چگونگی شکل گرفتن کهکشانها ومنظومه شمسی با ده سیاره آن |
خورشيد به همراه 9 سياره و 48 قمر و هزاران سياره كوچك و ستاره دنباله دار منظومه شمسي را تشكيل ميدهد. سيارات در مدار بيضي شكل كه خورشيد در يكي از كانونهاي آن قرار دارد , بدور خورشيد ميگردند. پنج سياره عطارد , زهره , مريخ , مشتري و زحل را ميتوان با چشم غير مسلح ديد.
بابليها و يونانيان باستان در رصد هاي خود متوجه شده بودند كه اين پنج ستاره همواره در حال حركت هستند و مانند ستاره گان و صور فلكي ارتباط و فاصله خود را نسبت به يكديگر در كره آسماني حفظ نمي كنند.
آنها اين پنج جرم آسماني را ستاره گان متحرك مي ناميدند. در سواحل مديترانه خرابه هاي معبدي باقيست كه در اين محل پنج سياره فوق عبادت ميشدند. هر يك از آنها نمايانگر الهه ها و خدايان مخصوص بودند. ادامه اين تصورات تا قرن 16 ميلادي طول كشيد و در اين قرن بود كه بر اثر اكتشافات نجومي تفاوت بين سيارات و ستاره گان معلوم گشت.
بعدها سيارات ديگري نيز كشف شدند و همه مي دانيم كه مجموعاً 9 سياره بدور خورشيد در گردش هستند. اورانوس , نپتون و پلوتون تنها از طريق تلسكوپ قابل رويت ميباشد. سيارات اجرام مستنير بوده و بر اثر انعكاس نور خورشيد از سطح آنها ديده ميشوند.
مدار سيارات بغير از پلوتون تقريباً در يك صفحه واقع است و يدين دليل است كه ما آنها را در دايره البروج ميبينيم. ياد آوري ميكنيم كه تقاطع صفحه مداري زمين باكره آسماني كه دايره اي است , عظيمه دايره البروج نام دارد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه دايره البروج مسير ظاهري خورشيد در ميان ستاره گان است.
منظومه شمسي اگر چه حيثيت يك نقطه را در بين كهكشانها دارا ميباشد ولي باز هم فاصله خورشيد از سياره پلوتون رقم 5920000000 كيلو متر چشم گير بوده كه بالغ بر ميباشد.
كهكشانها
علاوه بر سيارات اعضاي ديگري نيز در خانواده منظومه شمسي وجود دارند كه عبارتند از: سيارك ها , ستاره گان دنباله دار و شهابها.
سيارك ها اجرام كوچكي متجاوز از هزاران عدد هستند كه اساساً بين مدار مريخ و مشتري بدور خورشيد ميگردند و بزرگترين آنها حدود 500 مايل قطر دارد.
ستاره گان دنباله دار از زيبا ترين اجرام آسماني هستند و بصورت توده درخشان و دنباله اي نوراني و دراز در پي خودنمائي ميكنند. اين توده درخشان كه هسته ناميده ميشود , قطري از چند صد متر تا چندين كيلو متر ميتواند داشته باشد. هسته از گازها و موادي منجمدي تشكيل يافته است.
ستاره گان دنباله دار در مدارهاي بشكل بيضي كشيده بدور خورشيد ميگردند در نزديكي خورشيد گرما باعث منبسط شدن گازها و ذوب شدن گازها مواد منجمد ميگردد و در نتيجه دنباله تشكيل ميشود. در اثر انعكاس نور خورشيد دنباله نوراني جلوه ميكند. دنباله بعضي از ستاره گان دنباله دار تا صد ها ميليون كيلو متر طول دارد.
شهاب ذرات كوچكي هستند كه در فضا ميان سياره حركت ميكنند و در اثر برخورد با جو زمين و توليد اصطكاك تا حد سفيد شدن گرم ميشوند. تقريباً تمام شهابها قبل از رسيدن به سطح زمين از بين ميروند ولي بعضي از آنها با زمين بر خورد ميكنند كه به آسمان سنگ معروف هستند.
ستاره ها
ستاره گان كره اي سوزان از گاز ميباشند كه بر خلاف سيارات توسط نور خود ميدرخشند. ماده در اينجا به فشار و درجه باور نكردني ميرسد. انرژي ستاره گان ناشي از فعل و انفعالات هسته اي است , هيدروژن به هيليوم تبديل ميشود و در حين اين واكنش گرما و نور بسيار زيادي از خود ساطع ميكند. اين همانند واكنشي است كه در يك بمب هايدروژني اتفاق ميافتد. نزديكترين ستاره به زمين خورشيد است با قطر حدود 4/1 ميليون كيلو متر و جرم 2*1030 km با اين حال خورشيد ستاره اي است متوسط . در هر ستاره آن قدر ماده وجود دارد كه ميتوان حدود يك ميليون زمين از آن درست كرد.
بايد ياد آور شويم كه جرم زمين حدود 6000 مليارد تن است. ماده اصلي تشكيل دهنده اي اغلب ستاره ها هايدروجن است و به نظر ميرسد اين ماده اساسي ترين ماده ساختمان جهان باشد. كوچكترين ستاره ها اندازه همانند زمين دارند ولي جرم و كثافت آنها بسيار زياد است. اين نوع ستاره گان در رده كوتوله هاي سفيد قرار دارند.
براي مثال درجه حرارت يك كوتوله سفيد يك ستاره است دو برابر درجه حرارت سطحي خورشيد و كثافت آن 170000 برابر كثافت خورشيد ميباشد. ولي شعاع آن 0.014 شعاع خورشيد است , از طرف ديگر بعضي ستاره گان بسيار بزرگ و غول آسا هستند.
اگر يكي از آنها در جاي خورشيد قرار ميگرفت شعاع آن تا مدار زحل نيز امتداد ميافت. يدين مناسبت اين ستاره گان را غول مينامند. ابر غولاني وجود دارد كه شعاع آنها چهار صد برابر شعاع خورشيد و حجم آنها 64 ميليون برابر حجم خورشدي بوده ولي احتمالاً جرم آنها از 50 برابر جرم خورشيد تجاوز نميكند.
برخي از ستاره گان نورانيت ثابتي ندارند و تغيراتي در روشنائي آنها ديده ميشود. گاه نورانيت ستاره گان بنام نوا (نو اختر) در طي چند روز هزاران بار بيشتر شده سپس رو به تاريكي ميگرايد.
رنگ ستاره گان نيز متفاوت است اين رنگها بين آبي مايل به سفيد تا سرخ تغير ميكند , ستاره شناسان از روي رنگ ميتوانند ستاره گان را رده بندي كنند. ستاره گان آبي درجه حرارت بسيار زياد حدود 50000 درجه كالوري دارند در حالي كه درجه حرارت ستاره گان سرخ رنگ تقريباً 3000 درجه كالوري است.
خوشه هاي ستاره پروين
خوشه هاي ستاره اساساً شامل تعداد زيادي ستاره هستند كه در اثر نيروي جاذبه در كنار هم قرار گرفته اند , اين خوشه ها به دو نوع تقسيم ميشوند: 1 – خوشه ها باز ( كهكشاني) و خوشه هاي كروي.
ستاره شناسان تا اكنون متجاوز از 500 خوشه باز شناسائي كرده اند. تعداد ستاره هاي اين خوشه ها ممكن است از 20 تا 1000 تغير ميكند. مشهور ترين خوشه ستاره باز خوشه پروين ( پليارد ها) در صورت فلكي گاو است. با چشم غير مسلح حدود 6 ستاره ولي با تلسكوپ ميتوان صد ها ستاره را در آن تشخيص داد.
خورشيد
ستاره غول پيكر منظومه شمسي ما توده متراكم گازي شكل است بنام آفتاب كه فاصله آن از مركز زمين 150000000 كيلو متر معادل 93225000 ميل ميباشد. همچنان حجم آن 1300000 برابر حجم سياره ما يعني كره زمين است. حرارت سطحي آن 6093 درجه سانتيگراد و دماي دروني آن بيش از 150000000 درجه سانتيگراد تخمين زده ميشود.
فتوسفير و كروموسفير قسمت هاي گازي شكل تشكيل دهنده لايه خارجي خورشيد مي باشند كه دنباله اين لايه بنام كرونا يعني تاج خورشيد ناميده ميشوند. حرارت و تشعشعات نوري آن نتيجه تبديل اتم هاي هايدروجن به هليوم ميباشد.
آن قسمت از حرارت خورشيد كه از فاصله دور به اتمسفير جو زمين ميرسد بيش از %55 آن توسط لايه هاي جو زميني جذب يا منعكس شده و حدود %45 آن به زمين ميرسد. انرژي كه از اين تابش نور و حرارت خورشيد حاصل زمين ميگردد. 2/1 كالري در هر دقيقه است براي يك سانتي متر مربع است كه با توزيع اين مقدار كالري در سطح كره زمين در تمام مدت شبانه روز و با در نظر گرفتن تمام فصول سال بطور متوسط 3/0 كالري براي يك سانتي متر مربع خواهد بود.
( صفحه 15 گنجينه هاي دانش)
2 قطر خورشيد 1350000 كيلو متر ميباشد يعني يكصد و هشت مرتبه از قطر زمين بزرگتر است. نظر به قانون جاذبه عمومي F=k كه توسط نيوتن كشف شد تمام اجسام كائنات يكديگر را جذب ميكنند.
مثلاً تمام اجسام روي زمين و اتمسفير توسط اين قوه جاذبه در روي زمين و به اطراف آن حفظ شده اند. بر علاوه نيوتن كشف كرد كه هر گاه مقداري مواد جسم اضافه گردد قوه جاذبه آن هم زياد ميشود. قوه جاذبه آفتاب تقريباً سي چند قوه جاذبه زمين ميباشد.
اقسام انرژي تشعشع كه از آفتاب خارج ميشود نتيجه تعاملات هستوي است و تعاملات هستوي وقتي صورت ميگيرد كه يك عنصر به عنصر ديگر تبديل شود.
در تعاملات هستوي كه در آفتاب صورت ميگيرد اتم هاي هايدروجن به اتم هاي هيليوم تبديل شده و انرژي اضافي را بشكل تشعشع آزاد ميكند. و اين انرژي اضافي از تبديل كتله به انرژي صورت ميگيرد. طوري كه در هر في ثانيه پنجصد و شصت و چهار ميليون تن هايدروجن به پنجصد و شصت ميليوم تن هليوم تبديل ميشود و چهار ميليون تن اضافي مانده به انرژي تشعشعي و حرارت تبديل ميشود. تعاملات هستوي در آفتاب بصورت متمادي جريان دارد. و در نتيجه جسم آفتاب بطور دايمي فروزان ميباشد.- خورشيد
خورشيد نزديكترين سياره به ماست و از اينرو همانند قرص روشن ديده ميشود. جرم آن حدود 10.2 تن است. يعني 330000 برابر حجم زمين. خورشيد 99/8% جرم منظومه شمسي را دارا است. خورشيد همانند جسم جامد نيست و به همين علت در حين حركت وضعي تمام قسمت هاي آن با سرعت مساوي نمي چرخند. استواي خوشيد در 25 روز يك دور مي زند و در عرض 60 اين عمل در 5/27 روز اتفاق مي افتد. سطح مرئي خورشيد فتوسفير يا شير سپهر نام دارد.
می دانیم که خورشید ، انرژی خود را از طریق سوزاندن هیدروژن و تبدیل آن به هلیوم تأمین میکند. واکنشهای هستهای که این همجوشی را امکان پذیر میسازند ، در مرکز خورشید اتفاق میافتند. هم اکنون حدود 50 درصد از این هیدروژن مرکزی به هلیوم تبدیل شده است. ظرف 5 میلیارد سال آینده ذخایر هیدروژن در این منطقه داغ تمام خواهد شد.
با به پایان رسیدن ذخیره هیدروژن خورشید ، این ستاره زرد به یک غول سرخ انرژی تبدیل شده و باعث گداخت هلیوم به کربن و اکسیژن خواهد شد. حجم خورشید زیاد شده و دمای سطح آن کاهش مییابد. افزایش حجم ، کاهش دما را جبران می کند و کره زمین گرمای بسیار زیادی از خورشید دریافت میکند و حیات روی زمین از بین میرود. سیارات یکی پس از دیگری تبخیر میشوند. ولی خورشید کاملا از بین نمیرود، بلکه سرانجام بصورت یک کوتوله سفید باقی میماند.
انسانی که قصد احیا خورشید را دارد، نباید منتظر مرگ خورشید طی مراحل فوق باشد. باید قبل از اینکه خورشید به کوتوله سفید تبدیل شود ، بشر وارد عمل شود. وقتی ذخیره هیدروژن خورشید در منطقه مرکزی تمام شد ، خورشید محروم از سوخت وارد آخرین مراحل موجودیت خود میشود. با این همه تودههای وسیعی از هیدروژن سوخته نشده ، بین هسته و سطح خورشید باقی میماند. این مطلب به یک معنا نوعی کارکرد نادرست ماشین خورشیدی است.
برای به جریان انداختن سوخت ، به یک پمپ نیاز است تا کوره مرکزی را از خاکسترهای ناشی از فرآیند همجوشی پاک کند. به این ترتیب میتوانیم حیات خورشید را از حدود 10 میلیارد سال افزایش دهیم. برای انجام این کار باید مواد خورشید را بطور ادواری به هم بزنیم. درست همانگونه که یک فنجان قهوه را هم میزنیم تا شکر با مایع مخلوط شود ، یا همانطور که با قرار دادن چوبهای حاشیه آتش در مرکز آن ، آتش را احیا میکنیم. برای این منظور باید یک نقطه داغ بین مرکز و سطح خورشید ، کمی خارج تر از منطقه همجوشی ، ایجاد کنیم.
تصویر خورشید در حال مرگ ، خاطر آزتکها را نیز به خود مشغول میکرد. آنها برای آنکه خورشید را زنده نگه دارند، بصورت ادواری قربانیان انسانی تقدیم میکردند. در محرابهایی که بر فراز هرمهای آنها ساخته شده بود، جوانانی که در عنفوان جوانی به سر میبردند، سلاخی میشدند.
چرا ما به جای جوانانمان ، دهها هزار بمب اتمی ذخیرهای را تقدیم نکنیم؟
ستاره شناسان ستارهها را مانند موجودات زنده میدانند که مراحل تولد ، زندگی و مرگ را در طول عمر خود میگذرانند. این مراحل که برای انسان حدود چند ده سال طول میکشد. در مورد ستارهها از چند میلیون تا چند میلیارد سال متغیر است. یک ستاره پس از تولد و گذران عمر ، وارد مرحله مرگ و پایان موجودیت میشود. خورشید ما هم که یک ستاره است، از این قاعده مستثنی نیست.
ذخایر هیدروژن خورشید به ما این وعده را میدهد که تا حدود 5 میلیارد سال دیگر دغدغهای نداشته باشیم. خورشید تقریبا بصورت امروزی ، ستارهای زرد که به اندازه قرص ماه دیده میشود، خواهد بود. ولی 5 میلیارد سال بعد بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید ، گداخته شده و صرف تهیه هلیوم میشود. در آن زمان جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار و دمای آن را افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد.
انرژی حاصل از همجوشی هستهای در پوسته ، باعث انبساط لایههای خارجی خواهد شد، تا اینکه خورشید تبدیل به یک غول سرخ شود. هلیوم هم به کربن و اکسیژن تبدیل خواهد شد.
وقتی خورشید منبسط میشود تا تبدیل به یک غول سرخ شود ، قطرش حدود 150 برابر بزرگتر میشود (بدلیل همین افزایش حجم است که غول نامیده میشود). با افزایش حجم ، دمای سطح خورشید به آرامی کاهش مییابد و گازهای منبسط شده و داغ حرارت خود را از دست میدهند. رنگ خورشید از زرد به نارنجی و سپس قرمز تغییر میکند. بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید ، درخشندگی آن هزار برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع میکند.
خورشید مدت 100 میلیون سال را به شکل یک غول سرخ سپری خواهد کرد، سپس لایههای سست بیرونی از آن جدا خواهند شد. سرانجام خورشید به شکل یک کوتوله سفید باقی مانده و به تدریج از بین خواهد رفت.
بيروني ترين قسمت جو خورشيد تاج خورشيدي نام دارد. تاج خورشيد هاله سفيد رنگي است كه از نام سپهر شروع شده و تا ميليون ها كيلو متر امتداد مي يابد. اين بخش از جو خورشيد , گازي با درجه حرارت بسيار زياد حدود 1-2 ميليون درجه سانتيگراد و كثافت بسيار كم است.
با چشم غير مسلح , تاج خورشيد فقط بهنگام كسوف كامل قابل رويت است ولي در سال 1930 ستاره شناس فرانسوي بنام برناردليوت موفق به اختراع دستگاهي بنام اكليل نگار شد و مطالعه آنرا در مواقع غير كسوف نيز ممكن ساخت.
شكل تاج خورشيد همواره در تسخير است ولي به هنگام ازدياد تعداد لكه هاي تغيير بيشتري از خود نشان ميدهد. كثافت تاج خورشيد پاهين تر از هر خلائي است كه در آزمايشگاه هاي زميني ميتوان بدان دست يافت. (صحفه 42 ش م س)
شراره هاي خورشيد
يكي از تماشائي ترين و كم عمر ترين پديده هاي كه در خورشيد اتفاق مي افتد شراره هاي خورشيدي است. شراره ها بصورت نقاط بسيار روشن در شير سپهر و معمولاً در نزديكي لكه ها خورشيد ظاهر ميشوند. يك شراره نمونه در عرض چندين دقيقه به حد اكثر نورانيت خود ميرسد و سپس به آرامي كم نور شده تقريباً نيم ساعت بعد نا پديد ميگردد. درجه حرارت شراره هاي خورشيد نسبت به شير سپهر بسيار زياد است و به مقدار زياد اشعه ماوراي بنفش نشر ميكند.
( صفحه 45 ش م س) دانشمندان قرن نوزدهم ، خورشید را سرچشمه جویباری از ذرات ابر گونهای که در فضای بین سیارات روان است، میپنداشتند و بر این اعتقاد بودند که پدیدههائی چون فروغهای قطبی و توفانهای مغناطیسی (که اختلالاتی را در میدان مغناطیس زمین موجب میگردد.) از برخورد ابر گونه مزبور با جو زمین پدید میآیند.
این نظریه در سال 1900 بوسیله الیور لوچ انگلیسی چاپ و منتشر گردید و حدود سی سال بعد یعنی در سال 1932 جی. بارتلز خاطر نشان ساخت که ارتباطی میان توفانهای مغناطیسی و فعالیت مشعلهای خورشیدی موجود نیست و احتمالاً این پدیده را بایستی با دوره چرخش 27 روزه خورشید مربوط دانست. به گمان بارتلز اختلالات مغناطیسی زمین بر اثر فعالیت مناطقی از خورشید که آنها را مناطق مینامید، ایجاد میگردد.
نتایج حاصله از بررسی دنباله یا گیسوی ستارگان دنبالهدار بر نظریه گسیلش ذرات خورشیدی نیرو بخشید و در سال 1958 ای.ان پارکر ثابت نمود که ذراتی از تاج خورشیدی جدا گردیده و از هر سو در فضای بین سیارات به حرکت در میآیند و پدیدهای را به نام باد خورشیدی بوجود میآورند. به گمان پارکر ، دمای فوق العاده زیاد تاجهای خورشیدی ، فشارهای زیادی را موجب گردیده و به جریان برونسوی مواد خورشیدی میانجامد.
از آنجائی که هیچ مانع خارجی در سر راه مواد مزبور وجود ندارد. لذا از سرعت جریان آنها کاسته میگردد و به سان گلولهای که در سراشیب غلطان است، همچنان به راه خود ادامه میدهند. منشأ این پدیده همانا تاج خورشیدی است که بسا در سرشت خود همواره در انبساط و پراکنش بوده و برای جایگزینی مواد از دست رفته از لایههای زیرین خویش تغذیه میکند. اما اینکه مکانیسم تغذیه دقیقاً چگونه عمل میکند؟ هنوز به درستی روشن نیست.
نتایج بدست آمده از کاوشهای فضائی کشورهایی چون اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا (بویژه مارینر2) مداومت باد خورشیدی را ثابت میسازد و با آغاز عصر فضا ، تحقیق در زمینه آشنایی با این مکانیسم با جدیت هر چه تمامتر دنبال میگردد و هر روز بر آگاهی با در مورد شناخت پدیده باد خورشیدی افزوده میشود.
باد خورشیدی بطور پیوسته و با سرعت بین 200 تا 900 کیلومتر در ثانیه در فضای میان سیارات میوزد (رقم بین 400 تا 500 کیلومتر در ثانیه را میتوان سرعت متوسط بادهای خورشید محسوب داشت) و ذراتی که بوسیله باد خورشیدی حمل میشوند حدود 4 تا 5 روز وقت لازم دارند تا به زمین برسند. باد خورشیدی شامل تعدادی الکترون و پروتون همراه با مقدار کمی یون های سنگین میباشد.
مهمترین ذرات باد خورشیدی در فاصله خورشید تا زمین را ذرات آلفا (هسته هلیوم) تشکیل میدهند که حدود 4 تا 5 درصد مجموع ذرات را به خود اختصاص دادهاند. تراکم متوسط این ذرات چیزی حدود در متر مکعب است که این رقم با فاکتوری معادل بیش از صد در تغییر است. (به طور مثال تراکم ذرات مزبور در سطح دریای زمین برابر در متر مکعب می باشد).
دمای پلاسمای باد خورشیدی که بر حسب پراکنش سرعت ذرات بیان میگردد. در نزدیکیهای زمین حدود کلوین است. با این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از پلاسمای بسیار گداخته و بسیار رقیق پوشیده شده، این وضعیت نشان میدهد که خورشید از جرم خود حدود کیلوگرم در ثانیه میکاهد و آن را به پدیدهای بنام باد خورشیدی مبدل میسازد. با این روند مدتی معادل حدود سال وقت لازم است تا تمام جرم خورشید بر باد رود. جالب اینجاست که این مدت تقریباً 10 بار طولانیتر از مدت زمان آغاز پیدایش و فعالیت خورشید تا زمان حاضر است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|