که سطح زمین هنوز حالتی مایع یا شکل پذیر داشته باشد.

یک آزمایش ساده

در شبی که ماه در آسمان نیست دهانه دوربین را به سوی ستاره قطبی (ستاره‌ای که رو به شمال زمین قرار دارد) متوجه کنید و دیافراگم آن را به مدت چند ساعت باز نگه دارید در آن صورت مسیر حرکت ستاره‌ها را ثبت خواهد کرد. تصویر بدست آمده نشان می‌دهد که ستاره قطبی ثابت است. این زمین است که حرکت وضعی انجام می‌دهد.

حرکت ظاهری خورشید

حرکت ظاهری خورشید به‌ سوی شرق به مقدار تقریبا یک درجه در روز در امتداد سطح موازی نتیجه‌ای از حرکت زمین است ولی دلیلی بر آن نیست. حرکت ظاهری خورشید را می‌توان با نظریه زمین مرکزی که بوسیله بطلمیوس عنوان گردید تفسیر کرد. طبق این نظریه که چندین قرن مورد قبول عامه بود زمین ساکن فرض گردیده و خورشید به دور آن می‌گردد. در ابتدای قرن 16 نیکلاکوپرنیک نظریه خود را ارائه داد. طبق این نظریه خورشید مرکز منظومه شمسی است و تمام سیاره‌ها در مدار دایره‌ای حول آن در چرخش‌اند. یکی از نتایج نظریه کوپرنیکی یا خورشید مرکزی این است که ستاره‌های نزدیکتر وقتی که از زمین در حال چرخش ، مشاهده می‌شوند یک جابجایی پارلاکس نشان می‌دهند. از حرکت ظاهری خورشید برای تعریف سال استفاده می‌شود.

سال

مدت زمانی که طول می‌کشد تا خورشید یک دور کامل از میان ستاره‌گان بگذرد و این سال نجومی است نه سالی که معمولا در نظر داریم و سال اعتدالی نامیده می‌شود و این سال 20 دقیقه از سال نجومی کوتاهتر است.

پدیده ایجاد فصول

پدیده ایجاد فصول نتیجه حرکت زمین به دور خورشید و انحراف سطح استوا از سطح مداری است. وقتی که خورشید در نقطه 1، در استوای سماوی در نقطه اعتدال بهاری است در نتیجه تمام عرض جغرافیایی 12 ساعت تمام ، نور خورشید را دریافت می‌کنند. همینطور که زمین در امتداد مدارش حرکت می‌کند به نظر می‌رسد که خورشید در شمال کره سماوی حرکت می‌کند و به بزرگترین زاویه میل شمالی خود ( 23.5 درجه) در نقطه 2 انقلاب تابستانی در تاریخ 21 ژوئن (اول تیر ماه) می‌رسد.

در اینحال در نیمکره شمالی خورشید بیش از 12 ساعت بالای افق است و اشعه آن گرمای تابستانی را ایجاد می‌کند. در حالیکه در نیمکره جنوبی خورشید کمتر از 12 ساعت در بالای افق قرار دارد و اشعه آن بطور مایل به زمین می‌تابد و فصل سرما را ایجاد می‌کند. در نقطه اعتدال پاییزی 3 خورشید دوباره در استوای سماوی قرار دارد ولی به طرف جنوب حرکت می‌کند و به بزرگترین زاویه میل جنوبی خود (23.5 درجه) در انقلاب زمستانی (4) می‌رسد. در این حال تمایل اشعه خورشیدی در نیمکره جنوبی کمتر از شمالی است. زمستان نیمکره شمالی منطبق بر تابستان نیمکره جنوبی است. نقاط 1 و 2 و 3 و 4 معرف ابتدای فصول در نیمکره شمالی می‌باشند.

اثر دوپلر

حتما توجه کرده‌اید که وقتی قطاری یا اتومبیلی به سرعت به شما نزدیک می‌شود و در حال بوق زدن است، صدای بوق را زیرتر از حد طبیعی آن می‌شنوید، زیرا سرعت امواج صدا و سرعت قطار بهم افزوده می‌شوند. اما هنگامی که قطار یا اتومبیل از شما دور شود صدای بوق را بم‌تر می‌شنوید زیرا عکس حالت فوق اتفاق افتاده است. به همین ترتیب نور ستاره‌ای که به سمت ما می‌آید، بیشتر متمایل به آبی است، در حالیکه وقتی همان ستاره از ما دور شود نورش به قرمزی می‌گراید.

سرعت چرخش زمین به دور خورشید معادل 30 کیلومتر در ثانیه است که داشتن چنین سرعتی برای رخ دادن اثر دوپلر لازم است. میانگین فاصله خورشید از زمین 150 میلیون کیلومتر است، اما چون مدار گردش زمین به دور خورشید بیضی نزدیک به دایره است این فاصله در مواقع مختلف سال تغییر می‌کند.

حرکت وضعی زمین

زمین در هر 24 ساعت یکبار به دور محوری که نسبت به سطح مدار آن زاویه 23 درجه 27 دقیقه تشکیل می‌دهد، می‌چرخد یعنی زمین هر 24 ساعت یک بار از غرب به شرق به دور خود می‌گردد، از این حرکت شب و روز حاصل می‌شود. به علت صلب بودن زمین ، سرعت خطی نقاط مختلف آن متناوب است بطوری که سرعت خطی زمین در استوا 465.7 متر در ثانیه و سرعت خطی آن در قطبین صفر است. در هر لحظه نیمی از زمین مقابل خورشید قرار می‌گیرد و نیمی دیگر تاریک است به این حرکت که به دور محور فرضی زمین است که از قطبین می‌گذرد حرکت وضعی می‌گویند. و به این قسمت از نیمه روشن زمین دایره عظیمه روشنایی نام نهاده‌اند.

تمایل محور زمین سبب می‌شود که در دو فصل زمستان و تابستان بخصوص دایره عظیمه روشنایی قسمتی از قطبین را شامل شود و طول شبانه روز در دو نیمکره شمالی و جنوبی و در فصول مختلف سال یکسان نباشد. زمین در هر ساعت 15 درجه به دور خورد می‌گردد طول هر روز از تقسیم زاویه بین طلوع و غروب خورشید به 15 بدست می‌آید. در اعتدالین طول شبانه روز با همدیگر برابر است.

حرکت انتقالی زمین

زمین در هر 365 روز و 6 ساعت یکبار روی مدار بیضی شکلی که قطر بزرگ آن 930 میلیون کیلومتر طول دارد و خروج از مرکز آن 0.0167 است به دور خورشید می‌چرخد. سرعت حرکت انتقالی زمین تقریبا 108000 کیلومتر در ساعت است. تمایل محور زمین نسبت به مدار آن ، در طول حرکت انتقالی فصول را بوجود می‌آورد. مدار انتقالی زمین کاملا دایره نیست ، بلکه بیضوی است و خورشید در یکی از دو کانون آن قرار دارد.

تاثیر حرکات زمین و تغییر فصول

اگر محور زمین کاملا بر مدار انتقالی عمود بود، تغییر فصول و تغییر طول شبانه روزی پیش نمی‌آمد ولی ثابت بودن جهت محوری و در نتیجه ثابت بودن زوایه تمایل محوری نسبت به مدار حرکت انتقالی سبب می‌گردد که در تابستان در نیمکره شمالی خورشید در حد مدار 23.5 شمالی یعنی مدار راس السرطان به حالت عمودی بتابد و دایره عظیم روشنایی قطب شمال را در بر گیرد ولی قطب جنوب در تاریکی به سر برد. در همین حال خورشید در نیمکره شمالی وسط روز در بالای افق ظاهر می‌شود و مقدار انرژی خورشیدی که به نیمکره شمالی می‌رسد بیشتر از نیمکره جنوبی است.

در زمستان در نیمکره شمالی وضع برعکس است. خورشید در اوج خود در حد مدار 23.5 جنوب خط استوا به حالت عمودی بر زمین می‌تابد. دایره عظیمه روشنایی قطب جنوب را روشن می‌کند و قطب شمال در تاریکی فرو می‌رود خورشید در نیمکره شمالی در افق پائین ظاهر می‌شود ولی در نیمکره جنوبی در افق بالاست. انرژی خورشیدی در این در این حال بیشتر به نیمکره جنوبی می‌رسد. مدار 23.5 نیمکره جنوبی را راس الجدی می‌گویند.

تاثیر حرکات زمین بر تغییر طول شب و روز

در نیمکره شمالی و در فصل تابستان دایره عظیمه روشنایی از قطبین نمی‌گذارد و این دایره در عرصه‌های بالا بیش از 1800 طول کره زمین را روشن می‌کند، در نتیجه طول شب و روز در تابستان با همدیگر فرق می‌کند. چون طول ساعات هر روز در هر نقطه از تقسیم درجات دایره عظیمه روشنی آن روز و در آن مکان 150 بدست می‌آید، لذا در تابستان در نیمکره شمالی روز‌ها بلند و شبها کوتاه است.

در اواسط فصول پاییز و بهار (یا حد اعتدالین) به خاطر حفظ تمایل محوری زمین ، در ضمن حرکت انتقالی ، دایره عظیمه روشنایی از قطبین می‌گذرد، در نتیجه در هر دو نیمکره شمالی و جنوبی دایره عظیمه روشنایی ، در تمام عرضهای جغرافیایی تقریبا در وسط این دو فصل 180 زمین را در بر می‌گیرد و طول شبانه روز باهم مساوی و برابر 12 ساعت می‌شود. طول شبانه روز در مدت زمان حرکت وضعی و تعداد روزها در حرکت انتقالی یک سال همیشه ثابت نبوده است.

طول شبانه روز در فصول مختلف سال تا یک ربع ساعت اختلاف پیدا می‌کند به علاوه طول شبانه روز در چهار صد میلیون سال پیش فقط 22 ساعت بوده است و تعداد روزهای سال به چهار‌صد می‌رسیده است. این مطلب را از روی نمو روزانه مرجانها حساب کرده‌اند. در سطح زمین نقاطی که در بین استوا و عرضهای 230.5 شمالی یا جنوبی هستند دو بار در سال ، در ظهر ، خورشید بر آنها بطور عمودی می‌تابد و فاقد سایه هستند.

نگاه اجمالی

خورشید هر روز از مشرق طلوع می‌کند و به آرامی بالا می‌آید. مسیر حرکت آن در آسمان به شکل یک نیم دایره است. پس از پیمودن این مسیر ، در افق فرو می‌رود و شب آغاز می‌شود. زندگی انسان ، جانوران و گیاهان تحت تاثیر گردش شب و روز است. به هنگام روز ، برخی از جانواران استراحت می‌کنند و شب به جستجوی غذای خود می‌پردازند. انسان و برخی از جانوران عکس آنها عمل می‌کنند. با شروع روز بسیاری از گلها ، گلبرگهای خود را باز می‌کنند و شب آنها را می‌بندند.

عوامل پیدایش شب و روز

در زمانهای قدیم ، مردم عقیده داشتند که خورشید واقعا در آسمان حرکت می‌کند و شب و روز بوجود می‌آورد. مثلا مصریان بر این باور بودند که خدای خورشید به نام «رع» ارابه آتشین خود را هر روز در آسمانها می‌راند. امروزه می‌دانیم که این خورشید نیست که حرکت می‌کند بلکه سیاره ما زمین ، مانند فرفره از غرب به شرق می‌چرخد. ما در اثر چرخش زمین تصور می کنیم که خورشید در آسمان حرکت می‌کند. هنگامی که یک بخش رو به خورشید قرار می‌گیرد، روز در آن آغاز می‌شود. در همان هنگام ، بخش دیگر زمین که رو به خورشید نیست در تاریکی فرو می‌رود. یک بار چرخش زمین به دور خود، یک شبانه روز است.

ساعت آفتابی

یکی از کهنترین روشهای تشخیص زمان ، گردش روزانه خورشید در آسمان بود. رومیان ، روز را هشت قسمت می کردند و هر قسمت را یک ساعت می‌نامیدند. ساعتهای آنها در زمستان کوتاه و در تابستان طولانی بود. با استفاده از یک ساعت آفتابی به راحتی می‌توان زمان را از حرکت خورشید بدست آورد. یک میله که در جایی نصب شده باشد، سایه ایجاد می‌کند. در تمام مدت روز که خورشید در آسمان گردش می‌کند. مکان سایه نیز به آرامی عوض می‌شود. از مکان سایه می‌توان فهمید که ساعت چند است. پیش از اختراع ساعتهای ارزان قیمت امروزی ، بسیاری از مردم برای نگاه داشتن زمان از ساعتهای آفتابی استفاده می‌کردند.

روز خورشیدی

یک بار چرخش زمین به دور خود ، 24 ساعت طول می کشد. این مدت را یک روز خورشیدی می‌نامند.

روز نجومی

اگر چرخش زمین را نسبت به ستارگان بسنجیم، مدت یک بار چرخش آن را یک روز نجومی می‌نامند. روز نجومی 4 دقیقه کوتاهتر از روز خورشیدی است.

زمان محلی و زمان رسمی

اگر کسی زمان را مستقیما از روی خورشید حساب کند، با یک معما روبرو خواهد شد. زمان محاسبه شده از روی خورشید در محلهایی که طول جغرافیایی متفاوتی دارند، فرق نمی‌کند. به ازای هر 15 درجه تغییر در طول جغرافیایی ، زمان خورشیدی یک ساعت تمام تغییر می‌کند. با یک ساعت آفتابی ساده ، زمان خورشیدی محلی را با دقت 15 دقیقه می توان حساب کرد. مردم هر کشور برای آنکه در کارهایشان بی‌نظمی پدید نیاید، باید فقط یک زمان را برای همه کشور قبول کنند. زمانی که مستقیما از خورشید بدست می‌آید، زمان محلی و زمان مورد قبول در سرتاسر یک کشور یا ناحیه ، زمان رسمی نامیده می‌شود.

منطقه‌های زمانی

زمان رسمی بیشتر کشورها معمولا طوری انتخاب می شود که به زمان محلی نزدیک باشد. در کشورهای پهناوری مانند ایالات متحد آمریکا ، منطقه‌های زمانی متعددی لازم است. تمام سطح زمین به منطقه‌های زمانی تقسیم شده است. هر منطقه تقریبا 15 درجه طول جغرافیایی را در بر می گیرد. ولی مرز این منطقه ها خط مستقیم نیست. بلکه از نوار مرزی میان کشورهای ایالتها می گذرد. پس در صورت عبور از مرز یک کشور یا ایالت باید ساعت خود را با زمان منطقه جدید تنظیم کنیم. سرعت هواپیماهای مافوق صوت بیشتر از سرعت چرخش زمین است. از این رو مسافرانی که با هواپیماها از شرق به غرب پرواز می کنند، با شگفتی می‌بینند که زودتر از ساعت شروع مسافرت به مقصد رسیده‌اند!

می‌دانید که فرا رسیدن شب به دلیل چرخش روزانه زمین به دور محورش می باشد که در نتیجه آن خورشید نیمی از این کره را روشن می کند. بدین ترتیب مردم اوقات زیادی را در تاریکی سپری می کنند و به ناچار برای روشن کردن ساختمان ها و خیابان ها در شب از مقادیر زیادی انرژی استفاده می‌نمایند. آیا می‌توانیم شب را برای همیشه از میان برداریم؟ برای بررسی این مسأله راههای از میان برداشتن شب را مرور می‌کنیم.

خورشید مصنوعی

عقاید جالبی درباره از میان بردن شب اظهار شده است و باید تصدیق نمود که اکثر آنها در مرز خیال قرار دارند، ولی از نظر اصولی می‌توانند زمانی تحقق یابند. یکی از این گونه عقاید ایجاد خورشید هیدروژنی است، - یعنی یک واکنش آزمایشهای مربوط به گرما - هسته‌ای که عملیاتش از راه دور نظارت می‌گردد. در یکی از ماهواره‌های مصنوعی قرار داده شود. این واکنشگر درست مانند خورشید ترکیب هسته‌های هیدروژن به طور منظم صورت می گیرد. از آنجا که این واکنش دمایی حدود میلیونها درجه ایجاد می‌کند، به صورت منبعی از نور و گرما عمل می‌نماید.

مدار ماهواره را می‌توان به ترتیبی محاسبه نمود که خورشید مصنوعی اغلب در بخش‌های تاریک سطح زمین ظاهر شود و بیشتر اوقات در نواحی قطبی به آهستگی حرکت نماید. در این صورت می‌توان به شب‌های طاقت فرسای قطب پایان داد و در عین حال قطب شمال و قطب جنوب را گرم نمود. انجام این طرح از نظر فنی امکان پذیر نیست، زیرا هیچ راهی برای کنترل واکنشهای آزمایشهای مربوط به گرما - هسته‌ای وجود ندارد. ولی حتی اگر چنین راهی پیدا شود، احتمالا مدت زیادی طول می‌کشد که مهندسین بتوانند یک «خ

ورشید هیدوژنی» بسازند و آن را در ماهواره مصنوعی زمین قرار دهند.

ماهواره هاله‌ای

طرح هوشمندانه و دقیق دیگری نیز وجود دارد که مربوط به استفاده از ماهواره‌ها می‌گردد. این ماهواره‌ها به صورت نوعی از دستگاههای فضایی که پر از وسایل پیچیده می‌باشند، نیستند، بلکه به شکل ذرات گرد و غبار بی شماری هستند که بوسیله فضاپیماهای ویژه‌ای به طبقات پایین‌تر جو تزریق می‌شوند. هسته کار بدین ترتیب است که این ذرات حلقه گرد و غبار بزرگی را که بی‌شباهت به یکی از حلقه‌های زحل نیست، در اطراف سیاره ما ایجاد می‌کنند. ذرات گرد و غبار با برخورد به پرتوهای خورشید که از نزدیکی زمین می‌گذرد و منحرف ساختن آنها در فضا و پراکنده نمودن آن در تمام جهات ، مقداری از نور و گرمای خورشید را به زمین گسیل می‌دارند. بدین ترتیب دیگر شبی وجود نخواهد داشت و هوای سیاره بسیار ملایمتر می‌شود.

خطرات زیستی در اثر از بین بردن شب

علاوه بر مشکلات فنی مربوط به این مسئله باید به طبیعت نیز توجه نمود. از بین بردن شب به این مفهوم خواهد بود که مقداری از انرژی خورشیدی که به زمین می‌رسد، بطور مؤثری افزایش یابد. بنابراین ، این مسئله موجب بر هم خوردن تبادل گرمایی وفوری منظمی می‌شود که منجر به تغییر آب و هوا می‌گردد. ولی سیستمهای متداولی در طبیعت که شامل سیاره ما نیز هستند، بسیار پیچیده می‌باشند و خود به خود تنظیم می‌شوند و بطور طبیعی در آنها یک تعادل دینامیکی وجود دارد. مداخله در این تعادل نتایج فاجعه آمیزی را مانند بالا آمدن سطح دریا ، اختلال در چرخش آب و هوا و تغییرات آب و هوایی شدید پدید می‌آورد. به علاوه نباید نسبت به این مسئله بی توجه بود که موجودات زنده سیاره ما خود را برای میلیونها سال با چرخه شب و روز وفق داده اند. بنابراین ، از بین رفتن شب اثرات زیان آوری بر سیاره و حیات حیوانی آن دارد. زمانی سنه کا (Seneca) رومی می‌گفت: اگر در روی کره زمین فقط یک محل برای روءیت ستارگان وجود داشته باشد، مردم از سراسر دنیا روانه آنجا خواهند شد. در واقع منظره آسمان پر از ستاره باشکوه و زیباست، ولی ...

  • آیا فقط این زیبایی موجب چنین جذابیت می‌شود؟
  • اهمیت علمی مشاهده ستارگان در چیست؟
  • شاید بشریت بدون وجود ستاره هم راضی باشد؟

اهمیت وجود ستاره

فرض کنید که آسمان ما همیشه ابری است. یعنی پوشش کدری بالای سرمان شناور باشد و ما را از هر گونه امکانی برای روءیت ستارگان کاملا محروم سازد. شاید تجسم چنین منظره‌ای استوار باشد. ولی برای ارزیابی اهمیت اختر شناسی در تکامل بشر ضروری است. چنین تجسمی عجیب نیست ما برخی از اجسام سماوی را می شناسیم که آسمانشان پیوسته از ابر ضخیمی پوشیده و یکی از آنها سیاره همسایه ما سیاره زهره است.

احتمالا بشر زمانی مجبور خواهد شد که در سیارات ابری زندگی کند و یا تمدن هایی را کشف خواهد نمود که اکنون در چنین مکانهایی زندگی می کنند ولی تجسم زمین بدون ستارگان و خورشید مشکل است. ما دوست داریم که خورشید و آسمان آبی ، قطعه‌های نور را بر روی آب و شاخ و برگ سبز درخشان مشاهده کنیم.

ابر ستاره اورگانیزم انسان

فرض کنید که تمام این دیدنیهای جهان از بین رفته‌اند. آسمان آبی ، قطعه هایی از نور خورشید ، ستارگان و ماه هیچکدام وجود ندارد. در این صورت آسمان ما همیشه تاریک است. تیرگی آن پایان ندارد، روزهای ابری تاریک در سراسر زندگی که در آن باران بی‌پایان و ناامید کننده‌ای فرو می‌ریزد، ادامه خواهد داشت. در برخی از مناطق کره زمین ، چند روز آفتابی وجود خواهد داشت و گفته می‌شود مردمی که در آنجا زندگی می‌کنند، به ندرت می‌خندند.

بشر ثمره هزارها میلیون سال می‌باشد و محیط به او شکل داده است. شرایط زندگی موجود در کره زمین ، ویژگیها ، قامت ، حساسیت دید نسبت به برخی نورها ، ساختمان گوش انسان و غیره را توصیف می‌نماید. بدیهی است که تمام این مسائل را می‌توان در مورد خصوصیات و کیفیات ذهنی بشر نیز بیان نمود.

کشف کروی بودن زمین

اکنون بخاطر می‌آوریم چگونه بشر کشف نمود که بر روی یک کره زندگی می کند. متقاعد کننده‌ترین دلیل از مشاهدات مربوط به خسوف ماه ، یعنی هنگامی که زمین کروی ، زمین سایه کروی خود را بر روی ماه می‌افکند، ناشی می‌گردد. مردم متوجه شده بودند که طرح زمین در خلال هر خسوف دایره است و فقط یک کره با هر موقعیتی که داشته باشد، یک سایه دایره شکل ایجاد می‌کند. دلیل دیگر آن بود اجسامی که در حال دور شدن هستند، بطور تدریجی در پشت سطح برآمده زمین ناپدید می‌شوند. در واقع مشاهده چنین تجربیاتی از خشکی چندان متقاعد کننده نبود. زیرا آنها به صورت حرکت موجی تعبیر می‌شدند. بدیهی است که تجربیات باید در دریا انجام می‌گرفت.

تعیین زمان

ساکنین سیاره پوشیده از ابر ، برای مشخص ساختن زمان نیز با اشکالات قابل توجهی روبرو می‌شوند. زیرا زمان در آغاز تمدن بشر بوسیله ستارگان تعیین می‌گردید. تقویمها و نیز رصدهای نجومی بوجود آمدند. چنین چیزی در زمین پوشیده از ابر ممکن نیست، ولی تعیین زمان در چنین شرایطی باز هم آسانتر از جهت یابی می‌باشد. در این صورت اگر مردم وسایلی برای تعیین درخشانترین منطقه داشتند، می‌توانستند زمان را نیز از روی حرکت منطقه درخشان در آسمان مشخص نمایند. آنها می‌توانستند تقویمی را بر همین اساس بوجود آورند که کوتاهترین روز را در آغاز زمستان و بلندترین روز را در آغاز تابستان تعیین کند.

کشفیات اختر فیزیک

کپرنیک با مشاهده حرکتهای حلقه‌ای شکل سیارات در برابر زمینه ستارگان به این نتیجه رسید که زمین به دور خورشید می‌چرخد (حرکت انتقالی زمین). جیور دانو برنو (Gior dano Bruno) و میخائیل لومونوسف (Mikhail Lomonsov) با مقایسه اجسام روشن دور یعنی ستارگان و جسم روشن ما یعنی خورشید مفهوم جهانهای بی‌شمار مسکونی را مطرح ساختند. نظریه نسبیت که در حقیقت انقلاب علمی به شمار می‌آید، بر مبنای اختر شناسی پایه ریزی شده است.

سرعت نور ستارگان

یکی از اصول نظریه نسبیت اصل ثابت بودن سرعت نور است، یعنی فرض اینکه نور در همه جهات با سرعت یکسان حرکت می‌کند. مفهوم این مطلب آن است که نور برای پیمودن فاصله منبع خود تا ناظر به زمان مشخص نیاز دارد. بدین ترتیب نور ستاره‌ای را که مشاهده می‌کنیم، باید منبع خود را در گذشته بسیار دوری ترک کرده باشد و ما در واقع به گذشته نگاه می‌کنیم. ولی تجربیات چیز کاملا متفاوتی را بیان می‌دارند، یک واقعه دقیقا در همان لحظه‌ای که ما مشاهده می‌نماییم، رخ می‌دهد. فهم این مطلب که چرا ما بدین ترتیب فکر می‌کنیم آسان است. فواصل زمینی در مقایسه با فواصلی که نور در یک ثانیه طی می‌کند، ناچیز هستند و فقط مشاهداتی که در مقیاس کیهانی انجام می‌شوند می‌توانند توهم ماگر زمین ماهواره طبیعی خود ، یعنی ماه را از دست بدهد، چه پیش می‌آید؟ این فقدان بیش از هر چیز دیگر بر زیبایی شب اثر می‌گذارد. دیگر نور ملایم و شفاف ماه و مسیرهای نقره‌ای بر روی آب وجود نخواهد داشت. ولی اینها فقط جنبه قابل رؤیت این مسئله هستند. جزر و مدهای ماه نیز از بین می‌روند و در نتیجه باید در کشتیرانی تغییراتی پدید آید. در این صورت فقط جزر و مدهای خورشید وجود خواهد داشت. ماه که تنها قمر زمین می‌باشد، طبق بررسی انجام شده باعث بسیاری از کشفیات از جمله اثبات کروی بودن زمین توسط گالیله می‌باشد.
چنانچه گفته شد اگر جزر و مدهای ماه از بین بروند، باعث تغییراتی در کشتیرانی در دریا می‌شود. با این وجود تنها جزر و مدهای خورشید وجود خواهد داشت ، ولی فاصله خورشید به اندازه‌ای زیاد است که جزر و مدهای آن بسیار ضعیفتر از جزر و مدهای ماه می‌باشد. نبودن ماه در شب رصدهای نجومی را آسانتر می‌کند. دانشمندان می‌توانند ستارگان دنباله‌دار بیشتری را کشف و سیارات کوچکتری از منظومه شمسی را مشاهده نمایند و غیره. به علاوه ممکن است نبودن ماه بر فرآیند ژئوفیزیکی تأثیر بگذارد، ولی این تمام مسئله نیست.

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

سومين سياره از نظر نزديكي به خورشيد و پنجمين سياره از نظر حجم ميباشد. فاصله كره زمين با خورشيد به علت حركت انتقالي زمين و تغيير مكان كانوني خورشيد در مدار بيضوي شكل انتقالي زمين بين (147093230 ) الي (152093960 ) كيلو متر در نوسان است. قطر كره زمين در استوا 12756 كيلو متر و در قطبين 4/127 كيلو متر ميباشد.

  بنابر اين  از قطر هندسي كره كامل نيست. شكل ظاهري كره زمين بوسيله ماهواره ها و اشعه ليزر مشخص گرديده است. هر چه از سطح پوسته جامد زمين بطرف مركز زمين پيش برويم به ازا هر متر ده متر يك درجه سانتي گراد دما افزايش مي يابد. بنابر اين دماي هسته مركزي زمين بحدي است كه براي ذوب شدن سخت ترين فلزات كافي است. دانشمندان اخيرا اعلام نموده اند كه اين روند در قسمت هاي داخلي كره زمين تغيير ميكند و دماي هسته مركزي زمين نبايد بيش از 5530 سانتي گراد باشد. و از طرف ديگر دانشمندان معتقدند كه به علت فشار شديدي كه به هسته مركزي زمين وارد ميشود مواد قادر نيستند بصورت مذاب درآيند و فقط حالت خميري شكل پيدا ميكند. به عقيده دانشمندان گرماي زمين از دو منبع سر چشمه ميگيرد يكي از دماي اوليه كه هنوز هم در مركز آن وجود دارد و بتدريج كاهش مي يابد. ديگري خاصيت راديواكتيويته طبيعي خود سنگ ها است كه ايجاد حرارت در مركز زمين مي نمايد.

اتمسفير يا جو زمين كه بوسيله امواج الكترونيكي و ماهواره هاي هوا شناسي مجهز بررسي گرديده مجموعه اي از گازهاي مختلفي است كه بر اثر نيروي جاذبه زمين , كره زمين را در بر گرفته است. ( مولكولهاي اين گازها مايلند از هم فاصله گرفته و به فضا بگريزند , چنانچه اگر جاذبه زمين نبود اين عمل انجام مي گرفت.)

مهمترين گازهاي تشكيل دهنده جو زمين بترتيب متراكم عبارتند از: نايتروجن (78%) اكسيجن (21%) و بقيه مواد و گازهاي ديگري چون بخار آب , ارگون , كربنيك , دي اكسايد كاربن , هايدروجن , نئون , هليوم , كريپتون , گزنون , ازن , ميتان ..........

  هر چه از سطح زمين بطرف بالاتر حركت كنيم از فشار جو كاسته شده و در نتيجه جو زمين رقيق تر ميشود. از نظر دماني , اتمسفير بترتيب داراي لايه تروپوسفير (نزديكترين به سطح زمين) با ضخامت متوسط 12 كيلو متر ميباشد كه به ازا افزايش يك كيلو متر ارتفاع دما 6 الي 10 درجه كاهش مي يابد. و علت كاهش دما كم شدن فشار بر اثر افزايش ارتفاع است كه چون موليكول هاي گاز ها از هم دور ميشوند از ظرفيت دما پذيري آنها كاسته ميشود. از طرف ديگر چون از سطح كره زمين كه خود با جذب دما خورشيد گرم شده است دور ميشويم. دما كاهش ميا بد. ( قوانين مربوط به فشار گازهاي و عبور نور از لايه هاي شفاف و جاذبيت محيط كدر) همچنين در نواحي كه رطوبي بيشتري دارند كاهش دما كمتر از محيط هاي خشك صورت ميگيرد. سپس لايه استراتوسفير است كه در قمست پاهين سرد ولي در قسمت هاي بالا به علت تراكم موليكول ها اكسيجن و تبديل آنها به ازن و جذب اشعه ماورا بنفش دما بشدت افزايش مي يابد. بالاتر از اين لايه مزوسفير قرار دارد كه درجه به علت كاهش فعل و انفعالات فزيكي و شيميائي كاهش يافته ولي در قسمت بالاي اين لايه كه تروموسفير ناميده ميشود درجه دما به شدت بالا ميرود.

  در ارتفاع 65 الي 1000 كيلو متري زمين بايه يونوسفير با دماي شديد و فشار بسيار كم واقع شده است كه از مهمترين خصوصيات آن هدايت امواج راديوئي است. خود لايه يونوسفير از لايه هاي مختلف تشكيل شده كه يكي از آنها بنام لايه D در شب بجاي انعكاس امواج راديوئي آنها را جذب ميكند و به همين علت صداي ايستگاهي هاي راديوئي دور دست شب هنگام واضع تر شنيده ميشود.

  لايه ديگر از جو نيز بنام اگزوسفير وجود دارد كه تا ارتفاع 8000 كيلو متري اثرات آن مشاهده گرديده است. همچنان زمين داراي يك قمر ميباشد يعني مهتاب moon . مهتاب قمر زمين است كه نسبت به سياره مركزي (زمين) يا سياره حاكم بر خودش كتله قابل ملاحظه دارد. مهتاب اشعه آفتاب را نسبت به همه سيارات ديگر بيشتر گرفته و بعد منعكس مي سازد.

   مهتاب در فاصله 384394 كيلو متري زمين كره ما قرار دارد. قطر آن 3475 كيلو متر و سرعت متوسط حركت انتقالي آن 3680 كيلو متر است. حد اكثر دماي كره ماه 2/117 و حد اقل 8/162- اندازه گيري شده است. چون حركت وضعي و انتقالي كره ماه نيز بدور زمين باهم برابر است ما فقط يك نيمه آن را مي توانيم ببينيم. از اينرو اشكال مختلف ماه بنام هاي هلال , تربع , بدر و تثليت معروفند.

  خسوف و كسوف از قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد يا ماه بين زمين و خورشيد در مواقع و موارد خاص گردش هاي انتقالي اين سيارات رخ ميدهند. ماه بطور مطلق عاري از هوا است اين مطب در نتيجه آزمايش هاي مختلف اثات گرديده است و اينكه چرا مهتاب فاقد اتموسفير است دليل اش كمي قوه جاذبه اين جرم آسماني است. اگر چه نيروي جاذبه كره ماه 6/1 نيروي جاذبه زمين است ولي همين جاذبه است كه عوامل اصلي ايجاد مد در آبها بشمار ميرود.

 بيان چگونگي پيدايش زمين به اختصار

علماي معرفت الارض منجمله بوفون فرانسوي پس از تحقيقات طولاني معتقد شده اند كه زمين در ابتدا به وسيله نيروي دافعه و انفجار بشكل قطعه اي مذاب و گداخته از خورشيد جدا و به فضا پرتاب شده و شروع به حركت كرده است.

دانشمندان معتقد به تئوري پلانتيسمال Planetesmal (اجرام بسيار ريز دوار سماوي) معتقدند كه تعداد بيشماري از پلانيتسمال ها از ماده اي كه اطراف خورشيد را احاطه كرده بود جدا شده و از تراكم تعدادي از آنها سياره هاي مثلاً كره زمين پديد آمده اند. كه اكثر ستاره شناسان وقوع اين حوادث را به حدود 5500000000 شال قبل نسبت ميدهند.

بخاراتي كه در فضا اطراف كره مشتعل زمين را فرا گرفته بودند. بواسطه حرارت زمين تكاثف پيدا كرده و بشكل باران هاي سيل آسا بروي كره زمين شروع به باريدن كردند. در نيتجه  بتدريج حرارت سطح زمين كمتر شد تا قشر جامدي پيدا كرد بعداً هم بواسطه نزول باران هاي متوالي علف هاي ابتدائي بروي زمين روئيدند. و پس از خشك شدن بروي زمين چسپيدن و حجم زمين را بتدريج زياد كردند.

دانشمندان قديم تصور ميكردند كه آبها روي زمين از چشمه ها و رود خانه هاي داخل زمين بوجود مي آيند لذا معتقد بودند كه نباتات و جمادات جانبدارن آب نداردند. لكن تحقيقات طبيعي نشان داد كه در مواد تركيب دهنده موجودات مقداري آب است كه در جانداران 90% ولي در ساير سبزيجات و نباتات خيلي كمتر از اين وجود دارد.

آب هاي درياها و اوقيانوس ها شور است – اگر جانداران آنرا بخورند بر ايشان مضر است ، از طرفي اگر آب درياها و اوقيانوس ها شور و نمكدار نباشند زود فاسد ميشوند. بوسيله تابش خورشيد ، آبهاي درياها تبخير گرديده به فضا بالاتر ميروند و بعد هم بشكل باران آبهاي شيرين و گوارا بروي زمين فرو ميريزند.

پيدايش جانداران به روي زمين

زمين يگانه سياره است در منظومه شمسي كه حيات در روي آن وجود دارد و طوريكه قبلاً گفتيم به محض سخت شدن سطح زمين ، در اثر بارش باران هاي شديد و سيل آسا اولين مرتبه نباتات متعدد كه تخم شان در فضا بوسيله باران ها بروي زمين ريخته شده بود بوجود آمدند. و بتدريج آن نباتات متنوع شدند و اين وضع ميليون ها سال ادامه داشت.

در اثر زياد شدن انواع نباتات ، روي زمين با فرمش هاي سبز و زيبا پوشيده شد و درختان متنوع بوجود آمدند. بطوريكه درختان و نباتات قسمت مهمي از سطح زمين را پوشانيدند در آن هنگام طوفانهاي تند و شديد پديد آمدند ، همه درختان و نباتات را از ريشه كنده روي هم انباشتند. اين توده هاي متراكم درختان پر حجم و نباتات متنوع از روي زمين خشك شدند و آب آنها را پوشانيد تا در اثر مرور زمان و خشكيهاي طولاني همه آنها تبديل به خاك نباتي شدند. دوباره نباتات و درختان شروع به روئيدن كردند و سپس دجار همان سرنوشت نباتات و درختان قبلي شدند.

  قرن ها پشت سر هم گذشت همه ذرات خاك شده آن در ختان و نباتات به حجم زمين افزودند وقشر وسيعي از زمين را تشكيل دادند بعد هم تبديل بتوده متراكم و سخت شدند ، رنگ آنها بتدريج سياه گشت تا مبدل به سنگ هاي سخت و سياه مانند شدند تا در ادوار بعدي انسان ها آنها را كشف و مورد استفاده قرار دهند.

فلاسفه يونان باستان در مورد پيدايش حيات معتقد بودند كه (نطفه هاي اثيري حيات) بشكل اجزائي نامرئي در سراسر عالم پراگنده است و از همين نطفه ها موجودات زنده پديد مي آيد كه اين نظريه را پان اسپرمي Pan Spermie مي گويند. علم متافزيك جددي اين نظريه را تائيد نموده است چون ثابت كرده دو نوع ماده در جهان است يكي اسيدي و ديگري فزيكي – حيات در ماده اسيدي است.

در مورد پيدايش انسان در روي زمين دو نظريه مخالف هم هست- يكي نظريه تكاملي ها و بنياد انواع ، كه آلفرد راسل و داروين مبتكر آن نظريه بودند و آنها معتقد بودند كه ذرات در اثر فعل و انفعالات شيميائي طولاني تبديل به ذرات جاندار شدند.

  و اين تصور در جاندارها ادامه داشت تا اينكه به مرحله انسان رسيد. لوئي پ  استور دانشمند معروف فرانسوي ميگويد:- هرگز مواد جاندار از مواد بيجان بوجود نمي آيد ديگري نظريه است كه ميگويد نسل انسان از آسمان به زمين امده و بتدريج نشو و نمو يافته است كه اديان الهي هم موافق با اين نظريه مي باشند.

اجزاي تشكيل دهنده كره زمين

مواديكه كره زمين را تشكيل داده اند عبارتند از مجموعه عناصري كه بصورت لايه هاي بر روي هم قرار گرفته اند. براي تعيين هويت و ساختمان اين طبقات از علم ستراتيگرافي Stratigraphie استفاده ميشود.

بطور كلي زمين داراي يك پوسته خارجي است بنام ليتوسفر Litosphere كه ضخامت آن بين 5 اي 50 كيلو متر اندازه گيري شده است. مهمترين عناصر تشكيل دهنده آن رسوبات و شنگهاي هستند كه از مواد گوناگوني چون :- اكسيجن ، سليكون ، آلمونيم ، آهن ، كلسيم ، سديم ، پتاسيم ، منگنزيم ، تيتانيم ، كاربن ، هايدروجن و سلفر و .... تشكيل شده اند.

جبه يا زير پوش كه در زير پوسته جامد زمين قرار گرفته است. اين لايه اكثراً از سنگهاي باز التي ساخته شده ، اين مواد بنام ماگما Magma بر اثر عمل آتشفشاني بروي زمين بصورت مواد گداخته جاري ميشوند. پس از سرد شدن سنگهاي آذرين را بوجود مي آورند. اين لايه داراي دو قسمت زير پوش بالائي 950 كيلو متر و زيرپوش پائيني 1950 كيلو متر ميباشد و روي هم رفته ضخامت جبه يا زير پوش را حدود 2900 كيلو متر تخمين مي زنند.

قمست مركزي زمين بنام هسته ناميده ميشود كه از دو لايه هسته خارجي 2100 كيلو متر و هسته داخلي 1370 كيلو متر تشكيل گرديده است. درجه حرارت اين قسمت به بيش 5000 در جه سانتي گراد و مواد گداخته اي كه اكثراً از تركيبات آهن و مقداري از تركيبات نيكل ميباشند در اين لايه وجود دارند.

  جرم زمين 6.10 و كثافت آن نسبت به آب 5/5 ميباشد كه بيشترين كثافت را در بين سيارات منظومه شمسي دارا ميباشد.

ساختمان كره زمين:

در زير پوسته زمين كه تقريباً 33 كيلو متر ضخامت دارد قشر سنگي (جبه) به ضخامت 2880 كيلو متر قرار گرفته است. هسته مايع بيروني به ضخامت تقريبي 2080 كيلو متر و در مركز زمين هسته جامد دروني به ضخامت 1370 كيلو متر قرار دارد.

1- بيان وسعت كره زمين

  در بخش هاي قبلي منظومه شمسي را مه كره زمين جزئي از آن است مطالعه كرديم. به چگونگي پيدايش زمين و ادوار آن اشاره نموديم همچنين ساختمان لايه هاي زمين را شناختيم. حال ببينيم سطح پوسته زمين كه شامل خشكي ها و آبها ميباشد وسعت و پراگنده گي اينها در سطح زمين چگونه است.

  مساحت كل كره زمين حدود 510 ميليون كيلو متر مريع است(كه از حاصل ضرب مجذور شعاع در عدار (14/3 R ) مساحت دايره عظيمه و از چهار برابر كردن آن مساحت كل كره زمين محاسبه ميشود) توجه داشته باشيم كه كره زمين كروي كامل نيست بلكه شكل كروي خاصي دارد كه در شكل نشان خواهيم داد.

‹‹ با توجه به اين مطلب شعاع استوائي زمين 6378 كيلو متر و شعاع قطبي آت 6357 كيلو متر ذكر شده و به همين دليل است كه مساحت آبها و خشكيها در محاسبات مختلف حدوداً ذكر شده و ارقام محاسبه شده در دفعات مختلف بوسيله گروه هاي تحقيقاتي و موسسات مختلف كمي با هم اختلاف پيدا ميكنند كه در مقايسه با وسعت بسيار زياد كره زمين از اين اختلاف كوچك آماري چشم پوشي نمود.

از مساحت 510 ميليون كيلو متر مربع كره زمين نزديك به ¾  يعني 375 ميليون كيلو متر مربع آن را آبها و بقيه 135 ميليون كيلو متر مربع آن را خشكي ها تشكيل ميدهند.

بدين معني كه مساحت اوقيانوس ها ‹‹ پنج اوقيانوس›› با دريا هاي منشعب از آنها نزديك 360 ميليون كيلو متر مربع و مساحت قاره ها ‹‹ پنج قاره + قاره جنوبگان›› حدود 150 ميليون كيلو متر مربع است.

حال اگر درياچه ها و حوضه هاي بزرگ آبي داخل قاره ها را كه حدود پانزده ميليون كيلو متر مربع تخمين زده شده اند به اوقيانوس ها اضافه كينم خواهيم داشت.

اوقيانوس ها:                 360000000 km + 15000000 km = 375000000 km

قاره ها :                      150000000 km – 15000000 km = 135000000 km

   ابعاد و شكل زمين:

از مشاهدات خسوف و در اين اوخر از مشاهدات ذريعه اقمار مصنوعي نتيجه ميشود كه زمين بصورت تقريبي شكل كروي دارد. چون زمين خيلي بزرگ است بناً براي پيمايش ابعاد آن طرق غير مستقيم را بكار مي برند. مسافه بين دو نقطه از سطح زمين را كه بالاي عين را طول البلد واقع و تفاصل عرض البلد اين نقاط به اندازه يك درجه باشد پيمايش ميگردد. هرگاه زمين يك كره منظم مي بود ، بناءً اين مسافه براي جميع نقاط بالاي سطح زمين عين فاصله را مي داشت. هرگاه اين فاصله به d و محيط دايره كبير را به  u نشان دهيم داريم كه:

هرگاه (d) اندازه شود بناءً محيط دايره كبير دريافت مي نماييم.

بصورت اوسط  d = 111 km اندازه شده است پس قيمت وسطي.

از جانب ديگر در ارتباط بين شعاع كره زمين و محيط دايره كبيره مي توان چنين نوشت.

از اينجا كه نتايج پيمايش مسافه كه بين دو نقطه كه بالاي عين دايره ، طول البلد واقع و فرق آنها به اندازه يك داده باشد براي نقاط مختلف قيمت هاي مختلف را ارائه مي دارد.

نقاط بالاي سطح زمين

D

R

قطب شمال

111/68 km

635 / 9 km

واشنگتن

111/39 km

6365 km

خط استوا

111/ 12 km

6378 km

از مطالعات اين پيمايش ها نتيجه ميشود كه زمين به قسم كره يست كه در قطبين فشرده شده است چون فشرده گي زمين خيلي كوچك است بنابر اين زمين را مي توان به قسم يك كره تصور نمود كه شعاع بطور اوسط.

حجم زمين:

جون زمين يك كره فرض شده است بناءً حجم كره داريم كه:

كتله زمين: قوه جاذبه بين دو كتله  m,m كه فاصله مركز صقل آنها ( r) باشد توسط رابطه ذيل داده شده است. با در نظر داشت قانون عمومي نيوتن داريم كه:

قوه جاذبه بين كتله زمين              و يك جسم با كتله m=m بالاي سطح زمين عبارت است از

ثابت جاذبه نيوتن (G)

در تجربه بالاي كتله              ترازوي ژوله را دوباره به توان آورد.

بنابر اين وزن كتله m مساويست به قوه جاذبه بين كتله  M, m  پس ما داريم كه:

قوه جاذبه بين زمين و اجسام:

جمع اجسام بالاي زمين وزن دارد. اين وزن مساوي به قوه جاذبه بين زمين و اجسام ميباشند. پس ميتوانيم بنويسيم كه:

از مطالعه           بر مي آيد كه زمين به كتله

تعجيل (g) ميدهد. اين تعجيل مربوط به شكل كتله

      نمي باشد. معادل           را نيز بكار مي برد در صورتيكه

G معلوم بوده G را نيز محاسبه مي كنند.

قوه جاذبه تنها مربوط به زمين و اجسام بالاي سطح آن نمي باشد. بلكه قوه جاذبه بين اجسام سماوي و زمين نيز وجود دارد. يا به عبارت ديگر تنها اجسام در نزديكي هاي سطح زمين به زمين سقوط نمي كند. بلكه مهتاب نيز بالاي سطح زمين سقوط مي كند. نظر به محاسبات مهتاب به فاصله   dcc = 384000 km  به حول زمين با سرعت منظم زاويه اي           مي چرخد. پس سرعت مماسي مهتاب بالاي مسيرش به حول زمين عبارت است از :

از جانب ديگر تعجيل علل مركز مساويست به

ثابت مي كنيم كه در يك حركت آرمونيكي ساده

پس در هر ثانيه مهتاب به اندازه  x بطرف زمين مي افتد يعني

تعجيل مهتاب را مي توان از قانون جاذبه نيز بدست آورد. وزن مهتاب نظر به زمين مساويست به قوه جاذبه بين مهتاب و زمين

و همجنين از دروس گذشته مي دانيم كه:

اكنون روابط         را به طرف تقسيم نموده داريم كه

قيمت ها را وضع نموده تعجيل مهتاب بدست مي آيد

از قيمت هاي acc از هر دو طريق نتيجه ميشود كه اين دو قيمت با هم مساوي اند. بناءً به اين نتيجه ميرسيم كه قانون جاذبه عمومي بوده و اين قانون براي جمع اجسام كيهاني مطابقت دارد.

كثافت زمين

براي دريافت كثافت زمين با در نظر داشت تعريف كثافت زمين داريم:

براي مواد خارجي كه در قشر زمين قرار دارند ، كثافت شان مساويست به از مقايسه دو   كثافت چنين بر مي آيد كه هسته زمين بايد از مواد ثقيل تر مثلاً آهن ، نكل و غيره تشكيل شده باشد.

قوه جاذبه محصله زمين و ديگر اجسام كيهاني

از آنجائي كه در فضاي كيهاني تنها زمين وجود ندارد. بنابر اين زمين با ساحه جاذبه خويش در ساحه جاذبه آفتاب و ديگر سيارات نظام شمس قرار دارد. طور مثال مي توان محصله قوه جاذبه زمين و مهتاب را در يك نقطه توسط قانون متوازي الضلاع قوه ها بدست آورد.

و هرگاه خطوط قوه اي براي مهتاب و زمين رسم نمائيم شكل ذيل بدست مي آيد كه در رسم زير نشان داده شده است. در چنين يك ساحه جاذبه تركيب يك نقطه وجود دارد ، طوريكه در آن نقطه محصله ساحه هاي جاذبه مهتاب و زمين صفر است.

عين نقاط بين زمين و مهتاب و ديگر سياره هاي نظام شمس و اجسام كيهاني ديگر وجود دارد. در چنين يك نقطه تعجيل هاي جاذبه نظر به مهتاب و زمين و (r) فاصله عين نقطه از مهتاب باشد ، بناءً ما داريم كه:

روابط        و       باهم مقايسه نوده داريم

و از جانب ديگر نظر به شكل ميدانيم كه فاصله مهتاب و زمين از يكديگر مساوي است به دوران زمين به حول محورش

يكي از دلايل دوران زمين به حول محورش ، دوران مستوي ، رقاصه بسيط است كه طول آن خيلي طويل باشد. براي اولين بار در (1851) چنين يك رقاصه توسط فولولت Fucolet فزيك دان فرانسوي ترتيب داده شد. كتله فاصله فوكولت كه براي اثبات دوران زمين به حول محورش از آن كار گرفته شد.

و طول آن  L= 67 m است. ابتدا فوكولت رقاصه خود را در يكي از مستوي هاي طوالبلد زمين به اهتزاز در آورد چند دقيقه بعد مشاهده نمود. كه مستوي اهتزاز اين رقاصه هم جهت دوران عقربه ساعت حركت نموده نظر به قانون جاذبه نيوتن يك رقاصه كه بجز از قوه جاذبه زمين ، كدام قوه ديگر بالاي آن عامل نباشد. مستوي اهتزاز خويش را ثابت نگه ميدارد.

چون رقاصه فوكولت مستوي اهتزاز خويش را بصورت ظاهري هم جهت عقربه هاي ساعت تغيير داده ، بايد چنين نتيجه شود كه زمين در فضا بصورت حقيقي خلاف جهت عقربه هاي ساعت به حول محورش دوران نمايد. براي تشريح اين حادثه ، مستوي اهتزاز يك رقاصه را در قطب شمال مد نظر بگيريد. هرگاه رقاصه در قطب شمال در يك مستوي معين طول البلد زمين به اهتزاز آورده شود. بعد از چندي مشاهده ميشود كه زمين خلاف جهت عقربه هاي ساعت به حول محورش دوران نموده و زاويه دوران عبارت از      است در قطبين مستوي اهتزاز رقاصه فوكولت در ظرف يك دور مكمله   به انجام مي رساند. به روي يك نقطه از سطح زمين كه داراي عرض البلد (b) باشد. مي توان زمان دور مكمل مستوي اهتزاز رقاصه فوكولت بدست آورد. مي مي دانيم كه مركبه عمود وكتور سرعت زاويه در زمين در محل كه عرض البلد آن (b) باشد از رابطه ذيل بدست مي آيد.

 

طوري كه   w سرعت زاويه در زمين به حول محورش است پس داريم كه

چون مستوي اهتزاز رقاصه فوكولت در فضا ثابت است ، پس بصورت زاويه اي چنين به نظر مي رسد كه مستوي اهتزاز رقاصه با سرعت زاويه اي  wb هم جهت عقربه هاي ساعت دوران مي نمايد. از اين جا مي توان زمان يك دور رقاصه و فوكولت را چنين بدست آورد.

 همچنين مي توانيم بنويسيم كه

بطور مثال اگر براي عرض البلد b = 70 باشد براي دوران مستوي رقاصه فوكولت ذيل بدست مي آيد.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

شباهت زيادي به كره زمين دارد. زهره نوراني ترين سياره منظومه شمسي است و با چشم غير مسلح هم بخوبي در وقت صبح همگام سر شب ‹شام› ديده ميشود. كه در بين عوام بنام ستاره صبح و شام معروف گرديده است. دانشمندان به اين عقيده اند كه زهره اولين سياره است كه بوسيله ما روئيت شده است.

 آزمايشات جديد كه به روش اسپكتروگرافي ‹تجزيه طيف هاي نوري› توسط سفينه venera7 شوروي وقت و سفينه پايونيرا آمريكائي انجام گرقته نشان ميدهد كه اتموسفير زهره مملو ازگاز كربنيك بوده و آثاري نيز از اكسيجن و بخار آب در آن ديده شده است.

تحقيقات اخير دماي را از زهره 462 درجه سانتيگراد ثبت كرده است و دره هائي به عمق 4/6 كيلو متر و طول 401 كيلو متر در نيمكره جنوبي اين سياره مشاهده گرديده است.

قطر سياره زهره حدود 12350 كيلو متر معادل 7670 مايل و تقريباً 400 كيلو متر كمتر از قطر زمين ميباشد. فاصله زهره از خورشيد 102000000 كيلو متر معادل 67150000 مايل است. زهره درست 225 روز يكبار بدور خورشيد و در مدت 243 روز يكبار بدور خود مي چرخد بنا بر اين زهره در بين سيارات منظومه شمسي داراي طولاني ترين روز ميباشد.

 زهره ازلحاظ ابعاد و كتله و هم ازلحاظ تركيب و ساختمان خيلي به زمين شبيه است با اينكه اين سياره نزديكترين سياره به كره زمين است. ولي به علت وجود توده غليظ ابر مانند كه در واقع اتمسفير اين سياره ميباشد قوي ترين تلسكوپ ها نيز نتوانسته اند تا كنون مطالعات دقيقي در مورد اين سياره انجام دهند. زهره به علت همين اتموسفير درخشندگي زيادي دارد. به همين علت بنام زهره يا ونوس معروف شده است.

  زهره كثافت كمتري از عطارد دارد و معادل 6/5 ميباشد كه خيلي نزديك به كثافت زمين است. دو عالم نجوم به اسم هاي Dangan و بعد از آن Dolfus به اساس مشاهدات لكه هاي تاريك اين سياره به اين نتيجه رسيدند كه دوره هاي حركت وضعي و انتقالي زهره باهم برابر بوده و هميشه يك رخ آن بدور خورشيد ميچرخد. ولي اين ادعا نتيجه قطعي و ثابت نبوده و تا حال در قسمت مدت حركت وضعي آن جواب ثابت و قطعي وجود ندارد البته بين حركت وضعي و انتقالي اين سياره تقريباً 18 روز فاصله وجود دارد. به علت طولاني ترين روز اين سياره حرارت آن نيز زياد بوده معادل كمتر از 500 درجه سانتيگراد در وسط روز تخمين زده شده است. همچنان سياره زهره فاقد قمر ميباشد.

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

عطارد نزديكترين سياره به خورشيد , كوچكترين سياره نظام شمسي و در عين حال سريعترين سياره اين منظومه است قطر آن حدود 4800 كيلو متر معادل 3000 مايل و فاصله آن تا خورشيد 57907600 كيلو متر معادل 36000000 مايل است. عطارد به علت نزديكي به خورشيد در اثر جاذبه بيشتر با سرعت زيادي بدور خورشيد ميگردد و به همين علت بنام تير معروف شده است. اين سياره در مدت 88 روز يكبار بدور خورشيد ‹ حركت انتقالي › و در همين زمان يكبار بدور خود مي چرخد ‹حركت وضعي› پس حركت وضعي و انتقالي اين سياره مساوي به يكديگر بوده و هميشه يك طرف آن به سمت خورشيد و طرف ديگر آن به سمت كره زمين مي باشد.

آن طرف اين سياره كه هميشه به سمت خورشيد است داراي حرارت زياد بوده معادل 300 درجه سانتيگراد ميرسد و حرارت اين سياره كه به سمت كره زمين قرار ميگيرد ازجمله سيارات خالي بوده كه كثافت آن به 1/6 بالغ ميگردد. دو طرف عطارد اتمسفير ديده نمي شود و به احتمال قريب به يقين در اين سياره حياتي وجود ندارد. اين سياره بدون قمر در هنگام شام و يا بيش از طلوع آفتاب ديده ميشود. عطارد یا تیر نخستین و نزدیکترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است. از نظر اندازه نسبت به دیگر سیارات بعد از پلوتو کوچکترین آنها نیز به حساب می آید. قطر آن 4880 کیلومتر است. این سیاره در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد که خروج از مرکز آن 0.2506 است. نزدیکترین فاصله آن از خورشید تنها 9/45 میلیون کیلومتر دورترین فاصله آن 7/69 میلیون کیلومتر فاصله دارد. لذا همواره در اطراف خورشید حضور دارد و برای ما تنها در هنگام طلوع و غروب قابل رویت است. این سیاره بسیار گرم است و درجه حرارت سطح آن در هنگام روز به حدود 427 درجه سانتیگراد و در شب به 173 درجه زیر صفر کاهش می یابد. عطارد هر 88 روز یک بار یک دور به گرد خورشید می چرخد ( دوره تناوب نجومی ). در حالی که در مدت 5/58 روز یک دور به دور خود می چرخد ( حرکت وضعی ). در عطارد هیچ گونه جوی وجود ندارد، ولی برخی مطالعات وجود مقدار کمی گاز هلیوم را که گفته می شود از طریق بادهای خورشید به گرد این سیاره قرار گرفته اند اثبات می کند. شکل ظاهری این سیاره بسیار آبله گون است و چهره ای شبیه به کره ماه دارد.

 


حفره های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح آن دیده می شود که حکایت از برخورد شهاب سنگهای کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه ها به ده ها کیلومتر می رسد. برخی از این دهانه ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده اند و مانند کوه های آتشفشانی هستند.
گرچه از گذشته نسبتاً دور، این سیاره با کمک تلسکوپ مورد مطالعه قرار می گرفت، ولی از سال 1974 میلادی با پرواز سفینه مارینر 10 از کنار عطارد چندین هزار عکس از دشتهای مسطح و گودالهای کم و بیش بزرگ، به ایستگاه های زمینی مخابره شد. مارینر 10 میدان مغناطیسی ضعیفی حدود 1 درصد میدان مغناطیسی زمین را در اطراف این سیاره کشف کرد. این سیاره به علت گرمای زیاد در روز و دمای بسیار پایین در شب و نبود جو و نداشتن آب به شکل مایع در سطح یا عمق آن هیچ گونه امکانی برای پیدایش شکلی از حیات ایجاد نکرده استدر عین حال عطارد هیچ قمر ی ندارد. در این حالت سنگهای این سیاره به شدت منبسط می شوند و پس از غروب آفتاب و شب طولانی آن دما به شدت پایین می رود. علت آن هم نبودن جو در اطراف این سیاره است که دما را تعدیل نمی کند. سرد و گرم شدن سنگها در شب و روز و استمرار این امر طی قرون و اعصار تنها یک نوع فرسایش مکانیکی در سطح این سیاره به وجود می آورد. که به متلاشی شدن سنگها می انجامد. اختلاف دما در دو سوی این سیاره در میان سیارات منظومه شمسی منحصر به فرد است.
تنها طوفانهای مغناطیسی از سوی خورشید مقداری اتم های هلیوم باردار را در اطراف میدان مغناطیسی این سیاره به دام انداخته و فشار جوی ناچیزی (به میزان کمتر از یک میلیاردیم فشار جوی زمین) ایجاد کرده است. برای خنثی کردن جاذبه سطحی این سیاره در خارج شدن از سطح آن تنها به سرعتی به اندازه 4.25 کیلومتر بر ثانیه نیاز است. در حالی که در مورد زمین این مقدار حدود 11 کیلومتر بر ثانیه می باشد که به این سرعت سرعت گریز می گویند.
نام کوئی پر، کاوشگر نامی سیارات نیز به یکی از گودالهای بزرگ سیاره عطارد به قطر 25 کیلومتر تعلق یافته است.
دانشمندان معتقدند بر اثر برخورد سهمگین یک شهاب سنگ با این سیاره در گذشته بسیار دور، امروزه در نقطه مقابل این برخورد رشته کوه هایی ظاهر شده اند. در هر حال شهاب سنگها سطح این سیاره را در امان نگذاشته اند. محل اصابت این برخورد عظیم که امروزه رشته کوههای بلند و مدوری آن را احاطه کرده که به حوضه کالوریس به قطر 1300 کیلومتر شهرت یافته است. چگالی این سیاره به میزان 4/5 گرم بر سانتیمتر مکعب تخمین زده شده که اندکی بیشتر از چگالی زمین است. این حقیقت دانشمندان را بر آن داشته است که تصور کنند مرکز این سیاره از فلزات سنگینی مانند آهن تشکیل شده است که با توجه به حرکت آرام چرخشی این سیاره به دور خود میدان ضعیف مغناطیسی در خود ایجاد کرده است. فشار بادهای خورشیدی این میدان ضعیف را در جهت مقابل به خورشید بسیار فشرده کرده و در پشت آن بسیار گسترانده است. گروهی دیگر از دانشمندان پیدایش میدان مغناطیسی در عطارد را به وجود میدان مغناطیسی سنگواره ای نسبت می دهند که از روزگاران قدیم حاصل شده و باقی مانده است. در هر حال علت واقعی این میدان معلوم نیست.


ویژگیهای عطارد

همان گونه که قبلاً اشاره شد عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است که در کنار جرم بزرگی به نام خورشید با آن جاذبه وحشتناکش قرار گرفته است. عطارد برای آن که در دل خورشید سقوط نکند و جذب آن نشود دست به مقابله زده است. برای این کار عطارد با سرعت سرسام آوری به گرد خورشید می چرخد و سریعترین سرعت چرخشی به دور مرکز منظومه شمسی را از آن خود کرده است. این سرعت به حدی است که یک سال این سیاره کمتر از سه ماه به طول می انجامد. مدار این سیاره بیضی شکل است و با فاصله اندکی (به طور متوسط 9/57 میلیون کیلومتر) از خورشید و از روی زمین این سیاره در اطراف خورشید دیده می شود. گاهی کمی بعد از غروب خورشید در بالا دست خورشید و زمانی که به آن سوی این ستاره می رسد قبل از طلوع آفتاب در بالای افق شرقی دیده می شود.
حداکثر فاصله زاویه ای که این سیاره با خورشید دارد حدود 28 درجه است ( از دید زمین ). هنگامی که زاویه کشیدگی این سیاره در حدود 10 درجه است، از درون تلسکوپ به صورت هلال باریکی دیده می شود. لیکن زمانی که می خواهد از پشت خورشید عبور کند قرص روشن خود را به ما نشان نمی دهد. با توجه به 7 درجه انحراف مدار گردش این سیاره به دور خورشید این سیاره در هر بار گردش از جلوی خورشید عبور نمی کند. بلکه از بالا یا پایین خورشید می گذرد. در طول 100 سال عطارد تنها دو بار همچون نقطه تاریک و سیاه رنگی از مقابل قرص خورشید عبور می کند. که به ترانزیت یا عبور معروف است که آخرین آن در سال 1383 بود.

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل 

 

خورشيد به همراه 9 سياره و 48 قمر و هزاران سياره كوچك و ستاره دنباله دار منظومه شمسي را تشكيل ميدهد. سيارات در مدار بيضي شكل كه خورشيد در يكي از كانونهاي آن قرار دارد , بدور خورشيد ميگردند. پنج سياره عطارد , زهره , مريخ , مشتري و زحل را ميتوان با  چشم غير مسلح ديد.

بابليها و يونانيان باستان در رصد هاي خود متوجه شده بودند كه اين پنج ستاره همواره در حال حركت هستند و مانند ستاره گان و صور فلكي ارتباط و فاصله خود را نسبت به يكديگر در كره آسماني حفظ نمي كنند.

   آنها اين پنج جرم آسماني را ستاره گان متحرك مي ناميدند. در سواحل مديترانه خرابه هاي معبدي باقيست كه در اين محل پنج سياره فوق عبادت ميشدند. هر يك از آنها نمايانگر الهه ها و خدايان مخصوص بودند. ادامه اين تصورات تا قرن 16 ميلادي طول كشيد و در اين قرن بود كه بر اثر اكتشافات نجومي تفاوت بين سيارات و ستاره گان معلوم گشت.

  بعدها سيارات ديگري نيز كشف شدند و همه مي دانيم كه مجموعاً 9 سياره بدور خورشيد در گردش هستند. اورانوس , نپتون و پلوتون تنها از طريق تلسكوپ قابل رويت ميباشد. سيارات اجرام مستنير بوده و بر اثر انعكاس نور خورشيد از سطح آنها ديده ميشوند.

   مدار سيارات بغير از پلوتون تقريباً در يك صفحه واقع است و يدين دليل است كه ما آنها را در دايره البروج ميبينيم. ياد آوري ميكنيم كه تقاطع صفحه مداري زمين باكره آسماني كه دايره اي است , عظيمه دايره البروج نام دارد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه دايره البروج مسير ظاهري خورشيد در ميان ستاره گان است.

  منظومه شمسي اگر چه حيثيت يك نقطه را در بين كهكشانها دارا ميباشد ولي باز هم فاصله خورشيد از سياره پلوتون رقم 5920000000 كيلو متر چشم گير بوده كه بالغ بر         ميباشد.

كهكشانها

علاوه بر سيارات اعضاي ديگري نيز در خانواده منظومه شمسي وجود دارند كه عبارتند از: سيارك ها , ستاره گان دنباله دار و شهابها.

سيارك ها اجرام كوچكي متجاوز از هزاران عدد هستند كه اساساً بين مدار مريخ و مشتري بدور خورشيد ميگردند و بزرگترين آنها حدود 500 مايل قطر دارد.

   ستاره گان دنباله دار از زيبا ترين اجرام آسماني هستند و بصورت توده درخشان و دنباله اي نوراني و دراز در پي خودنمائي ميكنند. اين توده درخشان كه هسته ناميده ميشود , قطري از چند صد متر تا چندين كيلو متر ميتواند داشته باشد. هسته از گازها و موادي منجمدي تشكيل يافته است.

  ستاره گان دنباله دار در مدارهاي بشكل بيضي كشيده بدور خورشيد ميگردند در نزديكي خورشيد گرما باعث منبسط شدن گازها و ذوب شدن گازها مواد منجمد ميگردد و در نتيجه دنباله تشكيل ميشود. در اثر انعكاس نور خورشيد دنباله نوراني جلوه ميكند.  دنباله بعضي از ستاره گان دنباله دار تا صد ها ميليون كيلو متر طول دارد.

 شهاب ذرات كوچكي هستند كه در فضا ميان سياره حركت ميكنند و در اثر برخورد با جو زمين و توليد اصطكاك تا حد سفيد شدن گرم ميشوند. تقريباً تمام شهابها قبل از رسيدن به سطح زمين از بين ميروند ولي بعضي از آنها با زمين بر خورد ميكنند كه به آسمان سنگ معروف هستند.

ستاره ها

ستاره گان كره اي سوزان از گاز ميباشند كه بر خلاف سيارات توسط نور خود ميدرخشند. ماده در اينجا به فشار و درجه باور نكردني ميرسد. انرژي ستاره گان ناشي از فعل و انفعالات هسته اي است , هيدروژن به هيليوم تبديل ميشود و در حين اين واكنش گرما و نور بسيار زيادي از خود ساطع ميكند. اين همانند واكنشي است كه در يك بمب هايدروژني اتفاق ميافتد. نزديكترين ستاره به زمين خورشيد است با قطر حدود 4/1 ميليون كيلو متر و جرم 2*1030 km با اين حال خورشيد ستاره اي است متوسط . در هر ستاره آن قدر ماده وجود دارد كه ميتوان حدود يك ميليون زمين از آن درست كرد.

  بايد ياد آور  شويم كه جرم زمين حدود 6000 مليارد تن است. ماده اصلي تشكيل دهنده اي اغلب ستاره ها هايدروجن است و به نظر ميرسد اين ماده اساسي ترين ماده ساختمان جهان باشد. كوچكترين ستاره ها اندازه همانند زمين دارند ولي جرم و كثافت آنها بسيار زياد است. اين نوع ستاره گان در رده كوتوله هاي سفيد قرار دارند.

   براي مثال درجه حرارت يك كوتوله سفيد يك ستاره است دو برابر درجه حرارت سطحي خورشيد و كثافت آن 170000 برابر كثافت خورشيد ميباشد. ولي شعاع آن 0.014 شعاع خورشيد است , از طرف ديگر بعضي ستاره گان بسيار بزرگ و غول آسا هستند.

اگر يكي از آنها در جاي خورشيد قرار ميگرفت شعاع آن تا مدار زحل نيز امتداد ميافت. يدين مناسبت اين ستاره گان را غول مينامند. ابر غولاني وجود دارد كه شعاع آنها چهار صد برابر شعاع خورشيد و حجم آنها 64 ميليون برابر حجم خورشدي بوده ولي احتمالاً جرم آنها از 50 برابر جرم خورشيد تجاوز نميكند.

  برخي از ستاره گان نورانيت ثابتي ندارند و تغيراتي در روشنائي آنها ديده ميشود. گاه نورانيت ستاره گان بنام نوا (نو اختر) در طي چند روز هزاران بار بيشتر شده سپس رو به تاريكي ميگرايد.

  رنگ ستاره گان نيز متفاوت است اين رنگها بين آبي مايل به سفيد تا سرخ تغير ميكند , ستاره شناسان از روي رنگ ميتوانند ستاره گان را رده بندي كنند. ستاره گان آبي درجه حرارت بسيار زياد حدود 50000 درجه كالوري دارند در حالي كه درجه حرارت ستاره گان سرخ رنگ تقريباً 3000 درجه كالوري است.

خوشه هاي ستاره پروين

 خوشه هاي ستاره اساساً شامل تعداد زيادي ستاره هستند كه در اثر نيروي جاذبه در كنار هم قرار گرفته اند , اين خوشه ها به دو نوع تقسيم ميشوند: 1 – خوشه ها باز ( كهكشاني) و خوشه هاي كروي.

ستاره شناسان تا اكنون متجاوز از 500 خوشه باز شناسائي كرده اند. تعداد ستاره هاي اين خوشه ها ممكن است از 20 تا 1000 تغير ميكند. مشهور ترين خوشه ستاره باز خوشه پروين ( پليارد ها) در صورت فلكي گاو است. با چشم غير مسلح حدود 6 ستاره ولي با تلسكوپ ميتوان صد ها ستاره را در آن تشخيص داد.

خورشيد

  ستاره غول پيكر منظومه شمسي ما توده متراكم گازي شكل است بنام آفتاب كه فاصله آن از مركز زمين 150000000 كيلو متر معادل 93225000 ميل ميباشد. همچنان حجم آن 1300000 برابر حجم سياره ما يعني كره زمين است. حرارت سطحي آن 6093 درجه سانتيگراد و دماي دروني آن بيش از 150000000 درجه سانتيگراد تخمين زده ميشود.

  فتوسفير و كروموسفير قسمت هاي گازي شكل تشكيل دهنده لايه خارجي خورشيد مي باشند كه دنباله اين لايه بنام كرونا يعني تاج خورشيد ناميده ميشوند. حرارت و تشعشعات نوري آن نتيجه تبديل اتم هاي هايدروجن به هليوم ميباشد.

   آن قسمت از حرارت خورشيد كه از فاصله دور به اتمسفير جو زمين ميرسد بيش از %55 آن توسط لايه هاي جو زميني جذب يا منعكس شده و حدود %45 آن به زمين ميرسد. انرژي كه از اين تابش نور و حرارت خورشيد حاصل زمين ميگردد. 2/1 كالري در هر دقيقه است براي يك سانتي متر مربع است كه با توزيع اين مقدار كالري در سطح كره زمين در تمام مدت شبانه روز و با در نظر گرفتن تمام فصول سال بطور متوسط 3/0 كالري براي يك سانتي متر مربع خواهد بود.

( صفحه 15 گنجينه هاي دانش)

2 قطر خورشيد 1350000 كيلو متر ميباشد يعني يكصد و هشت مرتبه از قطر زمين بزرگتر است. نظر به قانون جاذبه عمومي F=k كه توسط نيوتن كشف شد تمام اجسام كائنات يكديگر را جذب ميكنند.

مثلاً تمام اجسام روي زمين و اتمسفير توسط اين قوه جاذبه در روي زمين و به اطراف آن حفظ شده اند. بر علاوه نيوتن كشف كرد كه هر گاه مقداري مواد جسم اضافه گردد قوه جاذبه آن هم زياد ميشود. قوه جاذبه آفتاب تقريباً سي چند قوه جاذبه زمين ميباشد.

اقسام انرژي تشعشع كه از آفتاب خارج ميشود نتيجه تعاملات هستوي است و تعاملات هستوي وقتي صورت ميگيرد كه يك عنصر به عنصر ديگر تبديل شود.

در تعاملات هستوي كه در آفتاب صورت ميگيرد اتم هاي هايدروجن به اتم هاي هيليوم تبديل شده و انرژي اضافي را بشكل تشعشع آزاد ميكند. و اين انرژي اضافي از تبديل كتله به انرژي صورت ميگيرد. طوري كه در هر في ثانيه پنجصد و شصت و چهار ميليون تن هايدروجن به پنجصد و شصت ميليوم تن هليوم تبديل ميشود و چهار ميليون تن اضافي مانده به انرژي تشعشعي و حرارت تبديل ميشود. تعاملات هستوي در آفتاب بصورت متمادي جريان دارد. و در نتيجه جسم آفتاب بطور دايمي فروزان ميباشد.- خورشيد

 

خورشيد نزديكترين سياره به ماست و از اينرو همانند قرص روشن ديده ميشود. جرم آن حدود 10.2 تن است. يعني 330000 برابر حجم زمين. خورشيد 99/8%  جرم منظومه شمسي را دارا است. خورشيد همانند جسم جامد نيست و به همين علت در حين حركت وضعي تمام قسمت هاي آن با سرعت مساوي نمي چرخند. استواي خوشيد در 25 روز يك دور مي زند و در عرض 60 اين عمل در 5/27 روز اتفاق مي افتد. سطح مرئي خورشيد فتوسفير يا شير سپهر نام دارد.

    در اينجا لكه هاي خورشيد به علت اينكه حرارت كمتري از سطح خورشيد دارند تاريك و سياه جلوه ميكنند. دماي سطحي خورشيد حدود 6000 و دماي لكه هاي خورشيد 4000 سانتيگراد است. اغلب لكه ها بصورت جفت و يا گروهي كه داراي دو لكه بزرگ و عمده هستند ديده ميشوند. خطي كه كه مراكز اين دو جفت لكه را بهم وصل ميكند. غالباً موازي استوائي خورشيد است. لكه ها ميدان هاي مغناطيسي تشديدي دارند. لكه هاي بزرگ را روي وراي فيلتر هاي سياه رنگ و يا شيشه دود گرفته مي توانيد ببينيد. دید کلی

می دانیم که خورشید ، انرژی خود را از طریق سوزاندن هیدروژن و تبدیل آن به هلیوم تأمین می‌کند. واکنشهای هسته‌ای که این همجوشی را امکان پذیر می‌سازند ، در مرکز خورشید اتفاق می‌افتند. هم اکنون حدود 50 درصد از این هیدروژن مرکزی به هلیوم تبدیل شده است. ظرف 5 میلیارد سال آینده ذخایر هیدروژن در این منطقه داغ تمام خواهد شد.





مرگ خورشید

با به پایان رسیدن ذخیره هیدروژن خورشید ، این ستاره زرد به یک غول سرخ انرژی تبدیل شده و باعث گداخت هلیوم به کربن و اکسیژن خواهد شد. حجم خورشید زیاد شده و دمای سطح آن کاهش می‌یابد. افزایش حجم ، کاهش دما را جبران می کند و کره زمین گرمای بسیار زیادی از خورشید دریافت می‌کند و حیات روی زمین از بین می‌رود. سیارات یکی پس از دیگری تبخیر می‌شوند. ولی خورشید کاملا از بین نمی‌رود، بلکه سرانجام بصورت یک کوتوله سفید باقی می‌ماند.

انسان و قهوه خورشیدی

انسانی که قصد احیا خورشید را دارد، نباید منتظر مرگ خورشید طی مراحل فوق باشد. باید قبل از اینکه خورشید به کوتوله سفید تبدیل شود ، بشر وارد عمل شود. وقتی ذخیره هیدروژن خورشید در منطقه مرکزی تمام شد ، خورشید محروم از سوخت وارد آخرین مراحل موجودیت خود می‌شود. با این همه توده‌های وسیعی از هیدروژن سوخته نشده ، بین هسته و سطح خورشید باقی می‌ماند. این مطلب به یک معنا نوعی کارکرد نادرست ماشین خورشیدی است.

برای به جریان انداختن سوخت ، به یک پمپ نیاز است تا کوره مرکزی را از خاکسترهای ناشی از فرآیند همجوشی پاک کند. به این ترتیب می‌توانیم حیات خورشید را از حدود 10 میلیارد سال افزایش دهیم. برای انجام این کار باید مواد خورشید را بطور ادواری به هم بزنیم. درست همانگونه که یک فنجان قهوه را هم می‌زنیم تا شکر با مایع مخلوط شود ، یا همانطور که با قرار دادن چوبهای حاشیه آتش در مرکز آن ، آتش را احیا می‌کنیم. برای این منظور باید یک نقطه داغ بین مرکز و سطح خورشید ، کمی خارج تر از منطقه همجوشی ، ایجاد کنیم.





روشهای احیا خورشید

  • یک روش برا احیا خورشید ، منفجر کردن سوپر بمبهای هیدروژنی است. با بمبهای امروزی نیز درجه حرارتهای بسیار بیشتر از حرارت مرکز خورشید ایجاد شده است. مسئله موجود در این روش ، رساندن بمب به مقصد مورد نظراست. بدون آنکه در این مسیر بخار شود.
  • روش دیگر ، فرستادن یک پرتو لیزری فوق العاده نیرومند و متمرکز به سطح خورشید است. مسئله موجود در این مورد هم این است که چگونه از پراکندگی بیش از حد سریع این انرژی جلوگیری کنیم.

احیاگرهای فرازمینی

  • به نظر می‌رسد تعدادی از ستارگان آسمان سوزاندن هیدروژن خود را بسیار بیش از آنچه معمولا انتظار می‌رفته است، ادامه داده‌اند. دانشمندان هنوز هم در جستجوی نوعی تبیین طبیعی برای این پدیده هستند.
  • شاید این پدیده ناشی از مداخله ساکنان سیاراتی باشد که برای نور و حرارت خود به این ستارگان وابسته‌اند!
  • شاید آنها با اطلاع از سرنوشت قریب الوقوع خود راهی برای بر هم زدن ستاره‌های خود و طولانیتر کردن عمر آنها یافته باشند!

احیاگری باستانی

تصویر خورشید در حال مرگ ، خاطر آزتکها را نیز به خود مشغول می‌کرد. آنها برای آنکه خورشید را زنده نگه دارند، بصورت ادواری قربانیان انسانی تقدیم می‌کردند. در محرابهایی که بر فراز هرمهای آنها ساخته شده بود، جوانانی که در عنفوان جوانی به سر می‌بردند، سلاخی می‌شدند.


چرا ما به جای جوانانمان ، دهها هزار بمب اتمی ذخیره‌ای را تقدیم نکنیم؟

آیا ستاره‌ها زنده‌اند؟!

ستاره شناسان ستاره‌ها را مانند موجودات زنده می‌دانند که مراحل تولد ، زندگی و مرگ را در طول عمر خود می‌گذرانند. این مراحل که برای انسان حدود چند ده سال طول می‌کشد. در مورد ستاره‌ها از چند میلیون تا چند میلیارد سال متغیر است. یک ستاره پس از تولد و گذران عمر ، وارد مرحله مرگ و پایان موجودیت می‌شود. خورشید ما هم که یک ستاره است، از این قاعده مستثنی نیست.

غول سرخ خورشید

ذخایر هیدروژن خورشید به ما این وعده را می‌دهد که تا حدود 5 میلیارد سال دیگر دغدغه‌ای نداشته باشیم. خورشید تقریبا بصورت امروزی ، ستاره‌ای زرد که به اندازه قرص ماه دیده می‌شود، خواهد بود. ولی 5 میلیارد سال بعد بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید ، گداخته شده و صرف تهیه هلیوم می‌شود. در آن زمان جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار و دمای آن را افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد.

انرژی حاصل از همجوشی هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد، تا اینکه خورشید تبدیل به یک غول سرخ شود. هلیوم هم به کربن و اکسیژن تبدیل خواهد شد.

خورشید کوتوله

وقتی خورشید منبسط می‌شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود ، قطرش حدود 150 برابر بزرگتر می‌شود (بدلیل همین افزایش حجم است که غول نامیده می‌شود). با افزایش حجم ، دمای سطح خورشید به آرامی کاهش می‌یابد و گازهای منبسط شده و داغ حرارت خود را از دست می‌دهند. رنگ خورشید از زرد به نارنجی و سپس قرمز تغییر می‌کند. بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید ، درخشندگی آن هزار برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع می‌کند.

خورشید مدت 100 میلیون سال را به شکل یک غول سرخ سپری خواهد کرد، سپس لایه‌های سست بیرونی از آن جدا خواهند شد. سرانجام خورشید به شکل یک کوتوله سفید باقی مانده و به تدریج از بین خواهد رفت.

زمین سوگوار

  • در مراحل پایانی عمر خورشید ، هنگامی که این ستاره به غول سرخ تبدیل می‌شود، از آسمان آبی گرفته تا سایه رنگهای سپیده و شامگاه ، کلیه پدیده‌های جوی ، عمیقا تحت تأثیر قرار می‌گیرند. زمین سرد نمی‌شود بلکه برعکس افزایش ‌مساحت خورشید ، کاهش دما را جبران می‌کند و دما از حد معمول هم بسیار فراتر می‌رود. تمام موجودات زنده از بین می‌روند و زمین در غم از دست دادن آنها و خورشید به سوگ می‌نشیند.
  • با افزایش دما یخ پهنه‌های قطبی شروع به ذوب شدن می‌کنند. سطح اقیانوسها بالا می‌آیند و لایه ضخیمی از ابر ایجاد می‌کنند که برای مدتی خورشید را پنهان می‌کند. این ابرها تقابل اقلیمی میان قطبها و استوا را از بین می‌برند. نوعی جنگل آمازون داغ و مرطوب سراسر زمین را می‌پوشاند. سپس جو زمین شروع به تبخیر شدن می‌کند. گیاهان خشک شعله‌ور می‌شوند. شعله‌های آتش با استفاده از اکسیژن باقیمانده ، همه مواد آلی موجود را مصرف می‌کند. طبیعتی شبیه به ماه کنونی پدید می‌آید.
  • در صخره سنگهای قاره‌ای و اعماق حوزه‌هایی که تبخیر شده‌اند، حاکمیت عصر معادن بار دیگر جایگاهی را که در نخستین سالهای عمر سیاره داشت، باز می‌یابد. پس از گذشت چند صد هزار سال ، خود صخره نیز شروع به ذوب شدن می‌کند. زیر آبشاری از حرارت سرخ ، امواج گدازه های فروزان از کوهها سرازیر و در اعماق اقیانوسهای کهن جمع می‌شوند. خورشید سرخ به گسترش خود ادامه می‌دهد و باد نیرومند ستاره‌ای به بیرون می‌فرستد.

    سیارات عطارد و زهره تحت تأثیر آن به آرامی تبخیر می‌شوند. این توفان شدید مواد آنها را جارو کرده و به صورت امواج متلاطمی از بخار به هوا می‌فرستد. از این ماده رقیق ممکن است سحابیهای جدید شکل گرفته و در میان آنها ستارگان و منظومه‌های سیاره‌ای جدید پدیدار شوند.

 

 

  بيروني ترين قسمت جو خورشيد تاج خورشيدي نام دارد. تاج خورشيد هاله سفيد رنگي است كه از نام سپهر شروع شده و تا ميليون ها كيلو متر امتداد مي يابد. اين بخش از جو خورشيد , گازي با درجه حرارت بسيار زياد حدود 1-2 ميليون درجه سانتيگراد و كثافت بسيار كم است.

با چشم غير مسلح , تاج خورشيد فقط بهنگام كسوف كامل قابل رويت است ولي در سال 1930 ستاره شناس فرانسوي بنام برناردليوت موفق به اختراع دستگاهي بنام اكليل نگار شد و مطالعه آنرا در مواقع غير كسوف نيز ممكن ساخت.

  شكل تاج خورشيد همواره در تسخير است ولي به هنگام ازدياد تعداد لكه هاي تغيير بيشتري از خود نشان ميدهد. كثافت تاج خورشيد پاهين تر از هر خلائي است كه در آزمايشگاه هاي زميني ميتوان بدان دست يافت. (صحفه 42 ش م س)

شراره هاي خورشيد

يكي از تماشائي ترين و كم عمر ترين پديده هاي كه در خورشيد اتفاق مي افتد شراره هاي خورشيدي است. شراره ها بصورت نقاط بسيار روشن در شير سپهر و معمولاً در نزديكي لكه ها خورشيد ظاهر ميشوند. يك شراره نمونه در عرض چندين دقيقه به حد اكثر نورانيت خود ميرسد و سپس به آرامي كم نور شده تقريباً نيم ساعت بعد نا پديد ميگردد. درجه حرارت شراره هاي خورشيد نسبت به شير سپهر بسيار زياد است و به مقدار زياد اشعه ماوراي بنفش نشر ميكند.

( صفحه 45 ش م س) دانشمندان قرن نوزدهم ، خورشید را سرچشمه جویباری از ذرات ابر گونه‌ای که در فضای بین سیارات روان است، می‌پنداشتند و بر این اعتقاد بودند که پدیده‌هائی چون فروغهای قطبی و توفانهای مغناطیسی (که اختلالاتی را در میدان مغناطیس زمین موجب می‌گردد.) از برخورد ابر گونه مزبور با جو زمین پدید می‌آیند.





نظریات

این نظریه در سال 1900 بوسیله الیور لوچ انگلیسی چاپ و منتشر گردید و حدود سی سال بعد یعنی در سال 1932 جی. بارتلز خاطر نشان ساخت که ارتباطی میان توفانهای مغناطیسی و فعالیت مشعلهای خورشیدی موجود نیست و احتمالاً این پدیده را بایستی با دوره چرخش 27 روزه خورشید مربوط دانست. به گمان بارتلز اختلالات مغناطیسی زمین بر اثر فعالیت مناطقی از خورشید که آنها را مناطق می‌نامید، ایجاد می‌گردد.

نتایج حاصله از بررسی دنباله یا گیسوی ستارگان دنباله‌دار بر نظریه گسیلش ذرات خورشیدی نیرو بخشید و در سال 1958 ای.ان پارکر ثابت نمود که ذراتی از تاج خورشیدی جدا گردیده و از هر سو در فضای بین سیارات به حرکت در می‌آیند و پدیده‌ای را به نام باد خورشیدی بوجود می‌آورند. به گمان پارکر ، دمای فوق العاده زیاد تاجهای خورشیدی ، فشارهای زیادی را موجب گردیده و به جریان برونسوی مواد خورشیدی می‌انجامد.

از آنجائی که هیچ مانع خارجی در سر راه مواد مزبور وجود ندارد. لذا از سرعت جریان آنها کاسته می‌گردد و به سان گلوله‌ای که در سراشیب غلطان است، همچنان به راه خود ادامه می‌دهند. منشأ این پدیده همانا تاج خورشیدی است که بسا در سرشت خود همواره در انبساط و پراکنش بوده و برای جایگزینی مواد از دست رفته از لایه‌های زیرین خویش تغذیه می‌کند. اما اینکه مکانیسم تغذیه دقیقاً چگونه عمل می‌کند؟ هنوز به درستی روشن نیست.






نتایج بدست آمده از کاوشهای فضائی کشورهایی چون اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا (بویژه مارینر2) مداومت باد خورشیدی را ثابت می‌سازد و با آغاز عصر فضا ، تحقیق در زمینه آشنایی با این مکانیسم با جدیت هر چه تمامتر دنبال می‌گردد و هر روز بر آگاهی با در مورد شناخت پدیده باد خورشیدی افزوده می‌شود.

ویژگیهای باد خورشیدی

باد خورشیدی بطور پیوسته و با سرعت بین 200 تا 900 کیلومتر در ثانیه در فضای میان سیارات می‌وزد (رقم بین 400 تا 500 کیلومتر در ثانیه را می‌توان سرعت متوسط بادهای خورشید محسوب داشت) و ذراتی که بوسیله باد خورشیدی حمل می‌شوند حدود 4 تا 5 روز وقت لازم دارند تا به زمین برسند. باد خورشیدی شامل تعدادی الکترون و پروتون همراه با مقدار کمی یون های سنگین می‌باشد.

مهمترین ذرات باد خورشیدی در فاصله خورشید تا زمین را ذرات آلفا (هسته هلیوم) تشکیل می‌دهند که حدود 4 تا 5 درصد مجموع ذرات را به خود اختصاص داده‌اند. تراکم متوسط این ذرات چیزی حدود در متر مکعب است که این رقم با فاکتوری معادل بیش از صد در تغییر است. (به طور مثال تراکم ذرات مزبور در سطح دریای زمین برابر در متر مکعب می باشد).

دمای پلاسمای باد خورشیدی که بر حسب پراکنش سرعت ذرات بیان می‌گردد. در نزدیکیهای زمین حدود کلوین است. با این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از پلاسمای بسیار گداخته و بسیار رقیق پوشیده شده، این وضعیت نشان می‌دهد که خورشید از جرم خود حدود کیلوگرم در ثانیه می‌کاهد و آن را به پدیده‌ای بنام باد خورشیدی مبدل می‌سازد. با این روند مدتی معادل حدود سال وقت لازم است تا تمام جرم خورشید بر باد رود. جالب اینجاست که این مدت تقریباً 10 بار طولانی‌تر از مدت زمان آغاز پیدایش و فعالیت خورشید تا زمان حاضر است.

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

طبقه بندی کهکشان ها

کهکشان‌ها دارای طبقه بندی‌های مختلفی هستند که عوامل موثر در این طبقه بندی‌ها شامل: ساختمان، تراکم، رنگ، نوع، تشعشعات و نورانیت و... است. از جمله طبقه بندی کهکشان‌ها می‌توان به طبقه بندی ادوین هابل اشاره کرد که در این طبقه بندی کهکشان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند. ۱- مارپیچی ۲- بیضوی ۳- نامنظم که هر کدام به زیر مجموعه‌های زیرتقسیم می‌شوند :

از کهکشان هایی هستند که از مجموع ستاره‌گان کهن‌سال ساخته شده و عمر متوسط ستاره‌گان آن به ده میلیارد سال می‌رسد. این کهکشان ها توده‌هایی آرام هستند و بر اثر کهولت حاکم بر ستاره‌گان به رنگ قرمز گرایش پیدا کرده که معمولا این کهنسالان به دور مرکز جرم خود در حال گردش هستند. در این نوع کهکشان‌ها از محیط‌های فعال میان ستاره‌ای و ستاره گان نوزاد خبری نیست، این گروه از کهکشان‌ها را بنا به شکلشان به گروه‌های (S0 و S7) تقسیم بندی کرده که هرچه از سوی کهکشان‌های (S0 و S7)پیش می‌رویم مقدار کشیده‌گی آن ها افزایش یافته و از شکل دایره به بیضی گرایش پیدا می‌کنند.

کهکشان‌های مارپیچ مشتمل بر ستاره‌گان نوزاد، پیر و محیط‌های میان ستاره‌ای می‌باشند که حول یک سیاه‌چاله که در مرکز کهکشان قرار دارد می‌گردند و بر اثر موج پیچشی حاصل از آن بازو‌هایی در دور آن به وجود می‌آید. از جمله کهکشان‌های مارپیچی می‌توان به کهکشان راه شیری اشاره کرد که محیطی تقریبا فعال و پر نوسان دارد.

این دسته از کهکشان‌ها مانند کهکشان‌های مارپیچ هستند با این تفاوت که در میان هستهٔ مرکزی آن‌ها بخشی به شکل میله قرار گرفته که بازو‌ها از میلهٔ مذکور سرچشمه می‌گیرند. از جمله دلایل عنوان شده در بروز میله، به هم پیوسته‌گی بازو‌های مارپیچ و اجتماع آن‌ها در یک خط می‌باشد که سبب پیدایش چنین بازو‌هایی شده است.

کهکشان های بی نظم کهکشان هایی هستند که ترکیب ستاره‌ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.تقریبا 20 درصد کهکشان های کیهان از این نوع می‌باشند.

[ویرایش] کهکشان راه شیری

نوشتار اصلی: کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری دارای درازای ۱۲۰٫۰۰۰ سال نوری است. قطر این کهکشان نیز در مرکز، رقمی معادل ۲۰٫۰۰۰ سال نوری وقطر بازوی آن در حدود ۳۰۰۰ سال نوری است. کهکشان ما در حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره دارد. منظومه شمسی و خورشید در فاصله ۳۰٫۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند و همچنین با سرعتی معادل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر بر ثانیه به دور مرکز کهکشان می‌چرخد که حدود ۲۲۵ میلیون سال طول می‌کشد تا این مجموعه یک بار بچرخد.

[ویرایش] کهشان‌های همسایه با کهکشان راه شیری

نزدیک ترین کهکشان به ما کهکشان آندرومدا است که از لحاظ ساختار درست مانند کهکشان راه شیری مارپیچی و دارای بازوست به همین دلیل خواهر کهکشان راه شیری نامیده می‌شود. این کهکشان در فاصله ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ سال نوری از ما قرار دارد و در حال حاضر نیز در حال نزدیک شدن به ما می‌باشد. اما متوسط فاصله کهکشان‌ها حدود ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ سال نوری است.

 

 

 

 

كهكشانها ما (راه شيري):

  شب هاي تابستان و خزان بهترين اوقات براي مشاهده راه شيري است. راه شيري كه همانند نواري نوراني و ممتد در وسط آسمان ديده ميشود شامل ميليارد ها ستاره است. اگر چه شب هنگام ستاره گان زيادي در آسمان ميبينيم ولي در طي اين نوار تمركز قابل ديدني از ستاره گان وجود دارد.

گاليله اولين كسي بود كه هنگام رصد اين بخش از آسمان توسط تلسكوپ خود پي به اين نكته برد كهكشان ما شكلي همانند عدسي دارد كه بازو هائي مارپيچي گرداگرد آنرا فرا گرفته اند و بدين منظور است كه كهكشانها مارپيچي ناميده ميشود.

منظومه شمسي در قسمت انتهائي اين عدسيه و در فاصله خيلي دور از مركز آن قرار دارد. سال نوري است. 26000 اين فاصله حدود كهكشان راه شيري بصورتي كه روشنائي يكساني داشته باشد جلوه نمي كند. روشنائي آن در نزديكي صورت فلكي (قوس) بيشتر بوده و ناحيه مركزي راه شيري را دريافت.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

طبقه بندی کهکشان ها

کهکشان‌ها دارای طبقه بندی‌های مختلفی هستند که عوامل موثر در این طبقه بندی‌ها شامل: ساختمان، تراکم، رنگ، نوع، تشعشعات و نورانیت و... است. از جمله طبقه بندی کهکشان‌ها می‌توان به طبقه بندی ادوین هابل اشاره کرد که در این طبقه بندی کهکشان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند. ۱- مارپیچی ۲- بیضوی ۳- نامنظم که هر کدام به زیر مجموعه‌های زیرتقسیم می‌شوند :

از کهکشان هایی هستند که از مجموع ستاره‌گان کهن‌سال ساخته شده و عمر متوسط ستاره‌گان آن به ده میلیارد سال می‌رسد. این کهکشان ها توده‌هایی آرام هستند و بر اثر کهولت حاکم بر ستاره‌گان به رنگ قرمز گرایش پیدا کرده که معمولا این کهنسالان به دور مرکز جرم خود در حال گردش هستند. در این نوع کهکشان‌ها از محیط‌های فعال میان ستاره‌ای و ستاره گان نوزاد خبری نیست، این گروه از کهکشان‌ها را بنا به شکلشان به گروه‌های (S0 و S7) تقسیم بندی کرده که هرچه از سوی کهکشان‌های (S0 و S7)پیش می‌رویم مقدار کشیده‌گی آن ها افزایش یافته و از شکل دایره به بیضی گرایش پیدا می‌کنند.

کهکشان‌های مارپیچ مشتمل بر ستاره‌گان نوزاد، پیر و محیط‌های میان ستاره‌ای می‌باشند که حول یک سیاه‌چاله که در مرکز کهکشان قرار دارد می‌گردند و بر اثر موج پیچشی حاصل از آن بازو‌هایی در دور آن به وجود می‌آید. از جمله کهکشان‌های مارپیچی می‌توان به کهکشان راه شیری اشاره کرد که محیطی تقریبا فعال و پر نوسان دارد.

این دسته از کهکشان‌ها مانند کهکشان‌های مارپیچ هستند با این تفاوت که در میان هستهٔ مرکزی آن‌ها بخشی به شکل میله قرار گرفته که بازو‌ها از میلهٔ مذکور سرچشمه می‌گیرند. از جمله دلایل عنوان شده در بروز میله، به هم پیوسته‌گی بازو‌های مارپیچ و اجتماع آن‌ها در یک خط می‌باشد که سبب پیدایش چنین بازو‌هایی شده است.

کهکشان های بی نظم کهکشان هایی هستند که ترکیب ستاره‌ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.تقریبا 20 درصد کهکشان های کیهان از این نوع می‌باشند.

[ویرایش] کهکشان راه شیری

نوشتار اصلی: کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری دارای درازای ۱۲۰٫۰۰۰ سال نوری است. قطر این کهکشان نیز در مرکز، رقمی معادل ۲۰٫۰۰۰ سال نوری وقطر بازوی آن در حدود ۳۰۰۰ سال نوری است. کهکشان ما در حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره دارد. منظومه شمسی و خورشید در فاصله ۳۰٫۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند و همچنین با سرعتی معادل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر بر ثانیه به دور مرکز کهکشان می‌چرخد که حدود ۲۲۵ میلیون سال طول می‌کشد تا این مجموعه یک بار بچرخد.

[ویرایش] کهشان‌های همسایه با کهکشان راه شیری

نزدیک ترین کهکشان به ما کهکشان آندرومدا است که از لحاظ ساختار درست مانند کهکشان راه شیری مارپیچی و دارای بازوست به همین دلیل خواهر کهکشان راه شیری نامیده می‌شود. این کهکشان در فاصله ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ سال نوری از ما قرار دارد و در حال حاضر نیز در حال نزدیک شدن به ما می‌باشد. اما متوسط فاصله کهکشان‌ها حدود ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ سال نوری است.

 

 

 

 

كهكشانها ما (راه شيري):

  شب هاي تابستان و خزان بهترين اوقات براي مشاهده راه شيري است. راه شيري كه همانند نواري نوراني و ممتد در وسط آسمان ديده ميشود شامل ميليارد ها ستاره است. اگر چه شب هنگام ستاره گان زيادي در آسمان ميبينيم ولي در طي اين نوار تمركز قابل ديدني از ستاره گان وجود دارد.

گاليله اولين كسي بود كه هنگام رصد اين بخش از آسمان توسط تلسكوپ خود پي به اين نكته برد كهكشان ما شكلي همانند عدسي دارد كه بازو هائي مارپيچي گرداگرد آنرا فرا گرفته اند و بدين منظور است كه كهكشانها مارپيچي ناميده ميشود.

منظومه شمسي در قسمت انتهائي اين عدسيه و در فاصله خيلي دور از مركز آن قرار دارد. سال نوري است. 26000 اين فاصله حدود كهكشان راه شيري بصورتي كه روشنائي يكساني داشته باشد جلوه نمي كند. روشنائي آن در نزديكي صورت فلكي (قوس) بيشتر بوده و ناحيه مركزي راه شيري را دريافت.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد، در صورتی که مجموعه جرم اعضای خانواده خورشید فقط کمی بیشتر از یک دهم درصد جرم خود خورشید است. تا بحال سیستم سیاره‌ای نظیر آنچه به خورشید مربوط است کشف نشده است. سیارات ، اجرام سماوی سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد. بعضی از آنها را با چشم غیر مسلح می‌توان رویت کرد ولی سه سیاره سیاره اورانوس ، نپتون و سیاره پلوتو را بدون تلسکوپ نمی‌توان رویت کرد. در مورد تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب می‌توان گفت که سیارات با نور پایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به شدت تغییر می‌کند. سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارای مکانهای تقریبا ثابتی هستند.

به علت زیادی جرم خورشید ، تمامی سیارات ، سیارکها ، ستارگان دنباله دار و شهابها با تقریب زیاد ، حول خورشید حرکت می‌کنند و بطور جداگانه به سمت خورشید جذب می‌شوند. مدار هر کدام از آنها به شکل بیضیهایی با اندازه‌های متفاوتند که خورشید در کانون این بیضیها واقع شده است. در مورد کلیه حالت سیارات ، خروج از مرکز آنها کوچک بوده و از 0.1 تجاوز نمی‌کند و به غیر از مدارهای سیاره‌های عطارد و سیاره پلوتو که برای آن دو مقدار خروج از مرکز به ترتیب 5.206 و 5.250 است.

 

محل استقرار و مدارات سیارات منظومه شمسی

سیارات به ترتیب فاصله از خورشید عبارتند از: عطارد (تیر) ، زهره (ناهید) ، زمین ، مریخ ، مشتری ، زحل ، اورانوس ، نپتون و پلوتو. اخیرا کشف دهمین سیاره منظومه شمسی نیز تأیید شده است. انجمن بین المللی اختر شناسی کشف دهمین سیاره گردنده به دور خورشید که در مرز منظومه شمسی قرار دارد را تأیید کرده است. این شی ابتدا در سال 2003 کشف شده بود، اما سیاره بودن آن اخیرا تأیید شده است. فاصله این شی از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است. این بزرگترین جرم آسمانی است که از زمان کشف نپتون در سال 1846 در مدار خورشید کشف می‌شود و در فاصله 97 واحد نجومی (فاصله متوسط زمین - خورشید) از ما کشف شده است. همه سیارات بجز عطارد و زهره دارای یک چند قمر هستند.

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

علمي كه توسط آن به مطالعه كهكشانها پرداخته شود بنام استرانومي كه يك كلمه يوناني است ياد مي گردد. كه astran به معني ستاره و names به معني قانون آماده است. پس استرانومي يا نوجوم علم كاينات و قوانيني است كه در آن حكم فرماست.

   اين علم از جمله علوم خيلي قديمي و دلچسپ به شمار رفته و تفاوت عمده آن با علوم ديگر اين است كه در اين ساحه دانش و تحقيقات پديده ها از فواصل دور صورت ميگيرد.

   نسبت وسعت موضوع معلومات بيشتري در باره كائنات هنوز هم جنبه معلوماتي را مي پيمايد. همانطوريكه بشر نسبت استعمال تكنالوژي به سرعت انكشاف مي نمايد همان طور به سرعت دچار تغييرات نيز ميگردد.

  بطوريكه متذكر شديم نجوم يكي از علوم خيلي قديمي است و انسان از زمانهاي بسيار قديم يعني دوره حجر بنابر تغييرات كه در چوكات اجرام سماوي و تغيير شكل مهتاب , طلوع و غروب آفتاب و غيره پديد مي آمد مي انديشيدند. و در باره هر يك از آنها اظهار نظر مي نمودند. از همان زمان اطلاعات نجوم قديم شروع گرديد و علما عقيده دارند كه دانش نجوم نظر به همه دانشها قدامت دارد. طوري كه از شواهد تاريخي بر مي آيد شش هزار سال قبل از امروز علماي آشوري در باره حركات اجرام سماوي اظهار نظر كرده بودند. اما نخستين تحقيقات نجومي در باره خسوف و كسوف در چين صورت گرفته بود. به اين معني كه در اوراق تاريخ درج شده است كه دو تن از منجمين چينائي حوري 2159 ق.م هنگامي محاكمه شدند كه در پيش گوئي يك كسوف دچار اشتباه شده بودند.

مصري ها سه هزار سال قبل از امروز در اعمار اجرام حماتي را دقيقا در نظر گرفته بودند. نخستين منجم يوناني تالس 640 ق.م كه تحصيلاتش را در مصر بسر رسانيده بود. علاوه بر داشتن دانش متداول آن زمان در باره پيدايش ستاره گان چنين عقيده داشت كه ستاره گان موجود از تراكم آن ذرات كوچك بوجود آمده است. كه ابتدا تمام فضاي عالم را اشغال كرده بود. يكي از شاگردان تالس بنام فيثاغورث 583 ق.م براي اولين بار اظهار داشت كه زمين و آفتاب شكل كروي دارند و آفتاب به روي كره سماوي دايره بزرگي را مي پيمايد كه بنام دايره خسوف و كسوف ناميده ميشود.

 ديموكراتوس 500 ق.م در باره وسعت كهكشانها نظر نموده چنين بيان داشته بود كه كهكشانها از ستاره هاي بيشماري بوجود آمده كه به فواصل بسيار دور از ما واقع شده اند. افلاطون 427-347 ق.م همچنين ارسطو كه از جمله طرفداران مكتب فيثاغورث بوده در باره علم نجوم خدمات ارزنده انجام داده اند. خاصاً ارسطو براي اولين بار اظهار داشته بود كه مهتاب كروي بوده و روشني خود را از آفتاب اخذ ميكند. به همين سبب در طول ماه با در نظر داشت گردش مهتاب بدور زمين و مدار آن قسمت هاي مختلف آن ديده ميشود. از جانب ديگر آفتاب نسبت به مهتاب از زمين فاصله زياد دارد.

همچنان ارسطو حادثه خسوف و كسوف را سايه مهتاب به زمين پنداشت و از روي حادثه خسوف و كسوف كروي بودن زمين را براي اولين بار اثبات كرد. و از همين جا نجوم در يونان به مرحله جديد خود گام نهاد و زمينه براي دانشمندان كه بنيانگذاران نجوم جديد هستند فراهم شد. بنيانگذاران نجوم جديد مانند: كوپرنيك , كانت , كپلر , گاليله , هاربيگر و غيره.

وسعت كائنات

طوريكه ميدانيم كائنات عالم لايتناهي و نا محدود است كه شامل ميليون ها كهكشان ميگردد. و هر يك از كهكشان ها شامل ميليون ها سياره , ستاره , اقمار , ستاره هاي دنباله دار و ساير اجرام سماوي ميگردد.

  منظومه شمسي ما جزئي از كهكشان است كه شامل ميليون ها نظام ديگر مي گردد , در حال حاضر دانشمندان با استفاده از تلسكوپ هاي قوي توانسته اند كه ده هزار كهكشان كه منظومه شمسي ما نيز جز يكي از اين كهكشان ها است تخمين ميكنند. بايد متذكر شد كه در كائنات تعداد اين كهكشان ها خيلي زياد است و بشر تا حال اين تعداد را كشف كرده است.

    فاصله زمين از يكي از كهكشان ها كه بنام نيبولا  Nebula ياد ميشود تقريباً دو نيم ميليون سال نوري است. يكي ديگر از كهكشان ها كه نسبتاً فاصله متوسط دارد بنام Sambrero ياد ميشود و شكل بيضوي را دارا است تقريباً چهار ميليون سال نوري تخمين شده است و همچنان منظومه شمسي ما از مركز كهكشان  9600 ميل سال نوري فاصله دارد.

بطور عموم چنين تخمين زده شده است كه كهكشان ما شامل چهار صد هزار ميليون ستاره است و همچنان نظر اين كهكشان از يكي جناح ديگر هشتاد هزار سال نوري تخمين گرديده است. نور در ظرف يك ثانيه هفت مرتبه دورادور زمين را مي چرخد.

فرضيه مبدا

 در اين جا بايد متذكر شد كه در علم نجوم منظور از فرضيه مبدا عبارت از زمان است كه جهان شروع به گسترش و توسعه نموده است. و آنرا هم نمي توانيم نظر به دانش علمي بطور قطع حكم كنيم زيرا زمان شكل هستي ازماده بوده و بدون ماده غير قابل تصوراست. از اينكه ماده واقعيت عيني بوده و نظر به قانون تحفظ كتله و انرژي كه در فزيك به اثبات رسيده نه بوجود مي آيد و نه معدوم مي گردد. پس در اين فرضيه مبدا منظور از اوايل گسترش كائنات بعد از يك انفجار عظيم است.

  زيرا علما عقيده دارند كه ميليون سال قبل كائنات در حال توسعه بوده و ابتدا عبارت از ذرات كوچك برقي بين الكترون و پروتون بوده و در اين ذرات برقي مذكور بنابر قانون كولن f=k كه f عبارت از قوه باهمي بين چارچ هاي q,q و r  فاصله چارچ ها و k عدد ثابت برقي است. اين ذرات با هم يكجا شده اتم هاي گاز هايدروجن را بوجود آورده اين اتم ها بنابر قانون جاذبه با هم متحد شده و بلاخره توده عظيمي را تشكيل داده اند. و در مركز آن فشار بزرگي توليد گرديده و در نتيجه آن درجه حرارت مركز توده مذكور بلند رفته و بلاخره به حدي رسيد كه باعث صورت گرفتن تعاملات هستوي شد يعني در اين تعاملات پروتون ها و الكترونها اتحاد كرده و اتم هاي عناصر مختلف بوجود آورده شد در طي اين عمليه مقداري از كتله به انرژي تبديل گرديد. يعني E=mc اين انرژي باعث انفجار عظيمي شده و تمام مواد توده را به حالت گازات در خشان و آتشين به اطراف پراگنده ساخت. در نتيجه زمان قسمتي از گاز بشكل گرد و خاك در آمده در اين

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

« خدا سیارات و زمین را نگه می دارد که فرونپاشند، اگر فروبپاشند کس دیگری غیر خدا نیست که بخواهد آنها را بگیرد. خدا خیلی بردبار است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند».

هـمانطور که آیـه مطرح کـرده زمـیـن و سیارات در واقع در مدار خود نگه داشـته شده اند که فـرو نمی پاشند. چیزیکه آنها را نگه داشته نیروی جاذبه و دافعه (گريز از مرکز) میان آنها و خورشید است. و اینکه آیه می گوید خدا آنها را نگه داشته جنبه مجازی دارد. به این معنی که قانون جاذبه و دافعه (گريز از مرکز) از طرف خدا وضع شده است.

(هیچیک از علومی که ما در این کتاب از آن صحبت می کنیم در زمان محمد وجود نداشته است. و منظور از موکول نمودن مسائل به آینده برای تعیین تکلیف شدن" اینست که خدا به هر کسی و هر مردمی فرصت یک زندگی می دهد، و مجموع اعمال آنها را در نهایت حسابرسی می کند، و به خاطر ستمگری کسی یا کسانی یا حاکمیتی نظام هستی را به هم نمی ریزد و همه چیز را نابود کند).

خـورشـيـد

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

نکته آیات: روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:

تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً 100 کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند.

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

 

« يوسف به پدر خود گفت: پدرم! من يازده سياره ديدم و خورشيد و مـاه را ديدم که برای من سجده مي کرده اند».

نکـتـه آيـه: يوسف 11 سياره ديده است:

"خورشيد" و "ماه" که يوسف در خواب ديده پدر و مادر وی (کـه مادر وی در واقع خالـه وی بوده) می باشد. و 11 سياره 11 برادر وی می باشد، ولی ديدن 11 سياره الـزاماً به اين معنی است کـه يازده سياره برای ديده شدن می بايست وجود داشـته باشد.

در زمانی که يوسف اين خواب را ديـده (يعـنی 2000 سال پيش از ميلاد مسيح)،  تا زمان محمد و همينطور تا پيش از اختراع تلسکوپ، انسان فـقـط سياراتی را که بچشم می ديد می شناخت. يعنی عـطارد، زهره، مريخ و مشتری.

هـفتمين سياره (اورانوس) در سال 1781 کشف شد ــــ نپتون (هشتمين سياره) در سال 1846 ـــ و پلوتون (نهمين سياره) در  سال 1930. مجموع سيارات منظومه شمسی که فعلاً انسان آنها را می شناسد 9 تا است.

در سال 1992 انـسـان يـک سـياره يخی کوچکی را در خارج از حومه پلوتون کشف کرد. و از آن پس 15 سياره کوچک ديگر را در همان نواحی پيدا کرده، ولی فعلاً مشغـول بررسی آنهاست که آيا سياره هستند يا سيارک و يا چيز ديگری.

در سال 2003 سياره ديگری کشف شد که بعدها بعنوان دهمين سياره شناخته شد. جرم آن حداقل به اندازه پلوتون است و فاصله آن از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

«آيا کسانيکه بخدا ايمان ندارند نمی توانند ببينند کـه زمين و سيارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبيده" بـودند بعد آنها را با نيرو از هم باز کرديم»؟

«خدا آنست که سيارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بينيد بلند کرد».

 «و سيارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ايجاد نمود».

نکات آيات: 1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ ميان سيارات تعادل وجود داد.

1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:

چنانکه پيش از اين آمد خورشيد و ساير سيارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند  و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اينکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصيف نموده  اين است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها"  دارد.

2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد:

سيارات منظومه شمسی با نيروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.

 

 3ـــ ميان سيارات تعادل وجود دارد:

عـلـتِ کشيده نشدن سيارات بطرف همديگر و يا هل ندادن همديگر وجود نيروی جذب و دفع متعادل ميان آنها است. مثلاً خورشيد زمين را بـطرف خود می کشد و زمين در حرکت خود دور خورشيد که رو به دور شدن از از خورشـيـد است خود را از خورشيد دفع می کند (که به آن نيروی گريز از مرکز گفته می شود). نيروی کشش خورشيد و دفع زمين به يک اندازه است، به اين خاطر نه خورشيد می تواند زمين را بطرف خود بکشد و نه زمين از مدار خود دور خورشيد خارج شده و به بيرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمين در مداری شبه بيضی دور خورشيد می گردد هنگامی که به خورشيد نزديک می شود سرعت آن بيشتر می شود، در نتيجه نيروی دفع (نيروی گريز از مرکز) آن نيز بيشتر می شود که برابر می شود با نيروی جاذبه بيشتر شده خورشيد، و هنگاميکه از خورشيد دور می شود و نيروی جاذبه خورشيد کمتر می شود سرعت حرکت آن نيز کمتر می شود، و به اين شکل هميشه نيروی جذب و دفع (نيروی گريز از مرکز) برابر است. اين وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمين و ماه.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

 

«آيا کسانيکه بخدا ايمان ندارند نمی توانند ببينند کـه زمين و سيارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبيده" بـودند بعد آنها را با نيرو از هم باز کرديم»؟

«خدا آنست که سيارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بينيد بلند کرد».

 «و سيارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ايجاد نمود».

نکات آيات: 1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ ميان سيارات تعادل وجود داد.

1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:

چنانکه پيش از اين آمد خورشيد و ساير سيارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند  و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اينکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصيف نموده  اين است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها"  دارد.

2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد:

سيارات منظومه شمسی با نيروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.

 

 3ـــ ميان سيارات تعادل وجود دارد:

عـلـتِ کشيده نشدن سيارات بطرف همديگر و يا هل ندادن همديگر وجود نيروی جذب و دفع متعادل ميان آنها است. مثلاً خورشيد زمين را بـطرف خود می کشد و زمين در حرکت خود دور خورشيد که رو به دور شدن از از خورشـيـد است خود را از خورشيد دفع می کند (که به آن نيروی گريز از مرکز گفته می شود). نيروی کشش خورشيد و دفع زمين به يک اندازه است، به اين خاطر نه خورشيد می تواند زمين را بطرف خود بکشد و نه زمين از مدار خود دور خورشيد خارج شده و به بيرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمين در مداری شبه بيضی دور خورشيد می گردد هنگامی که به خورشيد نزديک می شود سرعت آن بيشتر می شود، در نتيجه نيروی دفع (نيروی گريز از مرکز) آن نيز بيشتر می شود که برابر می شود با نيروی جاذبه بيشتر شده خورشيد، و هنگاميکه از خورشيد دور می شود و نيروی جاذبه خورشيد کمتر می شود سرعت حرکت آن نيز کمتر می شود، و به اين شکل هميشه نيروی جذب و دفع (نيروی گريز از مرکز) برابر است. اين وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمين و ماه.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 

آفرينش منظومه شمسی

«آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»!  « زمين و سيارات را نوآوری نمود».

(واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. يعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آيه نيز به معنی: "بالا بردن و افزايش دادن" است که از معانی آن است).

1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن:

مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً 5 ميليارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده  و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت يک ديسک در آمده بوده که بدور خود می چرخيده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـيروی جاذبه مـواد بيشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحيه متراکم گرمای لازم برای ايجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـيـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای ديگری از گاز و غـيره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبديل شده اند که همان سيارات فعلی منظومه شمسی باشند.  (در رابطه با پيدايش منظومه شمسی چندين نظريه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آيات قرآن می خواند را می گيريم).

در سوره انبياء آيه 56 می خوانيم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفريدگار شـما آفريدگار سيارات و زمين است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: "از درون و مرکزيت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن" است. هر کره ای نيز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نيروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به اين شکـل کره شکل می گيرد.

2ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:

کسانی که به خدا معتقد نبوده و نيستند از جمله می گفـته اند و می گويند که: وقـتی مـا می ميرويم ديگر زنده نمی شويم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ايـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آيا آفـرينش شما مشکـل تر است يا منظومه شمسی؟ اين به اين معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حيات و زندگی برگردانده شده است.

و در آيه 101 سوره انعام نيز گفته که خدا بديع زمين و سيارات است. بديع بمعنی: نوساز، نوآور، نوين پرداز و مواردی از اين قبيل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و اين موضوع از جنبه ضمنی و تلويحی به اين معنی است که زمين و سيارات پيش از اين چيزِ ديگری بوده اند و وضعيت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.

مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه يک ستاره بسيار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.

3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:

منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز  درست کردن برای سيارات آنست. و شب و روز در سيارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعيت محور آن نسبت به خورشيد است. وقتی محور سياره به موازات خورشيد قرار  می گيرد با چرخش سياره بدور خود باعث ايجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمين يا هر سياره ديگری عمود بر خورشيد قرار می گرفت شب و روز ايجاد نمی شد هر چند سياره بدور خود نيز می چـرخيد. مثلاً اگر قطب شمال زمين رو به خورشيد می بود قطب شمال هميشه روز می بود و قطب جنوب هميشه شب، هر چند زمـيـن بدور خود نيز می چرخيد.

مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ريزی شده بودنِ ايجاد "شب و روز" در آنست. و اين چيزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمين مرکز عالم بود و خورشيد بـدور آن می چرخيد نمی خواند. چون در صورت گردش خورشيد بدور زمين ايجاد شب و روز امری طبيعی می نمود، ولی در صورت گردش زمين بدور خود و بدور خورشيد است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمين و سيارات نسبت به خورشيد شب و روز در آنها ايجاد نخواهد شد.

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط پرویزبشرمل  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM